سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق اولم يكف بربك انه علي كل شيء شهيد.
بزودي آيات و نشانه هايي از قدرت خود را در صحنه گيتي و در (كشور) وجودشان بدانها نشان خواهيم داد، تا بر آنها آشكار شود كه حق است.
ممكن است نشانه هاي آفاقي همان صيحه آسماني باشد و منظور از آيات انفسي همان رعب و ترس باشد كه در دلها جاي مي گيرد.
و لنبونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين.
و هر آينه شما را به وسيله ترس و گرسنگي و نقص در مالها و جانها و ميوه ها مي آزماييم، و صبر كنندگان را بشارت ده.
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام روايت مي كند كه پيش از قيام مهدي ما سلام الله عليه مردم به انواع بلاها مبتلا مي شوند و موفقيت با صابران است.
 
طلوع خورشید از غرب

از جمله نشانه هاي ظهور كه در روايات به آن اشاره شده، طلوع خورشيد از مغرب است، وقوع چنين پديده اي، اگر معناي ظاهري آن مراد باشد، مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسي خواهد بود و اين، با اصول حاكم بر نظام طبيعت، ناسازگاري دارد. به طور قطع حضرت مهدي (ع)، بر روي همين زمين، حكومت جهاني خويش را تشكيل مي دهد.
بر اين اساس تحقق اين نشانه به گونه معجزه، چنانكه برخي پنداشته اند، ميسر نيست، زيرا معجزه در محدوده نظام حاكم بر طبيعت و جهان صورت مي گيرد.
به نظر مي رسد، منظور از طلوع خورشيد از مغرب، حضرت مهدي (ع) است.
فيض كاشاني در توضيح روايتي در اين زمينه مي نويسد:
وكانه كني بطلوع الشمس من مغربها في الحديث عن ظهوره (ع) كما يظهر من بعض الاخبار).

 

جنگهای خونیین

در منابع ديني، از جنگ هاي خونين و كشتارهاي بزرگ نيز، به عنوان نشانه هاي ظهور ياد شده است . گويا اين جنگها بين اهل باطل، بر سر رقابتهاي مادي و سياسي روي مي دهد كه در نهايت، بدون پيروزي هيچ يك از دو گروه و پس از برجاي گذاشتن. انبوهي از كشته ها، پايان مي يابد. بروز چنين فاجعه هاي بزرگ، نتيجه طبيعي فساد زمين و فراگير شدن ظلم و جور است. از برخي روايات، استفاده مي شود كه در منطقه (قرقيسا) جنگ عظيمي بين بني عباس و مرداني رخ مي دهد كه نوجوانان زورمند، فرسوده و پير مي گردد و لاشه هاي كشته ها بر روي هم انباشته مي گردد. از قراين و شواهد بر مي آيد كه اين خون ريزيهاي بزرگ، در همان واقعه خروج سفياني و آشوبهاي آن زمان است و حادثه جداگانه اي نيست.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از اين روايات، درهم كوبيدن مستكبران و دشمنان حق و عدالت باشد كه در زمان ظهور و به دست مهدي (ع) انجام مي شود، بنابراين از وقايع دوران ظهور است، نه نشانه ظهور.

بارانهای بیابانی

در سال ظهور، بارانهاي پياپي، زمين را آباد و سرسبز مي كند و وضع مردم، بهتر مي شود. امامان (ع) در تبيين نشانه هاي ظهور و خبر دادن از رخدادهاي آن روزگار، از اين واقعه نيز، ياد كرده اند كه به چند نمونه از احاديثي كه در اين باره رسيده اشاره مي كنيم:
شيخ مفيد، با بهره گيري از روايات، مي نويسد:
(ثم يختم ذلك باربع وعشرين مطره متصل فتحيي بها الارض بعد موتها و تعرف بركاتها).
پس پايان مي گيرد اين (پديد آمدن نشانه ها) با بيست و چهار باران پياپي كه زمين را پس از آن كه مرده بود، زنده مي كند و بركات آن را مي شناساند.
شيخ طوسي از امام صادق (ع) روايت مي كند:
(ان قدام القايم لسنه غيداقه، يفسد التمر في النخل فلاتشكوا في ذلك ).                                        در آستانه قيام مهدي (ع)، سالي پر باران خواهد بود كه در اثر آن، خرما بر روي نخل مي پوسد. پس در اين، ترديدي به خود راه ندهيد.
يا امام صادق مي فرمايد:
(واذا آن قيامه، مطر الناس في جمادي الآخره وعشره ايام من رجب، مطرا لم ير الناس مثله، فينبت الله به لحوم المومنين في ابدانهم في قبورهم...).
و چون هنگام ظهور مهدي (ع) نزديك شود، در تمام ماه جمادي الآخر و ده روز نخست ماه رجب، باراني بر مردم ببارد كه تا آن هنگام، مانند آن را نديده باشند. پس خداوند، به وسيله آن، گوشت بر بدن مومنان، كه در قبرهايشان خفته اند، بروياند.

زمینه سازان

انقلاب حضرت مهدي (ع) همچون ديگر انقلابها، بدون مقدمه و زمينه سازي، به وجود نمي آيد، بلكه در آستانه ظهور، حركتهايي پا مي گيرد و زمينه را براي ظهور آن حضرت فراهم مي آورد. اين سلسله قيامها و انقلابها كه از سوي حق پويان صورت مي گيرد، براساس آنچه در برخي روايات آمده، زمينه را براي حركت جهاني مهدي (عج) آماده مي كند.
پيشگويي تحقق اين نشانه ها، به تعبيرهاي گوناگوني در روايات آمده كه به چند نمونه از آن اشاره مي كنيم:
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:
(يخرج ناس بالمشرق فيوطيون للمهدي سلطانه) .
گروهي از ناحيه مشرق، قد بر مي افرازند و زمينه حكومت مهدي (ع) را فراهم مي سازند.
يا مي فرمايد:
(تجي ء الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبر الحديد فمن سمع بهم فلياتهم فبايعهم ولوحبوا علي الثلج) .
افرادي با بيرقهاي سياه، از ناحيه مشرق مي آيند كه دلهاي آنان مانند قطعه هاي فولاد، محكم است. پس هر كس قيام آنان را شنيد، براي بيعت به سوي آنان بشتابد، هر چند لازم باشد، با سينه بر روي برف برود.

 

فراگير شدن ظلم و جور،

فراگير شدن ظلم و جور، از نشانه هاي معروف ظهور حضرت مهدي (ع) به شمار است. اين نشانه، در روايات بسيار، به چشم مي خورد. در بعضي به همين عنوان كلي، مورد اشاره قرار گرفته، چنانكه در روايت معروفي كه با سندهاي گوناگون نقل شده آمده:
(يملا الله به الارض قسطا وعدلا بعد ما مليت ظلما وجورا).
خداوند، به وسيله ظهور مهدي (ع) زمين را پر از عدل و داد مي سازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد.
يا از حضرت مهدي (عج) نقل شده:
(علامه ظهوري كثره الهرج والمرج والفتن...).
نشانه آشكار شدن من، زياد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوب هاست.
گاهي نيز، زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقي و اجتماعي در ميان مسلمانان، به عنوان نشانه هاي نزديك شدن ظهور پيش گويي شده است.
علامه مجلسي، در باب نشانه هاي ظهور، روايتي را از امام صادق (ع) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقي، اجتماعي، اعتقادي و فرهنگي كه در دوران غيبت، دامن گير جوامع اسلامي مي شود، پيش گويي شده است ، از جمله: رشوه خواري، قماربازي، شراب خواري، زياد شدن زنا، لواط، قطع صلح رحم، سنگ دل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم فروشي، بي اعتنايي به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيور آلات، گزاردن حج به انگيزه هاي مادي و براي غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروي از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه هاي عظيم در فساد و ابتذال و بي ديني، چاپلوسي و تملق گويي و....

 

از نشانه هاي ظهور، كسوف و خسوف

از نشانه هاي ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است.
كسوف در روزهاي نخست و روزهاي آخر ماه و خسوف در روزهاي مياني ماه، طبيعي و عادي است و در طول تاريخ، بارها و بارها، رخ داده و از نظر علمي، خسوف و كسوف در روزهاي ياد شد، پديده عادي به حساب مي آيد و از ديرباز، منجمان، براساس محاسبه هاي دقيق رياضي و نجومي، زمان گرفتن خورشيد، يا ماه را در طول سال، پيش بيني مي كرده اند، ولي خورشيد گرفتگي در وسط ماه يا ماه گرفتگي در اول و يا آخر آن، ظاهرا امري غيرعادي و رويت آن، امكان ندارد. البته در خود روايات هم، به غير عادي بودن تحقق اين نشانه تصريح شده است:
امام باقر (ع) مي فرمايد:
(آيتان تكون قبل القايم لم تكونا منذ هبط آدم (ع) الي الارض، تنكسف الشمس في النصف من شهر رمضان والقمر في آخره، فقال رجل يابن رسول الله تنكسف الشمس في آخر الشهر والقمر في النصف فقال ابوجعفر (ع): اني لاعلم بما تقول ولكنها آيتان لم تكونا منذ هبط آدم (ع)  دو نشانه، پيش از قيام مهدي (ع) پديد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم (ع) در زمين بي سابقه است: گرفتن خورشيد نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن.

درآمدن پرچمهای سیاه از خراسان

اين حادثه نيز، در منابع ديني به عنوان نشانه ظهور بيان شده و در مورد آن، رواياتي از معصومان (ع) رسيده است. مضمون اين روايات آن است كه پيش از ظهور مهدي (ع) در منطقه خراسان (خراسان قديم: قسمتهاي زيادي از ايران، افغانستان، تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان) انقلابي بر پا مي شود و مردم در حالي كه پرچمهاي سياه را به اهتزاز در آورده اند، به حركت در مي آيند).
ظاهرا، پديدار شدن اين نشانه در آستانه ظهور و يا اندكي پيش از آن است، به گونه اي كه در زمان ظهور، آنان هستند، و حضرت مهدي (ع) آنان را به سوي خويش فرا مي خواند.
امام باقر مي فرمايد:
(تنزل الرايات السود التي تخرج من خراسان الي الكوفه، فاذا ظهر المهدي (ع) بعث اليه بالبيعه).
بيرقهاي سياهي از خراسان بيرون مي آيد و به جانب كوفه به حركت در مي آيند. پس چون مهدي (ع) ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت مي كنند.

غير از روايت فوق روايات ديگري نيز وجود دارد كه نشان مي دهد، خروج پرچمهاي سياه از خراسان قيامي است كه در آينده و در آستان ظهور بر پا مي شود. در حقيقت، آن پرچمهاي سياه را ياران مهدي (ع) به همراه خواهند آورد).

برخي احتمال داده اند كه منظور از خروج پرچمهاي سياه از خراسان، همان قيام ابومسلم خراساني در سال 140ه.ق. عليه حاكميت هزار ماهه بني اميه است  كه به از هم گسستن حكومت بني اميه و روي كار آمدن بني عباس انجاميد.

مستند اينان، روايت زكار از امام صادق (ع) و برخي قراين و مويدات تاريخي است. در اين روايت، با اشاره به نام و مشخصات ابومسلم خراساني، از وي به عنوان صاحب پرچمهاي سياه، ياد شده است .

ولي اين احتمال درست نيست، زيرا روايت زكار، كه مهم ترين مستند و دليل آن به شمار مي رود، از نظر سند ضعيف و غيرقابل اعتماد است. افزون بر اين، تطبيق اين نشانه بر شورش ابومسلم خراساني در پيش از يك قرن قبل از تولد مهدي (ع) و نشانه ظهور دانستن آن، بسيار بعيد است.

به نظر مي رسد تبيين حوادث و وقايع دوران بني اميه و بني عباس، در برخي روايات، به منظور هوشيار ساختن مسلمانان و آگاهي دادن به آنها نسبت به وظايف حساس خويش در آن دوران است نه تبيين علايم ظهور.
پيش گويي اين حوادث، به خاطر اهميت فوق العاده آن براي مسلمانان آن زمان و نسلهاي آينده بود.

اين نكته نيز در خور توجه است كه حاكمان بني عباس تلاش مي كردند، قدرت را از دست بني اميه بگيرند، از اين روي، (نفس زكيه) را مهدي معرفي مي كردند و از جانب ديگر سعي مي كردند شورش ابومسلم خراساني را در راستاي قيام مهدي (ع) و نشانه ظهور وي قلمداد كنند. بر اين اساس، همان گونه كه پيش از اين هم يادآور شديم، بعيد نيست حاكمان بني عباس، به دلخواه خويش، در اين روايات دست برده باشند و آنها را با خود تطبيق كرده باشند.