رضای الهی
http://ariaclick.comعکس:
بهطور کلی رضا به معنای خشنودی و ثمره محبت انسان بهذات اقدس الهی است. یعنی اینکه خداوند متعال از انسان راضیباشد تا بندگان از خشم وی در امان بمانند. همچنین اهل حقیقتمطلوبشان این بوده تا به مرحلهای برسند که از خداوند متعال راضیباشند.
آیه 119 سوره مائده میفرماید: خداوند از اینگونه انسانهاراضی است و آنها هم از خدا راضی هستند. همچنین مرحومخواجهنصیر در رساله اوصافالاشراف (صفحه 66-67) نوشته:رضای خداوند از بندهاش آنگاه حاصل میشود که رضای بنده ازخدای بزرگ حاصل شود. وی نقل کرده که یکی از بزرگان 70 سالعمر کرد و در مدت عمر هرگز نگفت که «کاش فلان چیز انجاممیشد و یا فلان چیز انجام نمیشد» که این در واقع نشانه روحرضایت است که در یک بنده، در اوج درجات معنوی، میتواند به وجود بیاید .
«مرحوم خواجهنصیر» نقل کرده است: از بزرگی پرسیدند که ازمقام رضا در خود چه اثری یافتهای؟ او گفت: از مرتبه رضا چیزی بهمن نرسیده است ولی اگر از وجود و جسم من پلی بر روی دوزخبسازند و خلایق اولین و آخرین را بر آن پل عبور دهند و به بهشترسانند و مرا تنها در دوزخ کنند، هرگز در دل من خاطری خطورنمیکند که چرا بهره من این است و بهره دیگران آن است. درواقعاین نمونههایی از بیان رضایت الهی است که اگر انسان به آنمرحله برسد که واقعاً تسلیم محض پروردگار باشد و صبر و پایداریدر برابر مشکلات در او مشاهده شود، میتوان به معنا و مفهومرضای الهی رسید.
رضای الهی چه جایگاهی در قرآن دارد؟
در قرآن کریم رضای الهی به رضوان تعبیر شده است. رضوانواژهای است که نسبت به سایر مقامات معنوی، مقام والاتری دارد ودلیل این گفته، آیه شریفه 72 از سوره توبه است که میفرماید:
دربین تمام مقاماتی که انسان میتواند در دستگاه الهی و در تقرب بهخداوند کسب کند، مقام رضوان فوق آنهاست، چون واژه اکبر صفتعالی است و از همه برتر و بالاتر است. مرحوم علامه طباطبائی در(تفسیرالمیزان جلد 18 صفحات 238-239) اظهار داشته است:معنای آیه شریفه «و رضوان من الله اکبر» این است که: خشنودیخدا از ایشان، از همه حرفها بزرگتر و ارزندهتر است.
بندگان خدا وقتی به درجهای از معرفت میرسند اگربدانند در آن مرحله خداوند از آنها راضی است، همین مقام رضایتخداوند از بندگان برایشان از بهشت و نعمتهای جاوید برتر است.مرحوم علامه عقیده داشت: معرفت انسان نمیتواند رضوان الهی وحدود آن را درک کند، چون رضوان خدا محدود و مقدر نیست تا وهمبشر بدان دست یابد و شاید برای فهماندن این نکته بوده کهکمترین درجه رضوان خدا هرچقدر هم که کم باشد، از این بهشتهابزرگتر است؛ یعنی بزرگترین سعادت و رستگاری برای فرد عاشق ودوستدار خداوند این است که رضایت معشوق خود را جلب کند،بدون اینکه در صدد ارضای نفس خویش باشد. بنابراین میبینیمکه رضوان الهی نقطه مقابل رضای شخصی و فردی قرار میگیرد.قابل ذکر است که در ادامه آیه مورد اشاره آمده است که: رضوانالهی حقیقت هر رستگاری بزرگی است. مرحوم خواجهنصیر، دراوصافالاشراف (صفحه 67)نوشته: دربان بهشت را رضواننامیدهاند، از آن رو که هر رضا بابالله اعظم است یعنی اگر کسی بهمقام رضا برسد، به بهشت رسیده است و در هر چه مینگرد نوررحمت الهی را میبینید؛ یعنی کمترین پاداشی که افراد واسط شدهبه مقام انسان دارند، این است که وقتی به پدیدههای هستیمینگرند، با نور خدا پدیدههای هستی را میبینند و این، بینشعمیقی است که انسان میتواند بهعنوان یکی از آثارش به آنعنایت داشته باشد.
رضایت فردی چه رابطهای با امیال و آرزوهای انسانیدارد؟
تمام انسانها یک سلسله آرزوهایی در سر میپرورانند وآرمانهایی دارند که برایشان بسیار مهم است. بهگونهای کهرسیدن به آرزوهای خودشان را عین رضایت شخصی میدانند ووقتی به آرزوهایشان برسند مانند این است که تمام رضایتشخصیشان تأمین شده و دست نیافتن به بخشی از آرزوها و یاهمه آنها را خسارت شخصی تلقی میکنند. البته این منطق عرفمردم است درحالیکه ممکن است حقیقت، چیزی غیر از این باشد.بهعنوان نمونه باید به آیه 216 از سوره بقره اشاره داشت کهمیفرماید: «چهبسا چیزی را ناپسند میدانید و از آن اکراه دارید،درحالیکه خیر شما در آن است و چهبسا چیزی را دوست دارید،درحالیکه شر شما در آن است و خداوند به آن آگاه است، درحالیکهشما نمیدانید». لذا، میبینیم که در بیشتر موارد میان تحققآرزوهای انسان و ایجاد رضایت شخصی رابطه و نسبت مستقیمیوجود دارد، بهگونهای که آدمی به رضای فردی یا شخصی خود،بشدت وابسته است و همین وابستگی انسان را آسیبپذیر میکند.بنابراین، میتوان گفت، هرقدر آرزوهای انسان بیشتر باشد درجهآسیبپذیری او بیشتر است، هرقدر انسان آرزوهایش را محدود کندو آنها را در حدی معقول و منطقی نگه دارد، آسیبپذیری او کمتر ومحدودتر میشود.
چگونه میتوان در مقابل این آسیبها مقاومشد؟
دو کار باید انجام شود:
اول اینکه وابستگیهای انسان به آرزوهاو امیال کم شود. همانطوریکه میدانیم جوانان آرزوهای زیادیدارند، ولی وقتی از سن جوانی به سن پختگی و سن عقلی یعنی40سالگی میرسند، آرزوها در محدوده منطقی و معقول خودشقرار میگیرد و مقداری محدودتر میشود.
دوم اینکه انسان، رشتهارتباط آرزوهای خودش را به چیزی غیر از رضایت شخصیخودش، یعنی رضایت ذات اقدس الهی متصل کند. اگر این دو کارانجام شود، آسیبپذیریها کاهش مییابد.
چگونه مي توانيم بفهميم خدا از ما راضي است؟
رضايت خداوند تعالي مراتبي دارد که رتبه هاي آن وابسته به درجات تقرب و تشبه به خداي متعال از طريق عبوديت و بندگي است, هر درجه اي از عبوديت متضمن درجه اي از قرب است و نيز رضايت متناسب با آن درجه را به همراه دارد.
راهکار اصلي کسب رضايت الهي، انجام وظايف شرعي است. هر آن کس در اين وادي از جهت کميت و کيفيت عبادت بيشتر موفق شود بيشتر تحصيل رضاي الهي نموده است. زيرا بيشتر فرمان آورنده آن وظايف يعني فرمان خداي سبحان را لباس عمل پوشانيده و بيشتر او را از خويش راضي نموده است .
مراد از وظايف شرعي اساسي ترين و مهم ترين آن است يعني انجام واجبات و ترک محرمات.
در همين باب است اين حديث شريف : عن ابي حمزه الثمالي قال : قال علي بن الحسين (ع ): من عمل بما افترض الله عليهم , فهو [من] خير الناس.
امام سجاد (ع) مي فرمايند: هر کس به آنچه که خدا بر او واجب کرده عمل نمايد, او از بهترين مردم مي باشد, (بحارالانوار, ج 71, ص 195, روايت 7 به نقل از سر الاسراء، علي سعادت پرور, ج 2, ص 65)
و واضح است کسي که با فعل واجبات و ترک محرمات بهترين مردم شده باشد از منظر خداي سبحان و ائمه هدي (ع) پسنديده ترين مردم است . اگر در اين وادي کسي موفق شد حتي اين وسوسه قلبي که شايد خدا و ائمه هدي (ع) از من راضي نباشند خود, صفاي دل را به هم مي زند و آدم بي صفا مورد رضايت حق تعالي نيست . بنابراين با انجام هر چه دقيق تر واجبات و ترک محرمات بايد آن وسوسه قلبي را نيز از دل زدود.
مرتبه بعدي کسب رضايت الهي انجام مستحبات و ترک مکروهات است. سالک با رسيدن به اين مقام به وادي عشق و محبت حق وارد مي شود و از محبين بلکه محبوبين او خواهد بود.
نشانه هاي رضاي خدا:
1. مخفي بودن موجبات خشنودي خدا:
در روايتي از امام علي(ع) نقل شده که خداي تبارک و تعالي چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است خشنودي خود را در طاعتش نهفته است، پس هيچ طاعتي را کوچک نشماريد زيرا بسا که آن طاعت با خشنودي خدا همراه باشد و تو بي خبر باشي- براي کسب رضايت الهي هر کار خير و پسنديده را انجام دهيد و لو کوچک باشد زيرا احتمال دارد رضايت الهي با او کسب شود .
2. سه چيز است که بنده را به خشنودي خدا مي رساند:
استغفار زياد ، فروتني و صدقه دادن زياد
امام علي(ع) هر که بدن خود را ناخشنود سازد پروردگارش را خشنود کند و هر که بدن خود را ناخشنود نکند پروردگارش را نافرماني کرده باشد- امام علي(ع) با راحتي بدن و تأمين خواسته هاي جسماني و پيروي از خواهشها رضايت خدا تأمين نمي شود.
بنابراين استغفار زياد- صدقه دادن زياد و انجام هر اعمال خير و مخالفت با هوا و هوس ها سبب رضايت خداوند مي شود.
نقل شده که حضرت موسي(ع) عرض کرد: اي پروردگار مرا به کاري که خشنودي تو از من در آن است راهنمايي فرما تا بدان عمل کنم؟ خداوند به او وحي فرمود که همانا خشنودي من در ناخشنودي توست و تو بر آنچه ناخوشش داري صبر نتواني کرد موسي عرض کرد: پروردگارا مرا به آن کار راهنمايي فرما. خداوند فرمود: خشنودي من در خرسندي تو به قضاي من است.
3. در نتيجه راضي و تسليم بودن در برابر قضاي الهي ولو بر خلاف ميل انسان باشد خشنودي خدا را در پي دارد.
رضاي خدا و نشانه هاي آن:
1. روايت شده که موسي(ع) گفت: پروردگارا مرا از نشانه ناخشنودي خود از بنده ات خبر ده خداي تعالي به او وحي فرمود: هر گاه ديدي که من بنده ام را براي طاعت خود آماده و از معصيتم روي گردان مي کنم اين نشانه خشنودي من است.
2. در روايتي از پيامبر اسلام(ص) آمده: نشانه خشنودي خدا را خلقش ارزاني نرخها و دادگري فرمانروايشان است و نشانه خشم خدا بر خلقش، ستمگري فرمانروايشان گراني نرخهاست.
3. و نيز آمده است که نشانه خشنودي خدا سبحان از بنده خرسندي اوست به آنچه خداي سبحان به سود و زيان او مقدم فرموده است. امام علي(ع) اگر راضي به مقدرات الهي بود نشانه رضايت خداوند است.
4. در کلامي از امام علي(ع) آمده: خشنودي خداي سبحان قرين طاعت اوست. و در يک کلام اگر انسان تسليم خدا باشد در اين صورت خدا از او راضي است.
5. نکته ديگر آن است مقام «رضوان» از بزرگترين مواهب و مقاماتي است که خداوند به مؤمنان و مجاهدان مي بخشد و اين رضوان چيزي غير از باغ هاي بهشت و نعمت هاي جاويدان و غير از رحمت گسترده پروردگار است و رضوان من الله اکبر.
هيچ کس نمي تواند آن لذت معنوي و احساس روحاني را که به يک انسان به خاطر جلب رضايت و خشنودي خدا به او دست مي دهد توصيف کند. رضايت خدا از همه برتر و بزرگتر است. قرآن کريم اسماعيل(ع) را با صفت «مرضي» توصيف نموده است. «وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا» (مريم/55) ؛ و همواره مورد رضايت پروردگارش بود. اين در واقع اشاره به اين حقيقت است که او در کل برنامه هايش رضايت خدا را جلب کرده است.
اصولا نعمتي از اين بالاتر نيست که معبود و مولا و خالق انسان از او راضي و خشنود باشد به همين دليل در بعضي از آيات بعد از آنکه نعمت بهشت جاويدان را براي بندگان خاص خدا بيان مي کند در پايان مي گويد: «رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (مائده/119)؛ خداوند از آنها خشنود و آنها نيز از او خشنود خواهند بود و اين فوز عظيم و رستگاري بزرگي است. اين نشان مي دهد تا چه اندازه اين رضايت دو جانبه واجد اهميت است (رضايت پروردگار از بندگان و رضايت بندگان از پروردگار).
زيرا ممکن است انسان غرق عالي ترين نعمتها باشد، ولي هنگامي که احساس کند، مولي و معبود و محبوب او از او ناراضي است، تمام آن نعمتها و مواهب در کامش تلخ مي گردد و نيز ممکن است انسان واجد همه چيز باشد، ولي به آنچه دارد راضي و قانع نباشد، بديهي است آن همه نعمت با اين روحيه او را خوشبخت نخواهد کرد و ناراحتي مرموزي دائما او را آزار و شکنجه مي دهد و آرامش روح و روان را که از بزرگترين مواهب الهي است از او مي گيرد
علاوه بر اين هنگامي که خدا از کسي خشنود باشد، هر چه بخواهد به او مي دهد و هنگامي که هر چه خواست به او داد او نيز خشنود خواهد شد و رضايت دو طرفه ميان او و خداي متعال برقرار مي شود. نتيجه اينکه بالاترين نعمت اين است که خداوند از انسان خشنود و او نيز از خدايش راضي باشد.