چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) 1

1- تضییع نماز

لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلي اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ فَالْوَيْلُ لِمَنْ لَمْ يُحَافِظْ عَلَى صَلَاتِهِ وَ أَدَاءِ سُنَّةِ نَبیِّه.[1]
نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بي­اعتنا باشد و آن­ را سبك و ضايع گرداند هم­نشين قارون و هامان خواهد گشت و این حق بر خداوند ثابت است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد پس وای بر کسی که بر نمازش محافظت نکند و سنت­های منسوب به پیغمبر را به جا نیاورد.
2- مسجد
مَنْ مَشي إلي مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَة خَطاها حَتّي يَرْجِعَ إلي مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحي عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.[2]
هر كس قدمي به سوي يكي از مساجد خداوند بردارد، براي هر قدمی که برمی­دارد ثواب ده حسنه می­­باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش­هايش پاك می­­شود، هم­چنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع می­­يابد.
3- طمأنینه در نماز
بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ جالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ، إذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّي، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلي غَيْرِ ديني.[3]
رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصي وارد شد و مشغول خواندن نماز شد ولی ركوع و سجودش را كامل انجام نمي­داد و عجله و شتاب می­­كرد.حضرت فرمود:
كار اين شخص همانند كلاغي است كه منقار بر زمين می­­زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.
4- پیامبر و امام
أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظير لي إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا.[4]
رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله و سلم) به امام علی (علیه­السلام) فرمود:
من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبليغ و هدايت می­­نمايم؛ و تو مظهر خداییو امام و مقتداي (بندگان خدا) خواهي بود، پس نظيري براي من وجود ندارد مگر تو؛ و همانند تو نيست مگر من.
5- زندان مؤمن
يا أباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.[5]
اي ابوذر! دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است، مؤمن در دنیا هميشه محزون و غمگين می­­باشد، چرا چنين نباشد و حال آن­كه خداوند به او در مقابل گناهان و خطاهايش وعده­ی مجازات و دخول جهنّم را داده است.
6- نه سفارش
أَوْصَانِي رَبِّي بِتِسْعٍ، أَوْصَانِي بِالْإِخْلَاصِ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدِ فِي الْفَقْرِ وَ الْغِنَى وَ أَنْ أَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنِي وَ أُعْطِيَ مَنْ حَرَمَنِي وَ أَصِلَ مَنْ قَطَعَنِي وَ أَنْ يَكُونَ صَمْتِي فِكْراً وَ مَنْطِقِي ذِكْراً وَ نَظَرِي عِبَرا.[6]
پروردگارم مرا به نه چيز سفارش فرمود:
اخلاص در نهان و آشكارا؛ دادگرى در حال خوشنودى و خشم؛ میانه‏روى به وقت فقر و ثروت؛ گذشت از آن­كه بر من ستم كرده؛ بخشيدن به آن­كه از من دريغ داشته؛ پيوند با كسى كه رابطه­ی خويش از من بريده؛ اين­كه سكوتم انديشه باشد؛ گفتارم ذكر باشد؛ نگاهم عبرت باشد.
7- بدترین معامله
شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.[7]
بدترين مردم كسي است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او كسي است كه آخرت خود را براي دنياي ديگري بفروشد.
8- دغدغه­های پیامبر
ثَلاثَةٌ أخافُهُنَّ عَلي اُمتَّي: ألضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.[8]
در سه چيز براي امّت خود احساس خطر می­­كنم: گمراهي، بعد از آن­كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند. گمراهي­ها و لغزش­هاي به وجود آمده از فتنه­ها. امیال و شهوت­های مربوط به شكم و فرج.
9- بدترین گناهان
ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلي الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَي النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ.[9]
عقاب و مجازات سه دسته از گناهان، زودرس می­­باشد و به قيامت كشانده نمي­شود: ايجاد ناراحتي براي پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسي در مقابل كارهاي نيك ديگران.
10- عاحزترین مردم
إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.[10]
عاجز و ناتوان­ترينِ مردم كسي است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل­ترينِ اشخاص كسي خواهد بود كه از سلام كردن خودداري نمايد.

[1]عیون اخبار الرضا (علیه­السلام): 31/2

[2] وسائل الشّيعة: 201/5

[3] همان: 31/4

[4] تفسير البرهان: 184/4

[5] بحارالأنوار: 80/74

[6] تحف العقول: 36

[7] من لا يحضره الفقيه: 353/4

[8] بحارالأنوار: 368/10

[9] همان: 373/70

[10] همان: 291/90




چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 2


11- ادب ملاقات
إذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بالإسْتِغْفارِ.[1]
هنگام بر خورد و ملاقات با يكديگر سلام و مصافحه نمایيد و موقع جدا شدن براي همديگر طلب آمرزش كنيد.
12- صدقه
بَکِّروا بالصَّدَقَةِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا يَتَخَطاّها.[2]
صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمایيد چون­كه بلاها و آفت­ها را بر طرف می­­گرداند.
13- عذاب قبر
يُؤْتَي الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إلي الْمَسْجِدِ.[3]
هنگامي­كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنان­چه عذاب از بالاي سر بخواهد وارد شود، تلاوت قرآن مانع عذاب می­­گردد و چنان­چه از طرف دست­ها وارد شود، صدقه مانع آن می­­باشد و چنان­چه از سمت پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوي مسجد مانع آن خواهد گشت.
14- مکارم اخلاق
عَلَيْكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ يَعْفُوَ الرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ.[4]
بر شما باد رعايت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن­ها مبعوث نمود، و بعضي از آن­ها عبارتند از: این­كه ببخشد کسی راکه بر او ظلم كرده، کمک کند به كسي كه او را محروم کرده، صله­ی رحم کند با کسی که رابطه اش را قطع کرده، عیادت کسی برود که او را عیادت نکرده و به دیدارش نمی­رود.
15- تکریم نان
مَنْ وَجَدَ كَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَأكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّي يَغْفِرَاللّهُ لَهُ.[5]
هر كس تكّه­اي نان يا دانه­اي خرما را در جایي پیدا کند و آن را بردارد (پاکیزه­اش نموده) و میل كند، آن تکه نان یا خرما از شکمش جدا نمی­شود مگر این­که خدا وند متعال او را مورد آمرزش قرار دهد.
16- تواضع
ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.[6]
كسي تواضع و فروتني نكرده، مگر آن­كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.
17- مدارا با مدیون
مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْم صَدَقَةٌ.[7]
هر كس بدهكار ناتواني را مهلت دهد، به ازای هر روزش، ثواب صدقه­ی در راه خدا می­­باشد.
18- بهتان
لَا يَزَالُ الْمَسْرُوقُ مِنْهُ فِي تُهَمَةِ مَنْ هُوَ بَرِي‏ءٌ حَتَّى يَكُونَ أَعْظَمَ جُرْماً مِنَ السَّارِق‏[8]
گاه فرد مال باخته تا بدان­جا بي­گناهان را متّهم سازد كه جرمش از دزد اصلى بيشتر شود.
19- صبر بر دینداری
يَأتي عَلي النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلي دينِهِ كَالْقابِضِ عَلي الْجَمَرِ.[9]
زماني بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسایل دين و عمل به دستورات آن همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.
20- فرار از عالمان
سَيَأتي زَمانٌ عَلي اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَةِ أشْياء: الاْوَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمان.[10]
زماني بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علما گريزان شوند همان­طوري كه گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه­اي را به سه نوع عذاب مبتلا می­­گرداند: بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمي­دارد. حاکمي ظالم و بي مروّت را بر آن­ها مسلّط می­­گرداند. هنگام مرگ و جان دادن، بي­ايمان از اين دنيا خواهند رفت.

[1] همان: 4/73

[2] همان: 177/93

[3] مسكّن الفؤاد: 50

[4] بحارالأنوار: 375/66

[5] همان: 430/63

[6] همان: 120/72

[7] همان: 151/100

[8]تحف العقول: 36

[9] بحارالأنوار: 47/28

[10] مستدرك الوسائل: 376/11




چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 3


21- عالمی بین جُهّال
اَلْعالِمُ بَيْنَ الْجُهّالِ كَالْحَيّ بَيْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ يَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ شَيء حَتّي حيتانُ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سِباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلي كُلِ مُسْلِم.[1]
دانشمندي كه بين گروهي نادان قرار گيرد، همانند انسان زنده­اي است بين مردگان و كسي كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش می­­كنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله­ی قرب و نزديكي شما به خداوند است، و فراگيري علم، بر هر فرد مسلماني فريضه است.
22- تکریم عالم
مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِي الدُّنْيا أجْلَسْتُهُ مَعي يَوْمَ الْقِيامَةِ.[2]
هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندي برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده، هر كه با دانشمندي دست دهد و مصافحه كند مثل آن است كه با من مصافحه نموده، هر شخصي هم­نشين دانشمندي گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنيا با من هم­نشين شود، در آخرت هم­نشين من خواهد گشت.
23- ازدواج­های شیطانی
مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأةً لِمالِها وَکَّلَهُ اللّهُ إلَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأي فيها ما يَكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.[3]
هر كس با زني به جهت ثروتش ازدواج كند، خداوند او را به همان واگذار می­­نمايد و هر كه با زني به جهت زيبایي و جمالش ازدواج كند، چیزی را می­بیند که خوشش نمی­آید و كسي كه با زني به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خداوند آن خواسته­هایش (ثروت و زیبایی) را برای او یک­جا جمع می­کند.
24- کم خوری
مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.[4]
هر كه خوراكش كمتر باشد، بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمي، بدنش را و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
25- سیری
لا تُشْبِعُوا، فَيُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.[5]
شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون­كه سبب خاموشي نور عرفان و معرفت در افكار و قلب هايتان می­­گردد.
26- شرط ریاست
مَنْ تَوَلّي عَمَلا وَ هُوَيَعْلَمُ أنَّهُ لَيْسَ لَهُ بِأهْل، فَلْيَتَبَوَّأ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.[6]
هر كه رياست و مسئوليتي را بپذيرد و بداند كه أهليّت آن را ندارد، در قبر و قيامت جايگاه او پر از آتش خواهد شد.
27- نهی از منکر
إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لا دينَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّي لا يَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ.[7]
همانا مورد غضب خداوند است آن مؤمن ضعیفی که بي­دين است. از ایشان سؤال شد:
مؤمن ضعيف و بي­دين كيست؟ حضرت پاسخ داد:
آن كسي كه نهي از منكر نمي­كند.
28- صدقه پنهانی
صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِيءُ الْخَطيئَةَ، كَما تُطْفِيءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعينَ باباً مِنَ الْبَلاءِ.[8]
صدقه­اي كه محرمانه و پنهاني داده شود سبب پاكي گناهان می­شود، همان­طوري كه آب، آتش را خاموش می­­كند، هم­چنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر­طرف می­­نمايد.
29- ترک گناه
عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمي مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ، كَيْفَ لايَحْتمي مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَةَ النّارِ.[9]
تعجّب می­کنم از كساني كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت می­­دهند تا مبادا مريض شوند ولي چطور به­خاطر ترس آتش سوزان جهنّم اهميّتي نسبت به گناهان نمي­دهند.
30- مقام پرستی
حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتُ النِّفاقَ فِي الْقَلْبِ، كَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.[10]
علاقه نسبت به رياست و ثروت، سبب رویيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان­طوري كه آب و باران سبب رویيدن سبزيجات می­­باشند.

[1] بحارالأنوار: 172/1

[2] مستدرك الوسائل: 300/17

[3] تهذيب الأحكام: 399/7

[4] بحارالأنوار: 268/59

[5] مستدرك الوسائل: 218/16

[6] تاريخ إلاسلام، ذهبی: 285/7

[7] وسائل الشّيعة: 122/16

[8] مستدرك الوسائل: 184/7

[9] بحارالأنوار: 347/70

[10] تنبيه الخواطر: 264




چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 4


31- نگاه حرام
مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأة نَظْرَةً حَراماً، مَلاَ اللّهُ عَيْنَيْهِ ناراً.[1]
هركس نگاه حرامي به زنی بيفكند، خداوند چشم­هاي او را پر از آتش می­­گرداند.
32- اخلاق نیکو
حَسِّنُوا أخْلاقَكُمْ، وَ ألْطِفُوا جيرانَكُمْ، وَ أكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّةَ بِغَيْرِ حِساب.[2]
رفتار و اخلاق خود را نيكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمایيد، زنان و همسران خود را گرامي داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.
33- انتخاب دوست
اَلْمَرْءُ عَلي دينِ خَليلِهِ، فَلْيَنْظُر أحَدُكُمْ مَنْ يُخالِطُ.[3]
انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش می­­يابد و شناخته می­­شود، پس متوجّه باشيد با چه كسي دوست و هم­نشين می­­باشيد.
34- صدقه و قرض
اَلصَّدقَةُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَةَ وَ عِشْرينَ.[4]
صدقه دادن، معادل ده پاداش، و قرض دادن معادل هيجده پاداش، و انجام صله­ی رحم معادل بيست و چهار پاداش است.
35- اجر بیماری
لَا يَمْرَضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَةٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ.[5]
هيچ مؤمن و مؤمنه­اي مريض نمي­گردد، مگر آن­كه خداوند به واسطه­ی آن، گناهان و لغزش­هایش را ­ریزد.
36- تکریم بزرگسال
مَنْ وَقَّرَ ذا شَيْبَة فِي الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيامَةِ.[6]
هر كس بزرگسال مسلماني را گرامي دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختي­ها و مشكلات آن روز در امان می­­دارد.
37- سرور در قیامت
كُلُّ عَيْن باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلاّ ثَلاثَ أعْيُن: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً في سَبيلِ اللّهِ.[7]
تمامي چشم­ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته: آن چشمي كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد. چشمي كه از گناه و حرام بسته شده و نگاه نكرده باشد. چشمي كه شب­ها در عبادت و بندگي خداوند متعال بيدار بوده باشد.
38- بخشندگان
سادَةُ النّاسِ فِي الدُّنْيا الأسْخِياء، سادَةُ النّاسِ فِي الاخِرَةِ الأتْقِياء.[8]
سرور و سيّد مردم در دنيا، افراد سخاوتمند هستند، و سيّد و سرور انسان­ها در قيامت، پرهيزكاران خواهند بود.
39- پند جبرئیل
وَعَظَني جَبْرَئيلُ: فَقَالَ يا مُحَمَّدُ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقيهِ.[9]
جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه می­خواهي دوست باشچراکه بالأخره بين تو و او جدایي خواهد افتاد. هر چه می­خواهي انجام بده، ولي بدان که نتيجه و پاداش آن­ را خواهي گرفت.
40- احترام سه نفر
اِرْحَمُوا عَزِيزاً ذَلَّ وَ غَنِيّاً افْتَقَرَ وَ عَالِماً ضَاعَ فِي زَمَانِ جُهَّال‏.[10]
بر عزتمندی كه خوار شده و ثروتمندى كه فقير گشته و دانشمندى كه در دوران نادانان تباه گرديده است، رحم كنيد.

[1] مستدرك الوسائل: 270/14

[2] أعيان الشّيعة: 301/1

[3] بحارالأنوار: 192/71

[4] مستدرك الوسائل: 194/7

[5] همان: 66/2

[6] الكافي: 658/2

[7] ثواب الأعمال: 211

[8] أعيان الشّيعة: 302/1

[9] أمالي طوسي: 203/2

[10]تحف العقول: 36