مساله کرویت زمین در قرآن کریم

در گذشته مفسرين متوجه نبودند كه منظور از رب المشرقين و رب المغربين چيست زيرااگر مـنـظور, فصول باشد هر روز از فصل زمستان و تابستان و بهار و پائيز مشرق ومغرب جداگانه اى دارد و در لـغت به محل فرو رفتن ماه مغرب نمى گويند اما اززمانى كه كرويت زمين به صورت علم جلوه كرد معنى آيات به ترتيب زير واضح شد.
قسمت اول آيات آيه 28 سوره شعرا مى گويد: قال رب المشرق و المغرب و ما بينهما ان كنتم تعقلون وقتى موسى در مناظره خود با فرعون مى خواهد, خدا را به او معرفى مى كند, مى گويد: پـروردگـار مـن خـدائى اسـت كـه خـالـق شرق و غرب و آنچه در بين اين دو است .اگرتعقل و تفكركننده باشيد.
ايـن آيـه چـون در مـقام مناظره با فرعون و طرفداران او بيان شده بايد به محسوسات كسانى كه مـورد خـطابند نزديك باشد تا آنكه مناظره صحيح انجام شود و لذا تنها به آنچه در وقت مناظره مـحـسـوس مـخـاطبين بوده اشاره فرموده و آن جز يك مشرق ويك مغرب و آنچه در بين آنها از مخلوقات وجود داشته , چيز ديگرى نبوده است .(و اين يكى از بزرگترين رموز بلاغت است ).
و هـمـچـنـيـن اگـر در سـوره بقره آيه 136 مى فرمايد: سيقول السفها من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها قل للّه المشرق و المغرب .
نـيـز در مقام مناظره است و بايد محسوسات مخاطبين در زمان خاصى مورد توجه ومنظور نظر قرار گيرد.
و اگر در سوره بقره آيه 110 مى فرمايد: و للّه المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه اللّه .
در مـقـام بـيـان احاطه الهى بر مخلوق بوده و اينجا جز كلمه مشرق و مغربى كه در زمان خطاب محسوس خلق است چيز ديگرى نبايد گفته شود, زيرا خلاف بلاغت بوده است .
و حـتى اگر در سوره مزمل آيه 9 فرموده : رب المشرق و المغرب خلاف حقيقت نبوده زيرا آيات قبل و بعد آن خطاب به شخص پيامبر اكرم (ص ) بوده و مسلم زمان خاص و وقت خطاب , منظور شده و در اين صورت جز با جمله مفرد آن را ادا نمودن چيزديگرى معنى ندارد و يا لااقل برخلاف بلاغت مى باشد.
قسمت دوم از آيات سـوره رحـمن آيه 17 رب المشرقين و رب المغربين خداى دو مشرق و دو مغرب .
در اين آيه كه جـنـبـه مـنـاظـره و خـطـاب به فرد خاص و زمان خاص منظور نشده است و بلكه فقط در بيان خـداشـنـاسى براى جن و انس بوده و تمام زمانها را در نظر گرفته است ,كلمه مشرقين در آيه آمده و با بيان زير به كرويت زمين اشاره فرموده است : زيرا واضح است كه با توجه به كرويت زمين , در هر زمانى كه خورشيد از ديدگان ماناپديد شود در همان زمان در جاى ديگر ظاهرمى گردد.
پـس اگـر مثلا ما رو به جنوب بايستيم , طرف راست براى نيمكره اى كه ما در آن قرارگرفته ايم , مغرب است و همان محل در زمان غروب خورشيد, براى نميكره ديگرمشرق خواهد بود.
و همچنين طرف چپ براى نيمكره ما مشرق و براى نيمكره ديگر مغرب است .
بنابر اين يك مشرق و يك مغرب طرف راست ما و يك مشرق و يك مغرب طرف چپ ما قرار خواهد گرفت .
و مسلم در غير اين فرض مشرقين و مغربين به صيغه تثنيه معنى ندارد.
و نيز در آيه 38 سوره زخرف مى فرمايد: حتى اذا جانا قال يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين .
وقـتـى آنـكـه پيروى از شيطان كرده و از ذكر خدا اعراض نموده به محضر عدل الهى در قيامت مـشـرف مـى گـردد, مى گويد: اى كاش بين من و تو اى شيطان دورى دو مشرق بود, زيرا تو بد قرينى براى من بودى .
جـاى تـرديـد نيست با فرض كرويت زمين و شرحى كه در آيه بالا ذكر شد بعد دومشرق در سطح كره , در نهايت درجه دورى از يكديگر قرار گرفته است .
اگـر مـشرقين به معنى مشرق و مغرب نيمكره اى كه ما در آن قرار گرفته ايم مى بود ومجازا اين نام را بر اين دو اطلاق كرده بودند نهايت درجه بعد كه در آيه منظور بوده است , استفاده نمى شد.
بـنابراين در اين آيه به كرويت زمين كاملا اشاره شده و يكى ديگر از وجوه اعجازقرآن مجيد ظاهر گرديده است .
زيرا اگر در زمانى كه مردم دنيا معتقد نبودند كه زمين كروى است حضرت رسول اكرم (ص ) با نـداشـتـن وسـائل عـلمى و تحقيقاتى .
اشاره صحيح است كه زمين كروى است مسلم اين گفتار معجزه است .
قسمت سوم از آيات در سه آيه از قرآن به كلمه مشارق و مغارب كه جمع مشرق و مغرب است اشاره شده كه در مرحله اول احتمال دارد منظور مشرقهائى كه از اختلاف افق بدست مى آيد باشد كه باز به كرويت زمـيـن اشـاره شده و در مرحله دوم ممكن است اختلاف فصول در حركت زمين به دور خورشيد منظور باشد كه براى هر روز شرق وغربى در نظر گرفته باشند كه معنى مستبعدى است .
منبع:آل البیت