م
چند سالی است که عده ای سخنانی را در پیش گرفته اند از این قبیل که طفلی به نام رقیه یا دختری با این اوصافی که ما می شناسیم در میان فرزندان امام حسین علیه السلام موجود نبوده است و داستان حضور او در کربلا تحریف و دروغ است. یکی از کسانی که قائل به عدم وجود حضرت رقیه در کربلاست مرحوم شهید مرتضی مطهری است. وی در کتاب حماسه ی حسینی در ذیل تحریفات عاشورایی اینطور می گوید:
"داستان طفلی از ابی عبدالله که در شام از دنیا رفت و بهانه ی پدر می گرفت و سر پدر را آوردند و همان جا وفات کرد.(تحریف است)"
تنها کسی که کیفیت شهادت او اینگونه نقل شده حضرت رقیه سلام الله علیها ست و مقصود و منظور شهید هم از بیان این تحریف کسی جز حضرت رقیه نیست. حال ما نقد مطهری را این طورنقد می کنیم:
بررسی سندی:
-در کتاب عوالم العلوم و بعضی کتب دیگر روایت شده که در میان اسیران دختر کوچکی از امام حسین باقی مانده بود و اسم او بنا به قولی رقیّه، و از عمر شریفش سه سال گذشته بود و آن حضرت او را بسیار دوست می داشت. و آن دخترک بعد از شهادت پدر شب و روز گریه می کرد که از گریه ی او دل اهل بیت مجروح می شد و دائماً از اهل بیت سؤال می کرد که پدر من کجا رفت؟ و چرا از من دوری نمود؟ (انوارالشهاده 242 ف 2)
-یکی از مصیبت هایی که در شام برای اهل بیت رخ داد شهادت طفل عزیز، حضرت رقیه خاتون بود. (اجساد جاویدان/ 59 تا 68: در این کتاب با شواهد و قرائن فراوان اثبات شده که فرزند سه ساله امام حسین رقیه نام داشت. )
-امام حسین دختری چهار ساله داشت، شبی با حالت پریشانی از خواب بیدار شد و گفت: پدرم حسین را کجاست؟ اکنون او را دیدم! زنان و کودکان از شنیدن این سخن گریان شدند و شیون از ایشان برخاست. یزید از خواب بیدار شد و گفت:چه خبر است؟ جریان را به او خبر دادند. آن لعین دستور داد سر پدر را برای او ببرند، سر را آوردند و در دامنش گذاشتند. گفت این چیست؟ گفتند: سر پدر توست. آن کودک هراسان شد ترسید و فریاد برآورد، بعد مریض شد و درهمان روزها در دمشق از دنیا رفت. (کامل بهایی 2/179)
-در بعضی کتب چنین نقل شده که: دستمالی روی سر انداختند و آن طبق را جلو آن دختر نهادند. پرده از آن برگرفت و گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدر توست سر را از میان طشت برداشت و به سینه گرفت و می گفت: "یا ابتاه، من ذاالذی خضبک بدمائک! یا ابتاه من ذاالذی قطع وریدک! یا ابتاه من ذاالذی ایتمنی علی صغر سنی! یا ابتاه من بقی بعدک نرجوه؟ یا ابتاه، من للیتیمة حتّی تکبر"
"پدرجان چه کسی تو را با خونت خضاب کرد! ای پدر چه کسی رگهای گردنت را برید! ای پدر چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد! پدرجان بعد از تو به که امیدوار باشیم؟ پدر جان این دختر یتیم را چه کسی نگهداری و بزرگ کند؟"
و از این سخنان با او گفت، تا این که لب بر دهان شریف پدر نهاد و سخت بگریست تا غش کرد و از هوش رفت چون او را حرکت دادند از دنیا رفته بود. (نفس المهموم/456- منتهی الآمال 1/316 – مصائب الاولیاء ج 1 ص 595 - المنتخب/ 137 – سحاب رحمت تاریخ و سوگنامه سیدالشهداء ص 765 – معالی السبطین 2/ 170و171- ریاحین الشریعة 3/309 – روضة الشهداء /389 )
آقای مطهری با نقل این تحریف حضرت رقیه را زیر سؤال می برد. زیرا حضرت رقیه تنها دختری است که با این کیفیت وفات می کند.
با بررسی سندی دریافتیم که مقاتل زیادی قائلند که چنین دختری در واقعه وجود داشته و همچنین سالیان زیادی است که علماء و بزرگان به قصد زیارت این بانو به شام می روند و همانطور که میدانیم در غیبت و نبودِ امام، اعمال و رفتار علما برای ما حجّت است.