الف- انفاق امر خداوند است .
*- « يا اَيُّها الَّذينَ ءامَنوا اَنـفِقوا مِمّا رَزَقناكُم مِن قَبلِ اَن يأتِيَ يَومٌ لا بَيعٌ فيهِ وَ لا ﺨﻠﺔ وَ لا شَفاﻋﺔ وَ
الكافِرونَ هُمُ الظّالِمونَ : اي كساني كـه ايمان آورده ايد ، از آن چه بـه شما روزي داده ايم انفاق
كنيد پيش از آن كه روزي فرا رسد كـه در آن نـه دادوستدي است و نـه دوستي و نـه شفاعتي . و
كافران خود ستمكارانند . » 254 بقره
بعيد نيست منظور از « انفاق » در اين آيه ، انفاق واجب يعني زكات باشد زيرا متخلّفان را به
مجازات در روز قيامت تهديد كرده است .
ب- انفاق باعث تقرّب به خدا مي شود .
*- « وَ مِنَ الاَعرابِ مَن يُؤمِنُ بِاللهِ وَ اليَومِ الآخِرِ وَ يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُباتٍ عِندَاللهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ اَلا
اِنَّها قُرﺒﺔٌلَهُم . . . : و برخي [ ديگر ] از باديه نشينان كساني هستند كه به خدا و روز بازپسين ايمان
دارند وآن چه را انفاق مي كنند مايه ي تقرّب نزد خدا و دعاهاي پيامبر مي دانند . بـدانيد كـه اين
[ انفاق ] مايه ي تقرّب آنان است . به زودي خدا ايشان را در جـوار رحمت خويش درآوَرَد ، كه خدا
آمرزنده ي مهربان است . » 99 توبه
در اين آيـه خـداونـد اين طرز فكر باديه نشينان را بـا تأكيد فراوان تصديق مي كنـد و
مي فرمايد : « اَلا اِنَّها قُرﺒﺔٌ لَهُم » آگاه باشيد كه اين انفاق ها بـه طور قطع ، مايه ي تقرّب آن ها در
پيشگاه خداوند است .
ج- انفاق باعث مي شود كه انسان به مقام « بِرّ » نايل شود .
*- « لَن تَنالُوا البِرَّ حتّي تُنفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ . . . : هرگز به نيكو كاري نخواهيد رسيد مگر اين كه از
آن چه دوست داريد انفاق كنيد ؛ و از هرچه انفاق كنيد قطعاً خدا به آن اگاه است. » 92 آل عمران
كلمه ي « بِرّ » به معني تَوَسّع ( وسعت بخشيدن ) در فعلِ خير است اعمّ از فعل قلب ( از قبيل
اعتقاد حق و نيّت پاك ) و فعل بدن ( از قبيل انفاق در راه خدا و ساير اعمال صالح ) است .
از آيه ي 92 آل عمران و 177 بقره اين معنا روشن مي شود كه انفاق مال – باداشتن علاقه ي
شديـد به آن – يكي از اركان بِرّ است . خداوند ، خالق انسان هاست و مي داند تعلّق قلبي انسان به
آن چـه بـه دست آورده و جمع كـرده ، جزء غـريزه ي اوست او دوست دارد مـال را جمع كنـد و
بشمارد كأَنّه اين غريزه جزء نفس آدميان است . بـه طوري كه اگـر قسمتي از آن را از دست بدهـد
مثل اين است كـه جزئي از جان خـود را از دست داده پس مجاهدت انسان در انفاق مال ، بيشتر و
دشوارتر از ساير عبادات و اعمال است .
د – انفاق از صفات مؤمنون ، متّقين و مخبتين است .
*- « . . . – الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصّلاﺓَ وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ : مؤمنان ، همان كساني هستند كـه هرگاه
نام خـدا برده شود دلهايشان ترسان مي گردد و چون آيات او بر آن ها خوانده شود ايمانشان زيادتر
مي شود و بر پروردگار خـود توكّل مي كنند – همان كساني كه نماز را به پا مي دارند و از آن چه به
آن ها روزي داده ايم انفاق مي كنند . 2 و3 انفال
تذكّر : منظور از « وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ » انفاق مال ، علم و غير آن مي باشد .
*- « . . . - . . . - . . . وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ : اين است كتابي كـه در [ حقّانيّت ] آن هيچ ترديدي
نيست ؛ [ و ] مايه ي هدايت تقوا پيشگان است . – همان كساني كـه بـه غيب ايمان مي آورنـد و
نماز را بـر پا مي دارند و از آن چـه به ايشان روزي داده ايم انفاق مي كنند . 1 ، 2 و 3 بقره
*- « . . . اُعِدّت لِلمُتَّقِينَ – الَّذينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ . . . : بـراي رسيدن بـه آمرزشي از
پـروردگار خـود ، و بهشتي كـه پهنايش [ بـه قدر ] آسمان ها و زمين است [ و ] بـراي پرهيزگاران
آمـاده شده است ، بشتابيد . – همانان كـه در فـراخي و تنگي انفاق مي كننـد ؛ و خشم خـود را
فرو مي برند ؛ و از مردم در مي گذرند ؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد . 133 و 134 آل عمران
*- « . . . وَ بَشِّرِالمُخبِتينَ - . . . وَ مِمَّا رَزَقناهُم يُنفِقونَ : و مخبتين را بشارت بده – همانان كه
چون [ نام ] خدا برده شود دلهايشان خشيت يابـد و [ آنـان كه ] بر هـر چـه بر سرشان آيـد صبر
پيشه مي كنند و برپا دارندگان نمازند و از آن چه روزيشان داده ايم انفاق مي كنند . 34 و 35 حج
به جهت رعايت اختصار و جلوگيري از تكرار آيات در باره ي مبحث بالا فقط به ذكر شماره ي
آيات و نام سوره هاي ديگر بسنده مي كنيم : 31 ابراهيم - 10 منافقون – 16 تغابن – 38 شوري –
16 سجده
لازم به ذكر است كه با توجّه به آيات 91 تا 93 سوره ي تـوبه ، كساني كه تـوانايي جسمي و
نيروي مالي ندارند از انفاق در راه خدا و شركت در جهاد مستثني شده اند و از اين گونه افراد ، قلم
تكليف و حكم وجـوب برداشته شده است .
*- « لَيسَ عَلَي الضًُعَفاءِ وَ لا عَلَي المَرضَي وَ لا عَلَي الّذينَ لا يَجِدونَ ما يُنفِقونَ حَرَجٌ . . . : بر ناتوانان
و بر بيماران و بر كساني كـه چيزي نمي يابند [ تا در راه جهاد ] خـرج كنند – در صورتي كه بـراي
خـدا و پيامبرش خيرخـواهي نمايند – هيچ گناهي نيست ، [ و نيز ] بر نيكوكـاران ايرادي نيست
و خـدا آمرزنده ي مهربان است - و [ نيز ] گناهي نيست بـر كساني كـه چـون پيش تو آمدند تا
سوارشان كـني [ و ] گفتي : « چـيزي پيـدا نمي كنم تا بر آن سوارتان كنم » ، بـرگشتند ؛ و در اثر
انـدوه ، از چشمانشان اشك فـرو مي ريخت كـه [ چـرا ] چيزي نمـي يابنـد تـا [ در راه جـهاد ]
خرج كنند - ايـراد فقط بر كساني است كه باراي كـه توانگرنـد از تـو اجـازه ي [ تـرك جهاد ]
مي خواهند . [ و به اين ] راضي شده انـد كه با خـانه نشينان باشنـد ، خـدا بـر دل هايشان مُهر
نهاد ، در نتيجه آنان نمي فهمند . 91 ، 92 و 93 توبه
منبع:http://abseyfi3.blogfa.com