مناظره  بنده در تلگرام

Ebrahim Hosini:

خدا رو شکر...بحثی با اعضا پیرامون اثرات حس خوب داشتیم که متاسفانه نشد بحث رو کامل کنم و نظر شما رو د این مورد دوست دارم جویا بشم....که کلا اثرات منفی و خوب این حس رو در قرب الهی بگید..و اینکه چرا امیرالمومنین در لحضات آخر عمر فرمودند فزت برب الکعبه...چرا اون موقع

mohammad ansari zanjani:

احتمالات زیادی در این باره هست 

مثلا اینکه حضرت با این جمله به مقام شامخ شهادت اشاره داشتند

یا اینکه به سربلندی در تمام امتحانات اشاره داشتند که در شب نوزدهم به پایان رسید و کامل شد

 

از طرفی همین کلمه فزت و فاز در انتهای حدیث کسا هم آمده و میتواند کمک در فهم معنی باشد

 

و در حدیث است

علی و شیعته هم الفائزون

 

خـادمـــ الـحـسـیـنـــ:

اجازه بدید چکیده ی بحث رو عرض کنم

 

جناب حسینی معتقد هستند تمام صفات رذیله اعم از کبرو غرور و ریا، نشأت گرفته از حس خوب انسان بعد از عبادت یا کار خوب، است...

 

دوستان معتقدن که این صفات رذیله نشأت گرفته از ایمان ضعیف است و حتی در روایات بیان شده مومن، بعداز انجام کار نیک، حس خوبی پیدا میکنه و خوشحال میشه

 

Ebrahim Hosini:

دقیقا ....به نظرم میخواست بگه تا لحظه آخر مطمین نباشید که سربلندید ..بلکه مثل بلعم باعوراها ممکنه بشید...

 

mohammad ansari zanjani:

بنده که منافاتی بین کلام عزیزان ندیدم!!

هر دو درست است

 

اصولا یکی از خلقیات بسیار خطرناک که در روایت به شدت از آن بر حذر داشته اند عُجب است

 

خـادمـــ الـحـسـیـنـــ:

ایراد کلام جناب حسینی این بود که بصورت کلی حس خوب را نفی میکردند و دوستان معتقد بودند کلیت نداره

 

mohammad ansari zanjani:

و از طرفی باز در روایات آمده که بعد از کار خوب شکر خدا بگویید و طلب توفیق بیشتر کنید

 

Ebrahim Hosini:

حس خوب لذت بخشه و هر چیزی که انسان رو به خدا نزدیکتر کنه نگاه شیطان رو تیزتر میکنه و اونچه که باعث بازداری میشه خود خداوند است از طریق کنترلی که بر ما دارد .... ولی بنده شرمنده وقتی مختصر طاعت و عملی را انجام می دهم، خیال می کنم، بهتر از من در جهان وجود ندارد؛ فقط منم و بس. ای بیچاره! فکر چاره کن، در عمل بکوش، عمل بسیار در درگاه الهی بسیار اندک می باشد، وصیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابی ذر گویای این حقیقت است آنجا که می فرماید: ای ابی ذر! همانا برای خدا فرشتگانی است که از ترس او بر پا ایستاده و سر خود را بالا نمی کنند تا آخر نفخه صور دمیده شود و همگی می گویند: پروردگارا! تو پاک و منزهی از هر عیب و نقص، و حمد و ثنا مختص توست، ما آن طور که تو سزاوار بندگی می باشی، عبادت نکردیم و از سختی و شدت آن روز اگر مردی عمل هفتاد پیغمبر را انجام داده باشد آن را اندک و حقیر خواهد شمرد

 

mohammad ansari zanjani:

عُجب هم یعنی اینکه انسان از خودش و عملش خوشش بیاید و به آن ببالد

 

البته بگویم خطر عُجب خیلی خیلی بیشتر در کمین است

 

Ebrahim Hosini:

احسنتم

 

mohammad ansari zanjani:

در واقع 

در روایات خیلی خیلی بیشتر تأکید بر دوری و ترس از عُجب شده 

تا شکر بعد از عمل خوب

و اصلا قابل مقایسه نیست

ادامه نوشته

مناظره امام سجاد علیه السلام با حسن بصری

مناظره امام سجاد علیه السلام با حسن بصری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

حسن بصری یكی از دانشمندان قرن اول هجری است، كه دستگاه حكومت بنی امیه از چهره مذهبی او برای توجیه خیانت خود فراوان استفاده می‌نمود .

در زمان حكومت امام علی علیه السلام حسن بصری جوانی نورس بود. پس از پایان جنگ جمل و فتح بصره به دست ارتش امام، هنگامی كه امام در میان هیاهوی مردم و موج جمعیت وارد بصره می‌شد، در لابلای مردم، جوانی را دید كه قلم و لوحی در دست دارد و چیزهایی را كه امام می‌گوید یادداشت می‌كند، حضرت با صدای بلند او را صدا زد كه: چه می‌كنی؟

حسن پاسخ داد: آثار شما را یادداشت می‌كنم، تا پس از شما برای مردم بازگو كنم.

امام در اینجا جمله‌ای فرمود كه جالب و قابل توجه است، فرمود:

اما ان لكل قوم سامریا و هذا سامری هذه الامه لانه لایقول لامساس ولكنه یقول لاقتال؛

مردم آگاه باشید كه هر ملتی یك سامری دارد كه با تزویر خود و با چهره مذهبی خویش، جامعه را از مسیر واقعی خود منحرف می‌كند و این «حسن بصری» سامری این امت است، و تنها تفاوتش با سامری زمان موسی علیه السلام این است كه اگر او می‌گفت: «لامساس؛ كسی با من تماس نگیرد.» ولی این می‌گوید: «لا قتال؛ مبارزه با حكومت جنایتكار بنی امیه غلط است.»

(سامری مردی بود كه پیروان حضرت موسی علیه السلام را به گوساله‌پرستی دعوت كرد و سبب گمراهی گروهی از آنها شد. نقل شده كه پس از این كار مبتلا به وسواس شد و هر كسی را كه می‌دید وحشت می‌كرد و فرار می‌نمود و فریاد می‌زد (لامساس؛ با من تماس نگیرید.)

پیش‌بینی امام درست از آب درآمد و این دانشمند، چنان خدمتی به دستگاه بنی امیه نمود كه به گفته یكی از محققین اگر زبان حسن بصری و شمشیر حجاج نبود حكومت مروانی در گهواره، زنده به گور می‌شد، مگر نمی‌بینید كه حسن نشسته و در جلوی او عده‌ای بی‌شمار، صف بسته‌اند و او با مهارت‌هایی كه در سخن گفتن دارد، ضمن سخنرانی می‌گوید:

«پیامبر خدا فرمود: به زمامداران ناسزا نگویند كه آنان اگر نیكی كنند، برای آنها پاداش است و بر شما لازم است سپاسگزاری كنید و اگر بد نمایند، كیفر كردارشان را می‌بینند، و بر شما لازم است شكیبا باشید، كه آنها بلائی هستند كه خداوند به وسیله آنها از هر كس كه بخواهد انتقام می‌گیرد.»

و همین دانشمند بود كه فتوا داد «اطاعت از پادشاهان بنی امیه واجب است هر چند ظلم كنند زیرا خداوند به وسیله آنان اصلاحاتی می‌كند كه از جنایات آنان بیشتر است.»

به هر حال او از چهره‌های مذهبی معروف زمان امامت امام چهارم، علی بن الحسین - علیهماالسلام - بود و امام برای رسوا ساختن او در مجلسی كه سخنرانی می‌كرد با او مناظره و گفتگوی جالبی دارد كه نقل می‌شود:

 

مناظره ای دیگر

روزی حسن بصری در برابر انبوهی از جمعیت در سرزمین منا مشغول وعظ و سخنرانی بود، امام چهارم از آنجا عبور می‌كرد، وقتی كه منظره این سخنرانی را دید كمی ایستاد و به او فرمود:
مقداری سكوت كن.
امام: كردار خودت، بین خود و خدا، طوری هست كه اگر فردا مرگ به سراغ تو آید، از عمل خود راضی باشی؟
حسن بصری: نه.
امام: تصمیم داری كردار كنونی خود را ترك كنی، و كرداری پیش گیری كه برای مرگ مورد پسند باشد؟
حسن بصری كمی سرش را پائین انداخت، سپس سر برداشت و گفت با زبان می‌گویم تصمیم دارم ولی بدون حقیقت.
امام: آیا امید داری كه پیامبری پس از محمد، بیاید «و تو با پیروی او سعادتمند شوی»؟
حسن بصری: نه.
امام: آیا امید داری كه جهان دیگری وجود داشته باشد، كه در آنجا به مسئولیت‌های خود عمل كنی؟
حسن بصری: نه.
امام: آیا كسی را دیده‌ای كه با داشتن كمترین شعور، حال تو را برای خویش بپسندد؟ تو با اعتراف خودت در حالی به سر می‌بری كه از آن راضی نیستی، و تصمیم انتقال از این حال را هم نداری، و به پیامبری دیگر، و جهانی جز این جهان برای عمل، امیدوار نیستی، آن وقت با این وضع اسف انگیز كه خود داری مشغول وعظ و نصیحت دیگرانی؟
منطق نیرومند امام چنان این سخنور زبردست را كوبید، كه دیگر نتوانست چیزی بگوید،
همین كه امام از آنها دور شد، حسن بصری پرسید: این كه بود؟
گفتند: این علی بن الحسین علیهماالسلام بود.
حسن بصری: حقاً او از خاندان علم و دانش است.
پس از این رسوائی، دیگر ندیدند كه حسن بصری مردم را موعظه كند.