مولکول های آب

وقتی قرآن ،بر آب خوانده ،وپخش می شود، مولکول های آب

زیباترین شکل خود را پیدا می کنند



آیا تابحال دانسته اید که عوامل بیرونی مانند تصاویر یا صدا ها وحتی احساسات درونی ما،بر روی مولکولهای مواد پیرامون ما تاثیر می گذارند؟


آری ! آب نسبت به فکر واحساس، موسیقی و حتی نوشته ها واکنش نشان می دهد و این تحقیقی است که توسط آقای ماسارو ایموتوی ژاپنی صورت گرفته است.



خانم حمیده بی طرف مشابه این تحقیقات را انجام داده؛وبه این نتیجه رسیده اند که وقتی قرآن برای آب خوانده می شود، مولکول های آب زیباترین شکل را پیدا می کنند و تحقیقات ایشان مورد تأیید جشنواره ی خوارزمی قرار گرفته است.



جالب اینجاست مولکولهای آب چاه زیباست اما مولکولهای آب لوله های شهری زشت است و علت آن گذر کردن از بین مردم(دروغها.ناسزاها. غیبتها و...)است




مجموعه ای از سوالات از دکتر ایموتو در سایت ایشان به زبان انگلیسی موجود می باشد. www.masaru-emoto.net



برچسب‌ها: مولکولهای آب

داستان مردی كه یك‌شبه حافظ قرآن

معجزه ای تکان دهنده از قرآن کریم

داستان مردی كه یك‌شبه حافظ قرآن

شد!

داستان مردي كه يك‌شبه حافظ قرآن شد!


ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش‌سیما با لباس‌های عربی

و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند:

«محمدكاظم بیا با هم در امام‌زاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.»

حدود یك‌صد سال پیش در روستایی به نام ساروق كه آن روزها از دهات بزرگ حومه اراك محسوب می‌شد، واقعه‌ای در اعماق خاموشی روی داد كه طی آن جوان پاك‌نهاد بیست‌وهفت‌ساله‌ای به نام محمدكاظم كریمی كه هنوز به مكتب نرفته و به قول خودش ملاندیده بود، به یك‌باره حافظ كل قرآن شد.

واقعه‌ای كه محمدكاظم بعدها سعی در مخفی نگه داشتن آن داشت، اما به ضرورتی كه پیش آمد آن راز از پرده بیرون افتاد و برای سال‌ها بزرگ‌ترین علمای دینی ایران، عراق، كویت و مصر پیرامون آن به بررسی و مطالعه پرداختند و اغلب قریب به اتفاق ایشان بر این معجزه قرآنی مهر تأیید نهادند. آیة الله سیداحمد زنجانی، آیة الله سیدعبدالله شیرازی، آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله مكارم شیرازی از جمله این بزرگانند.

کربلایی کاظم می‌گوید: «من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:

1- این‌كه هرگز لقمه حرام نخوردم؛

2- هرگز نماز شبم ترك نشد؛

3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.»

مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام كودكی به كار كشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم بود و بهره‌ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرائض دینی و خواندن نماز شب جدیت می‌كرد.

آن روزها یعنی قبل از بیست‌وهفت‌سالگی كربلایی كاظم، مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی در حوزه علمیه اراك بودند و هنوز به قم تشریف نبرده بودند. ایشان ماه‌های رمضان و محرم هر سال مُبلغی را به روستای ساروق می‌فرستادند.

داستان مردي كه يك‌شبه حافظ قرآن شد!

كربلایی هم مانند دیگرمردم روستا، اهل مسجد و منبر بود. یك سال محرم، كربلایی كاظم به مسجد می‌رود و روحانی اعزامی از اراك، در مورد خمس و زكات و اهمیت آن صحبت می‌كند. كربلایی كاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت می‌كند و می‌پرسد كه آیا شما زكات گندمی كه زمینش را من می‌كارم، پرداخت می‌كنی؟ ارباب ناراحت می‌شود و می‌گوید: تو به كار من كاری نداشته باش و خودت هر كاری می‌خواهی بكن. كربلایی هم در پاسخ می‌گوید حالا كه زكات نمی‌دهی من هم برای تو كار نمی‌كنم! بعد با حالت قهر روستا را ترك می‌كند و مدت سه سال در اطراف اراك به كارگری می‌پردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان می‌شود و برای او پیغام می‌فرستد كه حاضرم زكات بدهم؛ محمدكاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد و مشغول كشت‌و‌كار می‌شود.

بعد از آن كه حاج محمدکاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد تا مشغول كشاورزی شود، هر بذری را كه قرار است بكارد، ابتدا زكاتش را می‌دهد و بعد به كشت‌و‌كار می‌پردازد. یك سال تابستان، كاظم، گندم‌هایش را چیده و كوبیده بود و در «خرمن جا» ریخته بود تا باد بدهد؛ اما آن روز باد نمی‌آمد! مرد فقیری كه هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم می‌گرفت، نزد وی می‌آید و می‌گوید: «كربلایی قدری گندم می‌خواهم تا به آسیاب ببرم؛ فرزندانم گرسنه هستند.» ایشان هم می‌گوید: «می‌بینی كه باد نمی‌آید تا برایت گندم آماده كنم.» با این حال برمی‌گردد به ده، غربال می‌آورد و مقداری گندم غربال می‌كند و به مرد می‌دهد.

بعد می‌رود مقداری علف برای گوسفندان می‌چیند و به سمت خانه به راه می‌افتد. در بین راه به امام‌زاده‌ای كه به «72 تن (1)» معروف است می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند. وقتی بیرون می‌آید تا علف‌ها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد، ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش‌سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند: «محمدكاظم بیا با هم در امام‌زاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.» وی می‌گوید: «من الآن در امام‌زاده بودم و فاتحه خوانده‌ام.» آنها اصرار می‌كنند و حاج كاظم هم با آنها داخل امام‌زاده می‌شود.

در بخش جلویی امام‌زاده كه مزار پانزده مرد است، فاتحه می‌خوانند. وقتی می‌خواهند به قسمت «چهل دختران» بروند، کربلایی کاظم می‌گوید كه نباید به آن‌جا رفت؛ چون آنها زن هستند و شنیده‌ام كه مردها نمی‌توانند آنجا بروند! یكی از آن آقایان می‌گوید: «اشتباه كرده‌اند؛ اینها خرافات است. اگر چنین باشد پس مردها نمی‌توانند قبر حضرت زینب در سوریه و حضرت معصومه در قم را زیارت كنند.» و تاكید می‌كنند كه بیا فاتحه بخوان. بعد می‌روند قسمت دیگر كه پانزده مرد و یك خانم هستند و آنجا هم فاتحه می‌خوانند.

یكی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: «محمد كاظم! كتیبه‌های سقف امام‌زاده را بخوان!» ایشان به سقف نگاه می‌كند و خط‌هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند كه قبلاً نبوده؛ بعد می‌گوید: «آقا من سواد ندارم، مكتب نرفته‌ام، چه‌طور بخوانم؟!»

آن آقا دوباره تكرار می‌كند كه بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی كه با دست به سینه وی می‌كشد، شروع می‌كنند به خواندن شش آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59:

«بسم الله الرحمن الرحیم، ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمین...»

در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است كه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پدید آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان (54)

پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید كه او ازحدگذرندگان را دوست نمى‏دارد (55)

و در زمین پس از اصلاح آن فساد مكنید و با بیم و امید او را بخوانید كه رحمت‏خدا به نیكوكاران نزدیك است (56)

و اوست كه بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش مژده‏رسان مى‏فرستد تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار را بردارند آن را به سوى سرزمینى مرده برانیم و از آن باران فرود آوریم و از هر گونه میوه‏اى [از خاك] برآوریم بدینسان مردگان را [نیز از قبرها] خارج مى‏سازیم باشد كه شما متذكر شوید (57)

زمین پاك [و آماده] گیاهش به اذن پروردگارش برمى‏آید و آن [زمینى] كه ناپاك [و نامناسب] است [گیاهش] جز اندك و بى‏فایده برنمى‏آید این گونه آیات [خود] را براى گروهى كه شكر مى‏گزارند گونه‏گون بیان مى‏كنیم (58)

همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم پس گفت اى قوم من خدا را بپرستید كه براى شما معبودى جز او نیست من از عذاب روزى سترگ بر شما بیمناكم (59)

کربلایی کاظم آن آیه را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینه او می‌كشد تا می‌رسند به آیه 59 :

«انی اخاف علیكم عذاب یوم العظیم»

کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند، اما كسی را آن‌جا نمی‌بیند. بعد با خودش می‌گوید كه آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته! اسم مرا از كجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند.

بعد بی‌هوش می‌شود و تا اذان صبح در امام‌زاده می‌ماند. بعد كه به هوش می‌آید، نماز صبح را می‌خواند. هوا كه روشن می‌شود، علف‌ها را برمی‌دارد و به منزل می‌آید. پدرش از وی می‌پرسد: دیشب كجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم.

می‌گوید: دیشب امام‌زاده بودم و ماجرا را تعریف می‌كند. اهل خانه فكر می‌كنند كه او یا دعایی شده یا جن‌گرفته! پس او را نزد همان واعظی كه هر ساله به ساروق می‌آمد، می‌برند.

واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت، می‌پرسد: پسر جان چه‌طور شده؟ آیا سواد داری؟ محمدکاظم می‌گوید: نه سواد ندارم. كسانی هم كه آنجا بوده‌اند گواهی می‌دهند كه سواد ندارد. بعد می‌گوید: خب حالا قصه چیست؟ ایشان ماوقع را توضیح می‌دهد.

آقا صابر می‌پرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن می‌كند. آقا صابر می‌گوید: ایشان دارد قرآن می‌خواند. جن‌گرفته نیست. به او كرامت شده. آقا صابر قرآن می‌خواهد. می‌آورند. هر جایی از قرآن را كه باز می‌كند و یك آیه می‌خواند، حاج محمدکاظم بقیه‌اش را می‌خواند. آقا صابر می‌گوید: حالا كه به تو كرامت شده، برویم خط‌هایی را كه در سقف امام‌زاده است ببینیم. وقتی وارد امام‌زاده می‌شوند، می‌بینند نه خطی است، نه نوری!

چگونگی وفات كربلایی كاظم

ایشان بیست روز قبل از فوتش در ساروق، درباره مسأله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت كرد. وی گفت: «من همین روزها فوت خواهم كرد. وقتی مُردم، جنازه‌ام را به قم منتقل كنید و در آن‌جا به خاك بسپارید.» بعد كمی درنگ كرد و گفت: «خب اگر من این‌جا بمیرم، شما برای انتقال جنازه‌ام به قم دچار مشكل می‌شوید. من می‌روم قم.» فردای آن روز به قم رفت و بیست روز بعد در آن جا فوت كرد و در قبرستان نو به خاك سپرده شد.

معجزه قرآن (دریا)

معجزه قرآن (دریا)

عکس دریای عجیبی که در قرآن آمده است (1)

.

عکس دریای عجیبی که در قرآن آمده است (2)

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی

شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.


سورة مبارکه الرحمن


مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ

رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)


۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی

است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟

۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:


« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ

بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»


و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و

تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

ارتباط آلبرت انیشتن با آیت الله العظمی بروجردی

ارتباط آلبرت انیشتن با آیت الله العظمی بروجردی

انیشتن او را بروجردی بزرگ خطاب میکرد


خرد نيوز/سرويس علمي
وب سایت موسسه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی (ره) ، مطالب جالبی در مورد نامه نگاری های آلبرت انیشتن با آیت الله العظمی بروجردی ، از مراجع بزرگ تقلید را بر روی این سایت ارائه كرده است.
انتشار رسمي این واقعه بزرگ علمي با استقبال گسترده و عجيب علاقمندان مواجه شد .
در وب سایت موسسه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی (ره) درباره نامه نگاری دو عالم برجسته آمده است :
آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ " ، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....
همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: e=m.c2>>m=e:c2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...
000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود.
انتشار این مطالب ارزنده در سایت های رسمی مراجع ، می تواند در صورتی که با توضیحات تکمیلی همراه شود ، سایت های متخصصان و کارشناسان علمی و فرهنگی کشور در اینترنت را به عنوان پایگاه های پرمخاطب در وب برای جامعه اطلاعاتی ایران تبدیل کند که در فرهنگ وقت گذاری کاربران ایرانی در استفاده از شبکه وب ، بسیار موثر خواهد بود.

لازم به يادآوري است عالم برجسته ايراني دكتر حسابي نيز
بارها با آلبرت انیشتن دانشمند قرن بیستم در ارتباط بوده اند كه اين خود از افتخارات ديگري است در جامعه علمي


پرده های جنینی در قرآن

پرده های جنینی در قرآن

درزمان نزول قرآن دستگاه رادیووژی وجود نداشت که این سه لایه شناسایی شوند

در آیات مختلفی از قرآن به تاریکی های سه گانه اشاره می شود.

در دوران جنینی در رحم مادر سه لایه تشکیل می شود که نتیجه تقسیم تخمک جنس ماده به سه لایه نازک است که به ترتیب شامل پرده آمنیون که شامل مایع زلالی به نام آمینوتیک است که جنین در آن شناور است را احاطه می کند.

پرده کریون که سلول های سطحی آن به غشای مخاطی رحم نفوظ کرده است و لایه سوم کیسه پرده است که به عنوان دیواره جفت نیز نامیده می شود .اما تعبیر صحیح آن شامل اکتودرم آندودرم و مزودرم است که به لایه های بیرونی درونی و میانی جنینی اشاره می کند.در هفته سوم از رشد جنین لایه های جنینی اکتودرم رزودرم و آندودرم تشکیل می شوند

اکتودرم بافت های دستگاه عصبی مرکی نحیطی

بافت پوششی حمی گوش بینی و چشم غده پستان

مینای دندان و غده هیپوفیز را تشکیل می دهد.

مزودرم بافتهای پیوندی غزروف استخوان ماهیچه های

مخطط و صاف سلولهای لنفاوی خونی و دیواره قلب و

رگهای خونی و لنفاوی عده های جنسی و مجاری آنها

طحال و قسمت قشری فوق کلیه را تشکیل می دهد.

آندودرم نیز دستگاه گوارش پوشش اپیتلیال مجاری تنفی

پارانشیم تروئید پاراتیروئید کبد لوزالمعده لوزه ها و

تیموس و پوشش اگیتلیالی مثانه پیشابره صندوق

صماخی و مجرای شنوایی را تشکیل می دهد.


در سوره زمر آیه 6 نوشته شده است

شما را از نفس واحد ی آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براي شما از دامها هشت قسم پدید آورد شما را در شکمهای مادرانتان خلق کرد این است خدا پروردگار شما فرمانروایی(وحکوت مطلق) از آن آفرینشی پس از آفرینشی(دیگر) در تاریکیهای سه گانه اوست خدایی جزء او نیست پس چگونه (وکجا) برگردانیده میشوید

درزمان نزول قرآن دستگاه رادیووژی وجود نداشت که این سه لایه شناسایی شوند

oفَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ

نماز و میدان مغناطیسی

نماز و میدان مغناطیسی


بدن تمام دانشجویان دختر ماهی یک بار افزایش ولتاژ شدید پیدا میکند ومیدان بدن به منظم ترین حالت خود میرسد به خاطر همین است که زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند

آنگونه كه از تصاوير به دست آمده ازميدان مغناطيسي زمين پیداست


بطور شگفت‌انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله


بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق


مي‌گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي‌شود.


يكي از نكات بسيارجالبی كه پروفسوربور به آن دست يافته بوداين


بود كه دريافته بود كه در


.در بدن تمام دانشجویان دختر ماهی یک بار افزایش ولتاژ شدید پیدا میکند ومیدان بدن به منظم ترین حالت خود میرسد به خاطر همین است که زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند


اخيرا هم كشف شده است كه قلب زنان منظم‌تر و قويتراز مردان


مي‌زندو دليل آن همين تغيير ولتاژ است.



ناسا شق القمر را تایید کرد

ناسا شق القمر را تایید کرد

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾

قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت

آیت الله بی آزار شیرازی: تحقیقات ناسا معجزه شق القمر را تأیید می کند



آیات اولیه سوره قمر حاكی از این است كه ماه در گذشته شكاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عكس‌هایی كه توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح كره ماه گرفته شده است شكاف‌هایی را بر روی این كره نشان می‌دهد كه وقوع این معجزه عظیم را اثبات می‌كند.


متن فوق بخشی از سخنان آیت‌الله بی‌آزار شیرازی در نشست «شق‌القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» است كه در نمایشگاه بین‌المللی قرآن كریم برگزار شد .
متن كامل سخنان معظم له در سايت هاي مختلف موجود است


تخت چوب پیدا شده از کشتی نوح

تخت چوب پیدا شده از کشتی نوح

که نام اهل بیت به روی آن حک شده

لوح یافته شده در کشتی نوح


ای خدای من! ای مددکار من!

به لطف و مرحمت خود به طفیل ذوات مقدس محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمه، دست مرا بگیر.....

این نام ها به زبان سامانی آمده و به زبان عربی نام پنج تن است

باتشکر ازhttp://amwaj.mihanblog.com

 

در ژوئیه 1951 م. گروهی از دانشمندان معدن شناسی روسی برای معدن یابی، مشغول زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده برخوردند و پس از کاوش بیشتر معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری درزمین وجود داشته که گذشت زمان آنها را کهنه و پوسیده ساخته است و از علائمی دریافتند که باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشند.
این بود که با دقت کامل، زمین را شکافتند و در نتیجه تخته چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا در آوردند و در آن میان، تخته چوبی مستطیل شکل یافتند که همه را به حیرت انداخت. زیرا در اثر گذشت زمان، کهنگی و پوسیدگی به تمام چوبها راه یافته بود جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی چند بر آن منقش بود.
دولت روس، برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب در 27 فوریه 1953 کمیته ای تشکیل داد که اعضای آن باستانشناسان و استادان شناخت زبانهای باستان به نامهای زیر بودند:

1) سولی نوف، استاد بخش زبان دانشگاه مسکو
2) ایفاهان خینو، استاد زبانهای باستان دانشکده رچاینا
3) میثانن لوفارتگ، رئیس اداره باستان شناسی
4) تانمول گورت، استاد زبان دانشکده کیفزو
5) دی راکن، عتیقه شناس و استاد دانشگاه لنین
6) ایم احمد کولاد، ناظم اداره تحقیبق زتکومن
7) میجر کولتوف، ناظر دفتر تحقیقات دانشکده استالین

بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاوش، اسرار آن تخته چوب برای کمیته کشف گردید و معلوم شد که این تخته چوب، از کشتی حضرت نوح علیه السلام است که برای تیمن و مددخواهی چیزهایی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده است.
در وسط تخته یک تصویر پنجه مانندی وجود داشت که عباراتی چند به زبان سامانی بر آن نگاشته بود که اینجا مشاهده میکنید:

لوح یافته شده در کشتی نوح

کمیته تحقیق پس از هشت ماه فکر و دقت و زحمت نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی در آوردند. سپس استاد زبان باستان شناسی بریتانیا آقای ان. اف. مکس آن را به زبان انگلیسی چنین ترجمه کردند:


Oh! My God! My Helper! Keep my hand with mercy and with your holy bodies: Mohammad, Alia, Shabbar, Shabbir, Fatema
They all are biggests and honorables.
The world established for them.
Help me by their names.
You can reform to right.

ای خدای من! ای مددکار من!
به لطف و مرحمت خود به طفیل ذوات مقدس محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمه، دست مرا بگیر.
این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمام دنیا برای آنان برپا شده است.
پروردگارا به واسطه نامشان مرا مدد فرمای.
تو میتوانی [همه را] به راه راست هدایت نمایی.

این واقعه در سه مجله اروپایی زیر به چاپ رسید:

1) ماهنامه Starof Bartania چاپ لندن، ژانویه 1954
2) مجله Manchester Sunlight، 23 ژانویه 1954
3) مجله London Weekly Mirror، 1 فوریه 1954

برگرفته از کتاب:
علی و پیامبران نوشته علامه حکیم سیالکوتی ، ترجمه و شرح سید محمد مختاری، چاپ اسماعیلیان، قم، انشارات شهید، 1360


 

زنبور عسل

با تحقیقات زیاد دانشمندان 300 سال پیش کشف کردن که شاه کندو ماده است درحالی که

1400 سال پیش قرآن به این مساله اشاره کرده است!!!

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ

اگر به معنی عربی آیه دقت کنید خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند

مورس مترلینگ در کتاب زنبور عسل نوشته است:

در باره زنبور عسل کتابهای بسیاری نوشته شده است برای اینکه از آغازتمدن بشیری این حشره بالدار م اجتماعی که در کندو به طرزی شبیه به معجزه عسل خوش طعم و و مقوی و معطر را تولید می کرده است مورد توجه مردم قرار گرفته بود.

ارسطو کاتون وارون پلین کولومل پلاریوس و دیگران که همگی از نویسندگانو علمای عصر باستان بودند راجع این حشره کتابهای بزرگ و رساله نوشتند.

آریستوس فانوس فیلسوفی بود که مدت 58 سال در وضع زندگی زنبول عسل تحقیق کرد.همچنین دانشمند دیگری موسوم به فیلیس کوس دوناس شب . روز در جوار زنبور های عسل زندگی می نمود که جز آنها چیزی نبیند به همین جهت از طرف هموطنان خودموسوم به وحشی گردید.

مطالعه واقعی درطرز زندگی زنبور عسل فقط از قرن هفدهم میلادی آغازگردید در ابتدای این قرن دانشمند فلاماندی به نام کلونیوس بر اثر مطالعات خوداظهار داشت که یگانه حشره ای که در کندو فقط تخم می گذارد همانا ملکه است و گفت که ملکه دارای آلات تناسلی نرینگی و مادگی(هر دو) می باشد ولی نتوانست این گفته ها را اثبات کند.

بعد او یک دانشمند هلندی به نام سوامردان برای اولین دفعه مطابق اصول علمی شروع به مطالعه در وضع زنبور عسل کرد و به وسیله میکروسکوپ جزئیات زندگیزنبور عسل ر ازنظر گذرانی و آنهارا تشریح نمود و چون ا بعد از تشریح توانست بطورواضح آلات تناسلی مادگی را در ملکه پیدا کند صریحا گفت که ملکه یک زنبور ماده استو حال آنکه قبل از آن تصور می شد ملکه شاه است یعنی یک حیوان نر است.

نکته ای که موریس مترلینگ در کتاب خود اشاره کرده کاملا درست است تا 300 سال قبل تصور می شد که کندو دارای یک پادشاه و تعدادی سرباز است و هیچ اظهار نظری در مورد جنس ماده زنبور در قرآن نمی شد در قرآن کریم در سوره نحل آیه 68 نوشته شده است.

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از پاره‏اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست مى‏كنند خانه‏هايى براى خود درست كن

اگر به معنی عربی آیه دقت کنید خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثاله مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند!و برای خود خانه درست می کنند.این مساله اولین بار 300 سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت بطور ماهرانه در 1400 سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است.


خبر قرآن از سالم ماندن جسم فرعون

خبر قرآن از سالم ماندن جسم فرعون

امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت

درسي باشد.

هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند»


وجوزنا ببنی اسرائیل البحر فاتبعهم فرعون و جنوده بغیا و عدوا

حتی اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذین آمنت به بنو

اسرائیل و انا من المسلمین (۹۰) الآن و قد عصیت قبل و کنت من

المفسدین (۹۱) فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک آیه و ان

کثیرا من الناس عن آیاتنا الغافلون (۹۲)

« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».(یونس ۹۰-۹۲)

واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است.



معجزه ریاضی تعداد سالهای خواب اصحاب کهف

 

معجزه ریاضی تعداد سالهای خواب اصحاب کهف

300=309

این مطلب وقتی مشخص شد كه یكی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید : چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب كهف را 309 ذكر سال كرده است در حالی كه در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است ؟

حضرت امیر علیه السلام فرمودند : «سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است» .

جالب اینجاست كه یكی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده كه خلاصه قابل فهم آن چنین است :

سال شمسی یهود 365 روز تمام بوده است . بنابراین 300 سال آنها می شود :

روز 109500=365×300

در حالی كه سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با :

روز 109500=(48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز) ×309

پس معلوم شد كه 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یك روز كمتر نه بیشتر.

این در حالی است كه تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود . و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود .


► مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ

خداوند در سوره"تین" به انجیر وزیتون قسم خورده است و دانشمندان دین‌پژوه می‌گویند، احتمالاً علت آن است که انجیر وزیتون یکی از میوه‌های همه چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامین‌ها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است.
اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از این‌جا شروع شد که

یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، درمغز انسان و حیوانات تولید می‌شود. این پروتئین،کاهش دهنده کلسترول خون ومسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل می‌شود.

ژاپنی‌ها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامه‌ای به این تیمتحقیقاتی می‌نویسد و اعلام می‌کند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار در قرآن آمده است

معجزه قرآن، دانشمند آمريكايي را مسلمان كرد

معجزه قرآن، دانشمند آمريكايي را مسلمان كرد

معجزه خداوند در قرآن كريم باعث شد كه يك دانشمند مشهور آمريكايي به دين اسلام روي آورد.

به گزارش آريا، تيمي از دانشمندان آمريكايي دريافتند كه برخي از گياهان استوايي فركانس هايي مافوق صوت از خود صادر مي كنند كه به وسيله دستگاه هاي پيشرفته علمي ثبت شده است.

دانشمنداني كه حدود سه سال به تحقيق ومطالعه اين وضعيت حيرت آور پرداختند، دريافتند كه اين پالس هاي مافوق صوت به الكتريسته نوري تبديل شده و بيش از صدمرتبه در ثانيه تكرار مي شوند.

يك تيم آمريكايي اين آزمايش را در برابر يك گروه علمي در انگليس انجام دادند كه در بين اين گروه، يك دانشمند مسلمان هندي الاصل نيز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمايش، گروه انگليسي از اين مساله بسيار شگفت زده شدند ولي دانشمند مسلمان انگليسي گفت: مامسلمانان اين مساله را در 1400 سال پيش تفسير كرده ايم. دانشمندان از اين سخن وي بسيار حيرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برايشان شرح دهد. دانشمند مسلمان اين آيه قرآن را قرائت كرد:

تسبح له ما فی السماوات السبع و الارض و من فیهن وان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم انه کان حلیما غفورا

«هفت آسمان و زمین و هر که در آنهاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش اوست و لیکن شما تسبیح آنها را نمی فهمید همانا او بردبار و آمرزنده است.»سوره مبارکه اسرا آیه 44

زماني كه اسم جلاله «الله» - در بسم الله الرحمن الرحیم - بلند شد، پالس هاي مافوق صوت به الكتريسته نوري تبديل و بر روي مانيتورها ظاهر گشت.

پروفسور براون مسئول اين تيم تحقيقاتي با اين دانشمند مسلمان براي شناخت دين اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان براي وي دين اسلام را تشريح كرده و يك جلد قرآن مجيد به همراه تفسير آن به زبان انگليسي را به وي اعطا كرد. براون شهادتين را گفت و مسلمان شد.