وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص)
هجدهم رجب : وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجری
در سال ۱۰ ه ابراهيم فرزند پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از دنيا رفت . مادر اين بزرگوار ماريه قبطيه بود. سن ابراهيم هنگام وفات به قولى ۱۸ ماه و چند روز، و به قولى يك سال و ده ماه و هشت روز بود
تسلیت به مناسبت وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص)

از انس بن مالك روايت شده است كه مىگويد: من روزى به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله به محلى كه دايه ابراهيم فرزند حضرت بود رفتيم و پيامبر ابراهيم را در آغوش گرفت و او را مىبوسيد و او را به سينه مبارك خود مىچسبانيد بعد از چند روز ديگر حضرت رفت به ديدار ابراهيم ديد كه روح ابراهيم از بدنش مفارقت كرده است، اشك از ديدگان مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله جارى شد، عبدالرحمن بن عوف كه در آنجا حضور داشت به حضرت عرض كرد اى رسول خدا شما هم در مرگ فرزند گريه مىكنيد؟ حضرت فرمود:اى پسر عوف گريه من گريه اعتراض به امر خداوند نيست بلكه گريه رحمت است، و بار ديگر اشك از ديدگان حضرت فرو ريخت و فرمود:ديده مىگريد و دل اندوهناك مىشود و نمىگويم چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد سپس خطاب به ابراهيم كرد وفرمود: اى ابراهيم ما از فراق تو اندوهناكيم.
و از اسماء دختر زيد نقل شده است كه مىگويد:وقتى كه ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله وفات نمود رسول خدا صلى الله عليه و آله گريه مىكرد، اى از اصحاب به نام معزى به حضرت عرض كرد: اى رسوال خدا تو سزاوارترى كه خداوند عزو جل اجر تو را در اين مصيبت بزرگ قرار دهد حضرت فرمود: چشم گريان است و قلب محزون ولى چيزى كه موجب سخط و خشم پروردگار گردد نمىگوئيم. بعد حضرت خطاب به ابراهيم كرد و فرمود: اگر نه اين بود كه مرگ وعده حق و موعود جامع است و اينكه آخر تابع اول است يعنى اولين همه مردند آخرين به دنبال آنها مىميرند هر آينه مصيبت تواى ابراهيم ما بسيار بزرگ بود ولى چون ما هم نيز بزودى به آن جهان ملحق خواهم شد مصيبت تو را تحمل مىكنيم و ما براى تو محزونيم.
از جابربن عبدالله انصارى رضى الله عنه نقل شده است كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله دست عبدالرحمن بن عوف را گرفت و به نزد فرزندش ابراهيم برد وقتى به ديدار ابراهيم كه او در حال جان دادن بود رفت ابراهيم را در دامن خود گذاشت و فرمود:اى فرزند عزيزم من در اين حال مالك اختيار تو نيستم و هيچ كارى از دست من براى تو ساخته نيست و اشك از ديدگان مبارك حضرت جارى شد.عبدالرحمن به حضرت عرض كرد: يا رسول الله آيا شما گريه مىكنيد مگر خود شما گريه كردن در مصيبت را نهى نفرموديد؟ حضرت فرمودن من از دو نوع صدا و ناله زشت نهى كردم.
1- صداى آوازه خوانى لهو و لعب و موسيقى شيطانى
2- صدائى كه به هنگام مصيبت كه توام با خراشاندان صورت و پاره كردن گريبان و ناله اعتراضآميز شيطانى باشد.
اما گريه من بر مرگ ابراهيم گريه رحمانى است، و من لايرحم لايرحم و كسى كه رحم نكند و ترحم نداشته باشد مورد مرحمت خداوند واقع نمىشود و بعد حضرت خطاب كرد به فرزندش و فرمود: اگر نه اين بود كه مرگ حق است و وعده خدا راست و مرگ راهى است به سوى خدا و اين كه آخرين ما به اولين ملحق مىشوند هر آينه حزن مادر مرگ تو اى ابراهيم بسيار شديد مىشد ولكن چون راهى است كه همه بايد سير كنيم فراق تو قابل تحمل است و ما بر مرگ تو اندوهناكيم و فرمود:ديده مىگريد و قلب اندوهناك مىشود ولى چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد نمىگوئيم.
و از محمود لبيد نقل شده است كه مىگويد: در روز وفات ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله آفتاب نيز گرفت مردم گفتند گرفتن آفتاب براى اين است كه ابراهيم فرزند پيغمبر صلى الله عليه و آله مرده است حضرت وقتى كه اين خبر را شنيد از منزل خارج شد و بعد از حمد و ثنا فرمود:اى مردم آفتاب و ماه دو آيت از آيات خداى عزوجل هستند و هرگز براى وفات و ولادت احدى نمىگيرند يعنى وفات فرزندم ابراهيم هيچ ربطى به گرفتن آفتاب يا ماه ندارد و شما هر وقت ملاحظه كرديد كه آفتاب يا ماه گرفته است به مسجد پناه بريد و مشغول نماز و دعاء شويد. بعد از اينكه حضرت به مردم توجه داد كه وفات فرزندم هيچ ربطى با آفتاب گرفتگى ندارد براى وفات فرزندش ابراهيم اشك از چشمانش جارى گرديد. عرض كردند يا رسول الله بر مرگ فرزند گريه مىكنى در حالى كه تو رسول خدا هستى حضرت فرمود:من بشر هستم چشم گريان است و قلب دردناك اما چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد نمىگوئيم بعد فرمود:به خدا قسم اى ابراهيم ما براى تو اندوهناكيم.
از خالدبن سعد نقل شده است كه مىگويد: وقتى كه ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله وفات كرد حضرت رسول صلى الله عليه و آله گريست، به حضرت عرض كردند آيا شما در مرگ فرزندت گريه مىكنى اى رسول خدا؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:ابراهيم ريحانهاى بود كه خداوند به من هديه كرده بود و من آن ريحانه را مىبوئيدم. رسول خدا صلى الله عليه و آله در روزى كه ابراهيم وفات كرد فرمود:آن حزن و اندوهى كه در قلب يا در چشم مىباشد رحمت است و آن حزن و اندوهى كه بر زبان و دست باشد آن از شيطان است حزن دست و زبان اين است كه مثلا با دست به سر و صورت خود بزند و بقيهاش را پاره كند و با زبان به كار خدا اعتراض كند و بگويد چرا خدا چنين كرد و چرا چنان نكرد و...
زبيربن بكار روايت كرده است كه: وقتى ابراهيم را بردند به قبرستان حضرت هم رفت تا به قبرستان رسيد سپس كنار قبر ابراهيم نشست و بعد قدر ى نزديكتر به قبر شد وقتى كه ديد ابراهيم را در قبر گذاشتهاند اشك از ديدگان مباركش جارى شد. اصحاب چون حالت گريان پيغمبر صلى الله عليه و آله را ديدند همه با صداى بلند گريستند. در اين هنگام ابوبكر رو كرد به پيامبر و گفت: اى رسول خدا آيا تو گريه مىكنى و حال آن كه تو خودت مارا از گريه كردن در مصائب نهى كردى ؟ حضرت فرمود:ديده مىگريد قلب دردناك است ولكن چيزى كه باعث غضب پروردگار عزوجل گردد نمىگوئيم.
