يكي از نكات قابل توجه در سلوك و سيره پيشوايان معصوم(ع) نحوه رفتار آنان با همسر خويش است. هر چند به خاطر طبيعت موضوع و نيز شرايط اجتماعي حجم شواهد و موارد بر جاي مانده در تاريخ در اين خصوص فراوان نيست اما همين اندك نيز بسيار ارزشمند و گوياست. آنچه مي‏خوانيد نگاهي گذرا به موضوع ياد شده است.

سيره عملي و رفتار ائمه عليهم‏السلام با همسران خويش مانند ساير برخوردها و شيوه‏هاي رفتاري آنان به طور دقيق و روشن در تاريخ ديده نمي‏شود و اين علاوه بر عوامل اجتماعي و سياسي به ماهيت قضيه برمي‏گردد كه بيشتر يك امر درون خانوادگي است تا اجتماعي و در منظر ديگران اما آن اندازه از روش و سيره آنان كه از آنان به ما رسيده و همچنين از سخنان آنان مي‏توان تا اندازه زيادي روش آن بزرگواران را به دست آورد.

روشن است كه چون پيشوايان معصوم عليهم‏السلام اعمال خود را در راستاي اسلامي حقيقي و خالص قرار داده بودند و از اين جهت ميان آنها تفاوتي نيست و هر گاه در روش يا گفتارآنان تفاوتهايي ديده مي‏شد مربوط به شرايط خاص زماني است، لذا از روش يك يا چند نفر آنان مي‏توان قانون كلي براي شيوه برخوردي همه آنان به دست آورد. در فرصت به نمونه‏هايي از شيوه‏هاي اين دست اشاره مي‏شود.

كمك به همسر

از مسائل مهمي كه در زندگي مشترك زن و شوهر مطرح است و از آغاز تا پايان عمر نيز ادامه دارد و در سعادت و خوشبختي و نشاط خانواده تأثير بسزايي دارد موضوع انجام كارهاي مربوط به زندگي و تأمين نيازها و انجام كارهاي خانه است. اين مسأله اگر به صورت عادلانه و صحيح حل شود و هر كدام وظيفه خود را به خوبي انجام دهند از بيشتر مشكلات آينده جلوگيري مي‏نمايد و صفا و صميميت در محيط خانواده حاكم مي‏شود. حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) بعد از آغاز زندگي مشترك براي تعيين مسؤوليت و وظيفه هر كدام، خدمت رسول خدا(ص) رسيدند و از آن حضرت درخواست داوري نمودند. پيامبر اسلام(ص) كارهاي درون خانه را به عهده فاطمه(س) گذاشت و كارهاي بيرون را به حضرت علي(ع) واگذار نمود. فاطمه زهرا(س) مي‏فرمايد: جز خدا كسي نمي‏داند كه من چه اندازه خوشحال شدم از اينكه كارهاي درون خانه به من واگذار شد و از كارهاي بيرون خانه» و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.۱

در همين زمينه در سخني از امام باقر(ع) آمده است: فاطمه(س) در خانه علي(ع) كار خانه و خمير كردن و نان پختن و نظافت را به عهده گرفت و علي(ع) كارهاي بيرون خانه را، مانند آوردن هيزم و مواد خوراكي.۲

علي(ع) به اين اكتفا نكرد كه فقط كارهاي بيرون خانه را انجام دهد بلكه در كارهاي خانه نيز شركت مي‏جست و به صورتي عمل نمي‏كرد كه در خانه بنشيند و انجام تمام كارها را به همسرش واگذار نمايد.

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: علي(ع) همواره هيزم مي‏آورد، آب مورد نياز خانه را تأمين مي‏كرد و خانه را جارو مي‏كرد، و حضرت زهرا(س) آرد درست مي‏كرد و خمير آماده كرده، نان مي‏پخت.۳

در اين روايت تعبيري به كار رفته است كه نشان مي‏دهد آن حضرت همواره جارو كردن و نظافت منزل را عهده‏دار بود.

علي(ع) همواره هيزم مي‏آورد، آب مورد نياز خانه را تأمين مي‏كرد و خانه را جارو مي‏كرد، و حضرت زهرا(س) آرد درست مي‏كرد و خمير آماده كرده، نان مي‏پخت.

از برخي روايات استفاده مي‏شود كه حضرت علي(ع) در بعضي اوقات در كارهاي مربوط به حضرت زهرا(س) مانند تهيه آرد و آسياب كردن نيز به كمك همسرش حضرت زهرا(س) مي‏رفت. از جمله نقل شده روزي رسول خدا(ص) به خانه علي(ع) وارد شد و ديد علي(ع) و فاطمه(س) به كمك يكديگر با آسياب دستي مشغول تهيه آرد مي‏باشند. پيامبر(ص) فرمود: كدام يك خسته‏تريد؟ علي(ع) عرض كرد: فاطمه(س) خسته‏تر است. پيامبر(ص) فرمود: دخترم برخيز، و فاطمه(س) برخاست و پيامبر به جاي او نشست و به علي(ع) در آرد كردن، كمك نمود.۴

از اين روايت به خوبي استفاده مي‏شود كه حضرت علي(ع) هميشه رعايت حال همسرش زهرا(س) را مي‏نموده است و علاوه بر اينكه خود در كارهاي خانه به او كمك مي‏كرد، وقتي پيامبر(ص) به خانه آنها آمد و خواست به آنها كمك كند، علي(ع) پيش از آنكه فاطمه(س) پاسخي بدهد جواب مي‏دهد فاطمه(س) خسته‏تر است و بدين وسيله سعي مي‏كند، تا همسرش استراحت نمايد، يا كار آسانتري انجام دهد و خود به كمك پيامبر(ص) آسياب مي‏كند.

پرستاري و عمل به سفارشهاي همسر

هنگامي كه حضرت زهرا(س) بيمار شد و ارتحالش نزديك شد، در رابطه با تشييع بدن مطهر و محل دفنش و چگونگي غسل سفارشهايي به شوهرش علي(ع) مي‏كند كه آن حضرت نيز به‏همان كيفيت كه همسرش خواسته بود عمل مي‏كند. به علاوه علي(ع) در هنگام بيماري حضرت زهرا(س)، علي(ع) مانند يك پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبتهاي لازم را به عمل مي‏آورد. امام سجاد(ع) از پدر بزرگوارش امام حسين(ع) نقل مي‏كند كه وقتي حضرت زهرا(س) بيمار شد به علي(ع) سفارش كرد كه جريان كسالت او را به كسي خبر ندهد.

علي(ع) نيز چنين كرد كسي را در جريان كسالت حضرت زهرا(س) قرار نداد و خود آن حضرت پرستاري و مراقبت از زهرا(س) را به عهده گرفت و اسماء نيز به او كمك مي‏كرد. و چون هنگام ارتحال فرا رسيد حضرت زهرا(س) به شوهرش سفارش كرد كه او عهده‏دار مراسم تجهيز و دفن او شود. شبانه او را دفن نمايد و محل دفن را پنهان نگه دارد. علي(ع) نيز چنين كرد ولي بعد از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فرا گرفت و اشكهاي مباركش بر گونه‏هايش جاري گرديد. رو به مرقد مبارك پيامبر(ص) نمود و به آن حضرت سلام داد و با او به راز و نياز و درددل پرداخت.

در هنگام بيماري حضرت زهرا(س)، علي(ع) مانند يك پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبتهاي لازم را به عمل مي‏آورد.

حضرت علي(ع) بر اساس سفارش حضرت زهرا(س)، او را شبانه دفن كرد و قبر او را پنهان نمود و براي عملي شدن وصيت زهرا(س) و اينكه قبر وي پنهان بماند، با كساني كه بنا داشتند با بررسي و تفحص و نبش قبور، آن حضرت را پيدا نمايند، با سختي برخورد مي‏نمايد. چنانچه در يك گزارش آمده است كه حضرت(ع) وقتي متوجه جريان شد، در حالي كه لباس مخصوص زمان جنگ و برخوردهاي سخت، پوشيده بود، خشمگين به سوي قبرستان حركت نمود و به شمشير مخصوص خود، ذوالفقار، تكيه زده فرمود: من علي ابن‏ابي‏طالب هستم؛ مشاهده مي‏كنيد كه با چه وضعي به اينجا آمده‏ام. به خدا سوگند اگر دست به سنگ يكي از اين قبرها بزنيد با شمشير با همه شما نبرد خواهم نمود.۵

دلجويي و احترام

انسان در دوران زندگي با حوادث و مسائلي روبه‏رو مي‏شود كه او را ناراحت و نگران و متأثر مي‏سازد. فردي كه احساس مي‏كند از طرف ديگران به او ستم شده و حق او را گرفته‏اند اگر براي رسيدن به حق خود و دفاع از ظلمي كه به وي شده تلاش كند و نتواند به حق خود برسد دچار ناراحتي و نگراني خواهد شد. حال اگر براي زن يا شوهر چنين مسأله‏اي پيش آيد و او با حالت تأثر وارد خانه شود ممكن است اظهار گلايه و شكوه نمايد و با همسر خود درددل كند و از همسر انتظار داشته باشد كه در اين شرايط به او كمك كند و از او دفاع نمايد، و هر گونه تصور كوتاهي را در اين رابطه دور از انتظار مي‏داند. همسر در اين حالتهاي مخصوص، بايد سعي كند با مهرباني و دلجويي و احترام نسبت به طرف مقابل، آن چنان رفتار نمايد كه از اندوه و تأثر و ناراحتي او بكاهد. با سخنان منطقي و محترمانه اثبات نمايد كه من در دفاع از حق تو كوتاهي نكردم و آنچه مصلحت بوده و توان داشتم در اين رابطه انجام داده‏ام.

حضرت زهرا(س) بعد از پدر بزرگوارش وقتي احساس كرد كه ملك او، فدك را به ناحق گرفته‏اند، براي دفاع از حق خويش و استرداد املاكش نزد خليفه وقت رفت و با وجود بحثها و استدلالهاي منطقي كه ارائه داد موفق نشد، حق خود را بستاند. لذا با ناراحتي و تأثر شديد وارد منزل شده اظهار ناراحتي نمود. علي(ع) را مورد خطاب قرار داد و گفت: ... هيچ كس از من دفاع نكرد و از ظلم آنها جلوگيري ننمود، خشمگين از خانه بيرون رفتم و پريشان و با شكست و افسردگي بازگشتم، و تو نيز اين گونه پريشان نشسته‏اي. تو همان بودي كه گرگان عرب را صيد مي‏كردي و اكنون زمين‏گير شده‏اي. يا علي(ع) نه گويندگان را مانعي و نه ياوه‏گويان را دافع. اختيار از كفم رفته، .... از اينكه با تو اين گونه سخن مي‏گويم نزد خدا عذر خواهم، خواه مرا ياري كني، يا واگذاري، اي واي بر من در هر پگاه كه عميد و تكيه‏گاهم از كف رفت و بازويم بي‏رمق گشت. علي(ع) با لحني محترمانه همسر مهربان خود را دلداري داده و در پاسخ فرمود: ويل و واي بر تو مباد بلكه واي بر دشمنان تو باد. اي دختر برگزيده خدا و يادگار نبوت از اندوه و غصه دست بردار. به خدا سوگند من در انجام وظيفه سستي نكرده‏ام و آنچه در قدرت و توان داشتم انجام دادم.

حضرت علي(ع) آن چنان با خونسردي و متانت و دلجويي در برابر ناراحتي و شكوه حضرت زهرا(س) برخورد مي‏نمايد، كه حضرت فاطمه(س) آرامش پيدا كرده مي‏فرمايد: خداوند مرا كفايت مي‏كند. و كار آنها را به خدا وامي‏گذارد و ساكت مي‏شود.۶

علي(ع) همواره مواظب بود كه از حزن و اندوه زهرا(س) كه بعد از پدر بزرگوارش بسيار زياد شده بود بكاهد. زهرا(س) به پدرش پيامبر(ص) علاقه زيادي داشت و لذا مي‏فرمود: پيراهن پدرم را به من بدهيد و چون پيراهن را مي‏گرفت آن قدر آن را مي‏بوييد تا بيهوش مي‏شد. علي(ع) مي‏فرمايد: پيامبر(ص) را در پيراهنش غسل دادم و چون وضع زهرا(س) را مشاهده كردم كه با بوييدن آن پيراهن بيهوش مي‏شود، آن را پنهان نمودم.۷

حضرت علي(ع) خود در باره چگونگي برخورد با همسرش مي‏فرمايد: به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه(س) خشمگين شود و او را به هيچ كاري مجبور نكردم ... او نيز هرگز مرا خشمگين نكرد و برخلاف ميل باطني من قدمي برنداشت.۸

توجه به خواست همسر

امام حسين(ع) به خواست و علاقه و حس زيبايي‏دوستي همسرش، توجه خاصي مي‏نمود و برخي اوقات حاضر مي‏شد به همين خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه‏رو شود ولي به خواست طبيعي و مشروع همسر خويش احترام مي‏گذاشت.

امام باقر(ع) نقل مي‏كند، عده‏اي بر امام حسين(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرشهاي گران‏قيمت و پشتيهاي فاخر و زيبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض كردند: اي فرزند رسول خدا(ص) ما در منزل شما وسايل و چيزهايي مشاهده مي‏كنيم كه ناخوشايند ماست (با اطلاعي كه از موقعيت شما داريم وجود اين وسايل در منزل شما را مناسب نمي‏دانيم). حضرت فرمود: ما بعد از ازدواج مهريه همسر خود را پرداخت مي‏كنيم و آنها هر چه دوست داشتند براي خود خريداري مي‏كنند و هيچ يك از وسايلي كه مشاهده نموديد از آن ما نيست.۹

در روايت ديگر نقل شده كه از امام صادق(ع) سؤال شد: آيا خريد جواهرات و طلاجات براي زينت بچه‏ها درست است؟ حضرت در پاسخ فرمود: علي بن‏الحسين(ع) براي بچه‏ها و همسرانش زيورآلات از نوع طلا ونقره تهيه مي‏كرد و آنها را با آن زيورها مي‏آراست.۱۰

از اين روايات و نظاير آن به خوبي استفاده مي‏شود كه امام سجاد(ع) به حس زيبايي‏دوستي همسر خود احترام مي‏گذاشت و ابزار لازم را در حد متعارف آن زمان، براي آنها فراهم مي‏نمود.

حضرت علي(ع): به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه(س) خشمگين شود و او را به هيچ كاري مجبور نكردم ... او نيز هرگز مرا خشمگين نكرد و برخلاف ميل باطني من قدمي برنداشت.

آراستن خويش براي همسر

اسلام دين فطرت است و چنين ديني بايد به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نمايد. هر مرد و زني در فطرت سرشتشان زيباپسندي و آراسته‏گري نهفته است، لذا در اسلام بر آراستن خويش و پوشيدن لباس زيبا و استعمال عطر و بوي خوش تأكيد زيادي شده است. و سفارش شده كه زن و شوهر خود را براي يكديگر بيارايند و ظاهر خود را جذاب و دوست‏داشتني و زيبا نمايند. اين عمل علاوه بر اينكه احترام به خواست و علاقه طرف ديگر است، عفت و پاكدامني را در جامعه تقويت مي‏نمايد. پيامبر گرامي(ص) مي‏فرمايد: لباسهاي خود را تميز كنيد، موهاي خود را اصلاح نماييد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد كه بني‏اسرائيل چنين نكردند تا زنانشان بدكار شدند.۱۱

در همين راستا ائمه عليهم‏السلام نيز به اين مطلب توجه خاصي داشتند. خود را براي همسرانشان آراسته و مرتب مي‏نمودند، لباس مناسب مي‏پوشيدند و موهاي خود را رنگ مي‏زدند.

حسن بن‏جهم از دوستان حضرت موسي بن‏جعفر(ع) گويد: آن حضرت را ديدم كه موهاي خود را خضاب كرده است. گفتم: فدايت شوم، شما هم خضاب مي‏كنيد؟! فرمود: آري، اصلاح و مرتب بودن وضع، بر عفت زنان مي‏افزايد. زناني بودند كه پاكدامني را رها كردند از آن جهت كه شوهرانشان اصلاح و مرتب بودن خود را رها كردند. سپس فرمود: دوست داري همسرت را در حالي همانند حال خودت كه خود را آراسته ننموده‏اي ببيني؟ گفتم نه. فرمود: او نيز چنين است. آن گاه فرمود: نظافت و استعمال بوي خوش و اصلاح مو، از اخلاق پيامبران است.۱۲

در روايت ديگري يكي از دوستان امام باقر(ع) به نام حكم بن‏عتيبه گويد: در خانه‏اي زيبا و آراسته بر آن حضرت وارد شدم. لباس زيبا و رنگيني پوشيده بود كه آثار رنگ لباس بر دوش آن حضرت ديده مي‏شد. خيلي شگفت‏زده شدم. گاهي، به خانه نگاه مي‏كردم، گاهي به وضع لباس آن حضرت! حضرت(ع) فرمود: اين حالت چطور است؟ عرض كردم: چه بگويم از اين لباسي كه به تن كرده‏ايد؟ اين لباس مربوط به افراد نوجوان است. فرمود: اي حكم، چه كسي زينتها و چيزهاي پاكيزه‏اي كه خداوند براي بندگانش آفريده است را حرام كرده؟!، اينها از چيزهايي است كه خداوند براي بندگانش آفريده است اما اين خانه كه مشاهده مي‏كني مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج كرده‏ام.۱۳ لباسي كه مشاهده مي‏كني و همچنين حضور من در اين خانه، به خاطر همين موضوع است.

در روايت ديگر حسن زيات‏بصري نقل مي‏كند كه با يكي از دوستانم خدمت امام باقر(ع) رسيديم. او را در خانه‏اي زيبا با لباس زيبا در حالي كه سرمه كشيده بود ديديم. سؤالاتي از آن حضرت نموديم. چون آن حضرت متوجه شد كه ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفت‏زده شديم، فرمود: فردا با دوستت نزد من بيا. همان طور كه حضرت فرموده بود روز بعد، در منزلي كه معمولاً آنجا تشريف داشت خدمت حضرت رسيديم. مشاهده كرديم كه در خانه جز حصير چيزي نيست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد، فرمود: ديروز شما پيش من آمديد در حالي كه من در خانه‏اي بودم كه مربوط به همسرم مي‏باشد و آن وسايل موجود در خانه متعلق به او است. او خود را آرايش كرده بود كه من هم خود را براي او آراسته و مزين نمايم. سپس فرمود: شبهه‏اي در ذهنت ايجاد نشود. عرض كردم: به خدا سوگند برايم شبهه‏اي ايجاد شد ولي الآن متوجه شدم حقيقت آن است كه شما فرموديد و خداوند شبهه را از قلبم بيرون نمود.۱۴

از دقت در روايات مذكور روشن مي‏شود كه ائمه عليهم‏السلام چه اندازه به آرايش و زينت خود براي رعايت حال همسرانشان توجه داشتند تا جايي‏كه گاهي اوقات دوستان و اصحاب آنها به شدت شگفت‏زده شده و نسبت به وضع لباس و خانه آنها پرسش مي‏كردند. شايد آن بزرگواران در ضمن با اين اعمال خود مي‏خواستند با آداب و رسوم غلط و بي‏توجهي به همسر مبارزه كنند و منطق صحيح اسلامي را براي آنان ترسيم نمايند.

اسلام دين فطرت است و چنين ديني بايد به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نمايد.

گذشت در برابر لغزشها

براي افرادي كه مدتها با يكديگر زندگي مي‏كنند و در امور زيادي منافع واحدي دارند سر زدن لغزش و اشتباه و خطا امري عادي و متعارف است. بنابراين لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات يكديگر چشم‏پوشي نمايند و آنها را به رخ طرف مقابل نكشند. زن و شوهر در برابر كلمات تند و خشني كه احيانا به خاطر شرايط خاصي كه براي هر كدام ممكن است پيش آيد، از طرف مقابل مي‏شنوند بايد با متانت و سعه صدر با آن روبه‏رو شوند و با خونسردي و گفتن چند كلمه محبت‏آميز سعي كنند طرف را از حالت ناراحتي كه دارد خارج نمايند.

در سيره معصومين(ع) مي‏خوانيم در مواردي با وجود اينكه اشتباه و خطا از جانب زن بوده و او را اذيت كرده و آزار داده است ولي امام(ع) در مقابل، گذشت و اغماض كرده، آن را ناديده مي‏گرفته است. اسحاق بن‏عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض

از دقت در روايات مذكور روشن مي‏شود كه ائمه عليهم‏السلام چه اندازه به آرايش و زينت خود براي رعايت حال همسرانشان توجه داشتند.

كردم حق زن بر مرد چيست كه با انجام آنها انسان، نيكوكار محسوب شود؟ امام(ع) فرمود: وسايل خوراك و پوشاك او را فراهم نمايد و اگر خطايي از او سر زد از او بگذرد. سپس فرمود: پدرم «امام باقر(ع)» همسري داشت كه به او اذيت و آزار مي‏رساند ولي پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار مي‏داد.۱۵

جمع‏بندي

از بررسي مطالبي كه ذكر شد و سخنان و سفارشات پيشوايان معصوم(ع) چنين استفاده مي‏شود كه زنان داراي حقوقي هستند كه بايد كاملاً رعايت شود. به شخصيت آنها بايد احترام گذاشته شود، به خواست آنان توجه شود. حس زيبايي‏پسندي آنها بايد ارج گذاشته شود و آنچنان با آنها برخورد و رفتار شود كه نسبت به زندگي دلگرم شوند و نشاط و شادابي بر محيط خانه حاكم گردد. رهبران معصوم(ع) آن قدر به مسأله خواست همسر در زندگي شخصي توجه نموده‏اند كه در برخي موارد كه اختلاف نظر پيش مي‏آمد خواست او را مقدم داشته‏اند. به عنوان نمونه هر گاه زن و شوهر در تعيين غذايي كه مي‏خواهند بخورند اختلاف سليقه پيدا كنند، رهبران معصوم(ع) دستور داده‏اند كه شايسته است جانب زن رعايت شود و مردي كه چنين كند، مؤمن است و بعكس، مردي كه غذاي مطابق ميل خود را بر زن تحميل نمايد دچار يك نوع نفاق است.

امام صادق(ع) از پيامبر اسلام(ص) نقل كرده است كه: مؤمن مطابق خواست و ميل خانواده‏اش، غذا مي‏خورد و منافق، خانواده‏اش را وادار مي‏كند كه طبق ميل او غذا بخورد.۱۶ در برخي روايات تأكيد شده است كه شوهر وقتي وارد خانه مي‏شود در برخورد با همسر بايد طوري رفتار كند كه موجب ناراحتي او فراهم نشود. پيش از وارد شدن، به گونه‏اي او را باخبر سازد تا اگر در وضع مطلوبي نيست بتواند وضع خود را تغيير دهد و همچنين براي احترام به او هنگام وارد شدن سلام نمايد.

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: وقتي شوهر به خانه خود وارد مي‏شود بايد به همسرش سلام نمايد و پيش از وارد شدن با زدن كفشهايش به زمين و سرفه كردن، همسر را از آمدن خود باخبر سازد، مبادا او را در حالتي ببيند كه او را ناخوش آيد.۱۷

حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: در خانه مشغول پاك كردن عدس بودم و فاطمه در حال درست كردن غذا بود كه پيامبر اكرم(ص) وارد شد؛ فرمود: يا ابالحسن! عرض كردم بلي يا رسول‏اللّه‏! فرمود: اين سخن از من بشنو و اين را نمي‏گويم مگر از جانب پروردگار: هر مردي كه در كار خانه به همسرش كمك كند، براي او به تعداد هر مويي كه در بدن دارد يك سال عبادت منظور مي‏شود، آنچنان عبادتي كه روزهايش روزه و شبهايش مشغول نماز و راز و نياز باشد و خداوند پاداش صابراني چون داود و يعقوب و عيسي(ع) به وي خواهد داد.۱۸ اين روايت به خوبي اهميت و ارزش همكاري با همسر را مي‏رساند. در روايتي ديگر، امام صادق(ع) مي‏فرمايد: خداوند زيبا بودن و زينت كردن را دوست دارد و تظاهر به نداري و فقر را مكروه مي‏داند. دوست دارد آثار نعمتهايش را بر بنده‏اش ببيند، لباسش نظيف و پاكيزه باشد، بوي خوش استعمال كند، خانه‏اش را زينت دهد، خانه و اطرافش را جاروب كند.۱۹

روشن است كه اسلام رعايت نظافت و زيبايي را بر همه، چه مرد و چه زن، لازم دانسته است. اميد است مردان ما از روش و سخنان پيشوايان معصوم(ع) درس گرفته نسبت به همسران خود آنچنان رفتار كنند كه اسلام و وجدان و عقل فرمان مي‏دهد و همسر را به عنوان شريكي عزيز و مهربان و دوستي ارجمند و گرامي بلكه بخشي از جسم و جان خود به حساب آورند. مقام و موقعيت و جايگاه او را پاس بدارند و با او آن طور رفتار نمايند، كه دوست دارند در باره آنها رفتار شود. ان شاءاللّه‏.


۱- وسائل‏الشيعه، ج۱۴، ص۱۲۳/

۲/ مستدرك الوسائل، ج۲، ص۵۵۱/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱، حديث ۳۸/

۳/ كافي، ج۵، ص۸۶، حديث ۱/ من لا يحضره الفقيه، ج۳، ص۱۶۹، حديث ۳۶۴۰، باب ۲/ امالي طوسي، ج۲، ص۲۷۴/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۱، حديث ۷/

۴/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۰/

۵/ همان، ص۱۷۱/

۶/ احتجاج طبرسي، ج۱، ص۲۸۲ ـ ۲۸۱/

۷/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۷ و حديث ۶/

۸/ فواللّه‏ ما اغضبتها و لا اكرهتها علي امر ... و لا اغضبتني و لا عصت لي امرا، كشف‏الغمه، ج۱، ص۳۶۳/

۹/ كافي، ج۶، ص۴۷۶، روايت ۱/

۱۰/ همان، ص۴۷۵/

۱۱/ نهج‏الفصاحه، ص۷۲، رقم ۳۷۷/

۱۲/ وسائل‏الشيعه، ج۱۴، ص۱۸۳/ كافي، ج۵، ص۵۶۷/

۱۳/ كافي، ج۶، ص۴۴۶، حديث ۱/

۱۴/ همان، ص۴۴۸، روايت ۱۳/

۱۵/ همان، ج۵، ص۵۱۰، روايت ۱/ من لا يحضره الفقيه، ج۳، ص۴۴۱، روايت ۴۵۲۸/

۱۶/ وسائل‏الشيعه، ج۱۵، ص۲۵۰/

۱۷/ بحارالانوار، ج۷۶، ص۱۱/

۱۸/ عوالم العلوم، ج۱۱، بخش ۲، ص۵۰۰/ بحار، ج۱۰۴، ص۱۳۲، حديث ۱/

۱۹/ بحار، ج۷۹، ص۳۰۰/

نويسنده: عبدالرحمن انصاري‏شيرازي