دعا
امام علی(ع):
همانا خداوندي كه گنجينه هاي ملكوت دنيا و آخرت در دست اوست
به تو اجازه داده تا او را بخواني
و خود اجابت دعاي تو را بر عهده گرفته است
و امر كرده از او درخواست نمائي تا به تو عطا كند
و او پروردگاري مهربان و بخشنده است.
بحارالنوار ج۷۷ ص ۲۰۴


بخشی از دعای کمیل:
اللهم
اغفر لمن لا یملک الا الدعاء فانک فعال لما تشاء،
بیامرز کسی را که جز دعا سرمایه ای ندارد که براستی تو هر چه را بخواهی انجام دهی،
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء.
ای کسی که نامش دواست و یادش شفا.

امام صادق(ع):
حضرت علی(ع) مردی بودند که بسیار دعا می کردند.
اصول کافی، ج۲، ص۴۶۸

کانت فاطمه علیها السلام اذا دعت تدعو للمومنین و المومنات و لا تدعو لنفسها، فقیل لها، فقالت: الجار ثم الدار.
حضرت فاطمه(ع) هنگامیکه شروع به دعا میکردند، دعایشان برای مومنین و مومنات بود و برای خودشان دعا نمیکردند، به ایشان گفته شد چرا برای خود دعا نمیکنید، ایشان جواب دادند: اول برای همسایه سپس برای خود.

امام صادق(ع):
هر گاه دعا نمودی اين گونه گمان کن که خواسته ات آماده است.
الکافی، ج۲، ص۴۷۳

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمیکنی --- خدای بی نیاز را چرا صدا نمیکنی
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره میکند --- چرا میان گریه ها خدا خدا نمیکنی
به هر لب دعای تو فرشته بوسه میزند --- برای درد بی دوا چرا دعا نمیکنی

حضرت شعیب(ع) چنان به سبب محبت به خدا گریست که چشمانش کور شد.
خداوند چشمانش را به او بازگرداند، اما شعیب(ع) دوباره چنان گریه کرد تا کور شد ...
بار چهارم خداوند به او وحی کرد تا چه زمانی چنین خواهی کرد؟
اگر این گریه از ترس عذاب جهنم است، تو را از آن نجات دادم و اگر برای
شوق به بهشت است، آنرا در اختیار تو نهادم.
شعیب(ع) در پاسخ گفت:
خدایا تو میدانی که گریه من نه برای ترس از جهنم است و نه برای شوق به بهشت، بلکه
تنها به سبب عشق و محبت توست.
حضرت محمد (ص)در لایحضر الفقیه ج ۱۶ ص ۳۸۰

ما بر سر خوان توییم محتاج احسان توییم
ای مظهر جود و سخا یا ربنا یا ربنا یا ربنا
تو خالق و من بنده ام زین بندگی شرمنده ام
از تو عطا از من خطا یا ربنا یا ربنا یا ربنا
جز تو ندارم دستگیر افتاده ام دستم بگیر
ای خالق ارض و سما یا ربنا یا ربنا یا ربنا



سفر کردم به هر شهری دویدم
به لطف و حسن تو کس را ندیدم
ز هجران و غریبی بازگشتم
دگر باره بدین دولت رسیدم
از باغ روی تو تا دور گشتم
نه گل دیدم نه یک میوه بچیدم


من از عالم تو را تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
دل من چون قلم اندر کف توست
ز توست ار شادمان و ار حزینم
به جز آنچه تو خواهی من چه باشم
به جز آنچه نمایی من چه بینم
مرا تو چون چنان داری چنانم
مرا تو چون چنین خواهی چنینم
تو بودی اول و آخر تو باشی
تو به کن آخرم از اولینم
به جز چیزی که دادی من چه دارم
چه می جویی ز جیب و آستینم

گر از غم عشق عار داریم
پس ما به جهان چه کار داریم
یا رب تو مده قرار ما را
گر بی رخ تو قرار داریم
گرم تو دوستی از دشمنان چه باک

قسمت ۵۹ دعای جوشن کبیر:


