پيشوايان(ع) و رفتار با همسر
يكي از نكات قابل توجه در سلوك و سيره پيشوايان معصوم(ع) نحوه رفتار آنان با همسر خويش است. هر چند به خاطر طبيعت موضوع و نيز شرايط اجتماعي حجم شواهد و موارد بر جاي مانده در تاريخ در اين خصوص فراوان نيست اما همين اندك نيز بسيار ارزشمند و گوياست. آنچه ميخوانيد نگاهي گذرا به موضوع ياد شده است.
سيره عملي و رفتار ائمه عليهمالسلام با همسران خويش مانند ساير برخوردها و شيوههاي رفتاري آنان به طور دقيق و روشن در تاريخ ديده نميشود و اين علاوه بر عوامل اجتماعي و سياسي به ماهيت قضيه برميگردد كه بيشتر يك امر درون خانوادگي است تا اجتماعي و در منظر ديگران اما آن اندازه از روش و سيره آنان كه از آنان به ما رسيده و همچنين از سخنان آنان ميتوان تا اندازه زيادي روش آن بزرگواران را به دست آورد.
روشن است كه چون پيشوايان معصوم عليهمالسلام اعمال خود را در راستاي اسلامي حقيقي و خالص قرار داده بودند و از اين جهت ميان آنها تفاوتي نيست و هر گاه در روش يا گفتارآنان تفاوتهايي ديده ميشد مربوط به شرايط خاص زماني است، لذا از روش يك يا چند نفر آنان ميتوان قانون كلي براي شيوه برخوردي همه آنان به دست آورد. در فرصت به نمونههايي از شيوههاي اين دست اشاره ميشود.
كمك به همسر
از مسائل مهمي كه در زندگي مشترك زن و شوهر مطرح است و از آغاز تا پايان عمر نيز ادامه دارد و در سعادت و خوشبختي و نشاط خانواده تأثير بسزايي دارد موضوع انجام كارهاي مربوط به زندگي و تأمين نيازها و انجام كارهاي خانه است. اين مسأله اگر به صورت عادلانه و صحيح حل شود و هر كدام وظيفه خود را به خوبي انجام دهند از بيشتر مشكلات آينده جلوگيري مينمايد و صفا و صميميت در محيط خانواده حاكم ميشود. حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) بعد از آغاز زندگي مشترك براي تعيين مسؤوليت و وظيفه هر كدام، خدمت رسول خدا(ص) رسيدند و از آن حضرت درخواست داوري نمودند. پيامبر اسلام(ص) كارهاي درون خانه را به عهده فاطمه(س) گذاشت و كارهاي بيرون را به حضرت علي(ع) واگذار نمود. فاطمه زهرا(س) ميفرمايد: جز خدا كسي نميداند كه من چه اندازه خوشحال شدم از اينكه كارهاي درون خانه به من واگذار شد و از كارهاي بيرون خانه» و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.۱
در همين زمينه در سخني از امام باقر(ع) آمده است: فاطمه(س) در خانه علي(ع) كار خانه و خمير كردن و نان پختن و نظافت را به عهده گرفت و علي(ع) كارهاي بيرون خانه را، مانند آوردن هيزم و مواد خوراكي.۲
علي(ع) به اين اكتفا نكرد كه فقط كارهاي بيرون خانه را انجام دهد بلكه در كارهاي خانه نيز شركت ميجست و به صورتي عمل نميكرد كه در خانه بنشيند و انجام تمام كارها را به همسرش واگذار نمايد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: علي(ع) همواره هيزم ميآورد، آب مورد نياز خانه را تأمين ميكرد و خانه را جارو ميكرد، و حضرت زهرا(س) آرد درست ميكرد و خمير آماده كرده، نان ميپخت.۳
در اين روايت تعبيري به كار رفته است كه نشان ميدهد آن حضرت همواره جارو كردن و نظافت منزل را عهدهدار بود.
علي(ع) همواره هيزم ميآورد، آب مورد نياز خانه را تأمين ميكرد و خانه را جارو ميكرد، و حضرت زهرا(س) آرد درست ميكرد و خمير آماده كرده، نان ميپخت.
از برخي روايات استفاده ميشود كه حضرت علي(ع) در بعضي اوقات در كارهاي مربوط به حضرت زهرا(س) مانند تهيه آرد و آسياب كردن نيز به كمك همسرش حضرت زهرا(س) ميرفت. از جمله نقل شده روزي رسول خدا(ص) به خانه علي(ع) وارد شد و ديد علي(ع) و فاطمه(س) به كمك يكديگر با آسياب دستي مشغول تهيه آرد ميباشند. پيامبر(ص) فرمود: كدام يك خستهتريد؟ علي(ع) عرض كرد: فاطمه(س) خستهتر است. پيامبر(ص) فرمود: دخترم برخيز، و فاطمه(س) برخاست و پيامبر به جاي او نشست و به علي(ع) در آرد كردن، كمك نمود.۴
از اين روايت به خوبي استفاده ميشود كه حضرت علي(ع) هميشه رعايت حال همسرش زهرا(س) را مينموده است و علاوه بر اينكه خود در كارهاي خانه به او كمك ميكرد، وقتي پيامبر(ص) به خانه آنها آمد و خواست به آنها كمك كند، علي(ع) پيش از آنكه فاطمه(س) پاسخي بدهد جواب ميدهد فاطمه(س) خستهتر است و بدين وسيله سعي ميكند، تا همسرش استراحت نمايد، يا كار آسانتري انجام دهد و خود به كمك پيامبر(ص) آسياب ميكند.
پرستاري و عمل به سفارشهاي همسر
هنگامي كه حضرت زهرا(س) بيمار شد و ارتحالش نزديك شد، در رابطه با تشييع بدن مطهر و محل دفنش و چگونگي غسل سفارشهايي به شوهرش علي(ع) ميكند كه آن حضرت نيز بههمان كيفيت كه همسرش خواسته بود عمل ميكند. به علاوه علي(ع) در هنگام بيماري حضرت زهرا(س)، علي(ع) مانند يك پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبتهاي لازم را به عمل ميآورد. امام سجاد(ع) از پدر بزرگوارش امام حسين(ع) نقل ميكند كه وقتي حضرت زهرا(س) بيمار شد به علي(ع) سفارش كرد كه جريان كسالت او را به كسي خبر ندهد.
علي(ع) نيز چنين كرد كسي را در جريان كسالت حضرت زهرا(س) قرار نداد و خود آن حضرت پرستاري و مراقبت از زهرا(س) را به عهده گرفت و اسماء نيز به او كمك ميكرد. و چون هنگام ارتحال فرا رسيد حضرت زهرا(س) به شوهرش سفارش كرد كه او عهدهدار مراسم تجهيز و دفن او شود. شبانه او را دفن نمايد و محل دفن را پنهان نگه دارد. علي(ع) نيز چنين كرد ولي بعد از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فرا گرفت و اشكهاي مباركش بر گونههايش جاري گرديد. رو به مرقد مبارك پيامبر(ص) نمود و به آن حضرت سلام داد و با او به راز و نياز و درددل پرداخت.
در هنگام بيماري حضرت زهرا(س)، علي(ع) مانند يك پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبتهاي لازم را به عمل ميآورد.
حضرت علي(ع) بر اساس سفارش حضرت زهرا(س)، او را شبانه دفن كرد و قبر او را پنهان نمود و براي عملي شدن وصيت زهرا(س) و اينكه قبر وي پنهان بماند، با كساني كه بنا داشتند با بررسي و تفحص و نبش قبور، آن حضرت را پيدا نمايند، با سختي برخورد مينمايد. چنانچه در يك گزارش آمده است كه حضرت(ع) وقتي متوجه جريان شد، در حالي كه لباس مخصوص زمان جنگ و برخوردهاي سخت، پوشيده بود، خشمگين به سوي قبرستان حركت نمود و به شمشير مخصوص خود، ذوالفقار، تكيه زده فرمود: من علي ابنابيطالب هستم؛ مشاهده ميكنيد كه با چه وضعي به اينجا آمدهام. به خدا سوگند اگر دست به سنگ يكي از اين قبرها بزنيد با شمشير با همه شما نبرد خواهم نمود.۵
دلجويي و احترام
انسان در دوران زندگي با حوادث و مسائلي روبهرو ميشود كه او را ناراحت و نگران و متأثر ميسازد. فردي كه احساس ميكند از طرف ديگران به او ستم شده و حق او را گرفتهاند اگر براي رسيدن به حق خود و دفاع از ظلمي كه به وي شده تلاش كند و نتواند به حق خود برسد دچار ناراحتي و نگراني خواهد شد. حال اگر براي زن يا شوهر چنين مسألهاي پيش آيد و او با حالت تأثر وارد خانه شود ممكن است اظهار گلايه و شكوه نمايد و با همسر خود درددل كند و از همسر انتظار داشته باشد كه در اين شرايط به او كمك كند و از او دفاع نمايد، و هر گونه تصور كوتاهي را در اين رابطه دور از انتظار ميداند. همسر در اين حالتهاي مخصوص، بايد سعي كند با مهرباني و دلجويي و احترام نسبت به طرف مقابل، آن چنان رفتار نمايد كه از اندوه و تأثر و ناراحتي او بكاهد. با سخنان منطقي و محترمانه اثبات نمايد كه من در دفاع از حق تو كوتاهي نكردم و آنچه مصلحت بوده و توان داشتم در اين رابطه انجام دادهام.
حضرت زهرا(س) بعد از پدر بزرگوارش وقتي احساس كرد كه ملك او، فدك را به ناحق گرفتهاند، براي دفاع از حق خويش و استرداد املاكش نزد خليفه وقت رفت و با وجود بحثها و استدلالهاي منطقي كه ارائه داد موفق نشد، حق خود را بستاند. لذا با ناراحتي و تأثر شديد وارد منزل شده اظهار ناراحتي نمود. علي(ع) را مورد خطاب قرار داد و گفت: ... هيچ كس از من دفاع نكرد و از ظلم آنها جلوگيري ننمود، خشمگين از خانه بيرون رفتم و پريشان و با شكست و افسردگي بازگشتم، و تو نيز اين گونه پريشان نشستهاي. تو همان بودي كه گرگان عرب را صيد ميكردي و اكنون زمينگير شدهاي. يا علي(ع) نه گويندگان را مانعي و نه ياوهگويان را دافع. اختيار از كفم رفته، .... از اينكه با تو اين گونه سخن ميگويم نزد خدا عذر خواهم، خواه مرا ياري كني، يا واگذاري، اي واي بر من در هر پگاه كه عميد و تكيهگاهم از كف رفت و بازويم بيرمق گشت. علي(ع) با لحني محترمانه همسر مهربان خود را دلداري داده و در پاسخ فرمود: ويل و واي بر تو مباد بلكه واي بر دشمنان تو باد. اي دختر برگزيده خدا و يادگار نبوت از اندوه و غصه دست بردار. به خدا سوگند من در انجام وظيفه سستي نكردهام و آنچه در قدرت و توان داشتم انجام دادم.
حضرت علي(ع) آن چنان با خونسردي و متانت و دلجويي در برابر ناراحتي و شكوه حضرت زهرا(س) برخورد مينمايد، كه حضرت فاطمه(س) آرامش پيدا كرده ميفرمايد: خداوند مرا كفايت ميكند. و كار آنها را به خدا واميگذارد و ساكت ميشود.۶
علي(ع) همواره مواظب بود كه از حزن و اندوه زهرا(س) كه بعد از پدر بزرگوارش بسيار زياد شده بود بكاهد. زهرا(س) به پدرش پيامبر(ص) علاقه زيادي داشت و لذا ميفرمود: پيراهن پدرم را به من بدهيد و چون پيراهن را ميگرفت آن قدر آن را ميبوييد تا بيهوش ميشد. علي(ع) ميفرمايد: پيامبر(ص) را در پيراهنش غسل دادم و چون وضع زهرا(س) را مشاهده كردم كه با بوييدن آن پيراهن بيهوش ميشود، آن را پنهان نمودم.۷
حضرت علي(ع) خود در باره چگونگي برخورد با همسرش ميفرمايد: به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه(س) خشمگين شود و او را به هيچ كاري مجبور نكردم ... او نيز هرگز مرا خشمگين نكرد و برخلاف ميل باطني من قدمي برنداشت.۸
توجه به خواست همسر
امام حسين(ع) به خواست و علاقه و حس زيباييدوستي همسرش، توجه خاصي مينمود و برخي اوقات حاضر ميشد به همين خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبهرو شود ولي به خواست طبيعي و مشروع همسر خويش احترام ميگذاشت.
امام باقر(ع) نقل ميكند، عدهاي بر امام حسين(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرشهاي گرانقيمت و پشتيهاي فاخر و زيبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض كردند: اي فرزند رسول خدا(ص) ما در منزل شما وسايل و چيزهايي مشاهده ميكنيم كه ناخوشايند ماست (با اطلاعي كه از موقعيت شما داريم وجود اين وسايل در منزل شما را مناسب نميدانيم). حضرت فرمود: ما بعد از ازدواج مهريه همسر خود را پرداخت ميكنيم و آنها هر چه دوست داشتند براي خود خريداري ميكنند و هيچ يك از وسايلي كه مشاهده نموديد از آن ما نيست.۹
در روايت ديگر نقل شده كه از امام صادق(ع) سؤال شد: آيا خريد جواهرات و طلاجات براي زينت بچهها درست است؟ حضرت در پاسخ فرمود: علي بنالحسين(ع) براي بچهها و همسرانش زيورآلات از نوع طلا ونقره تهيه ميكرد و آنها را با آن زيورها ميآراست.۱۰
از اين روايات و نظاير آن به خوبي استفاده ميشود كه امام سجاد(ع) به حس زيباييدوستي همسر خود احترام ميگذاشت و ابزار لازم را در حد متعارف آن زمان، براي آنها فراهم مينمود.
حضرت علي(ع): به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه(س) خشمگين شود و او را به هيچ كاري مجبور نكردم ... او نيز هرگز مرا خشمگين نكرد و برخلاف ميل باطني من قدمي برنداشت.
آراستن خويش براي همسر
اسلام دين فطرت است و چنين ديني بايد به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نمايد. هر مرد و زني در فطرت سرشتشان زيباپسندي و آراستهگري نهفته است، لذا در اسلام بر آراستن خويش و پوشيدن لباس زيبا و استعمال عطر و بوي خوش تأكيد زيادي شده است. و سفارش شده كه زن و شوهر خود را براي يكديگر بيارايند و ظاهر خود را جذاب و دوستداشتني و زيبا نمايند. اين عمل علاوه بر اينكه احترام به خواست و علاقه طرف ديگر است، عفت و پاكدامني را در جامعه تقويت مينمايد. پيامبر گرامي(ص) ميفرمايد: لباسهاي خود را تميز كنيد، موهاي خود را اصلاح نماييد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد كه بنياسرائيل چنين نكردند تا زنانشان بدكار شدند.۱۱
در همين راستا ائمه عليهمالسلام نيز به اين مطلب توجه خاصي داشتند. خود را براي همسرانشان آراسته و مرتب مينمودند، لباس مناسب ميپوشيدند و موهاي خود را رنگ ميزدند.
حسن بنجهم از دوستان حضرت موسي بنجعفر(ع) گويد: آن حضرت را ديدم كه موهاي خود را خضاب كرده است. گفتم: فدايت شوم، شما هم خضاب ميكنيد؟! فرمود: آري، اصلاح و مرتب بودن وضع، بر عفت زنان ميافزايد. زناني بودند كه پاكدامني را رها كردند از آن جهت كه شوهرانشان اصلاح و مرتب بودن خود را رها كردند. سپس فرمود: دوست داري همسرت را در حالي همانند حال خودت كه خود را آراسته ننمودهاي ببيني؟ گفتم نه. فرمود: او نيز چنين است. آن گاه فرمود: نظافت و استعمال بوي خوش و اصلاح مو، از اخلاق پيامبران است.۱۲
در روايت ديگري يكي از دوستان امام باقر(ع) به نام حكم بنعتيبه گويد: در خانهاي زيبا و آراسته بر آن حضرت وارد شدم. لباس زيبا و رنگيني پوشيده بود كه آثار رنگ لباس بر دوش آن حضرت ديده ميشد. خيلي شگفتزده شدم. گاهي، به خانه نگاه ميكردم، گاهي به وضع لباس آن حضرت! حضرت(ع) فرمود: اين حالت چطور است؟ عرض كردم: چه بگويم از اين لباسي كه به تن كردهايد؟ اين لباس مربوط به افراد نوجوان است. فرمود: اي حكم، چه كسي زينتها و چيزهاي پاكيزهاي كه خداوند براي بندگانش آفريده است را حرام كرده؟!، اينها از چيزهايي است كه خداوند براي بندگانش آفريده است اما اين خانه كه مشاهده ميكني مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج كردهام.۱۳ لباسي كه مشاهده ميكني و همچنين حضور من در اين خانه، به خاطر همين موضوع است.
در روايت ديگر حسن زياتبصري نقل ميكند كه با يكي از دوستانم خدمت امام باقر(ع) رسيديم. او را در خانهاي زيبا با لباس زيبا در حالي كه سرمه كشيده بود ديديم. سؤالاتي از آن حضرت نموديم. چون آن حضرت متوجه شد كه ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفتزده شديم، فرمود: فردا با دوستت نزد من بيا. همان طور كه حضرت فرموده بود روز بعد، در منزلي كه معمولاً آنجا تشريف داشت خدمت حضرت رسيديم. مشاهده كرديم كه در خانه جز حصير چيزي نيست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد، فرمود: ديروز شما پيش من آمديد در حالي كه من در خانهاي بودم كه مربوط به همسرم ميباشد و آن وسايل موجود در خانه متعلق به او است. او خود را آرايش كرده بود كه من هم خود را براي او آراسته و مزين نمايم. سپس فرمود: شبههاي در ذهنت ايجاد نشود. عرض كردم: به خدا سوگند برايم شبههاي ايجاد شد ولي الآن متوجه شدم حقيقت آن است كه شما فرموديد و خداوند شبهه را از قلبم بيرون نمود.۱۴
از دقت در روايات مذكور روشن ميشود كه ائمه عليهمالسلام چه اندازه به آرايش و زينت خود براي رعايت حال همسرانشان توجه داشتند تا جاييكه گاهي اوقات دوستان و اصحاب آنها به شدت شگفتزده شده و نسبت به وضع لباس و خانه آنها پرسش ميكردند. شايد آن بزرگواران در ضمن با اين اعمال خود ميخواستند با آداب و رسوم غلط و بيتوجهي به همسر مبارزه كنند و منطق صحيح اسلامي را براي آنان ترسيم نمايند.
اسلام دين فطرت است و چنين ديني بايد به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نمايد.
گذشت در برابر لغزشها
براي افرادي كه مدتها با يكديگر زندگي ميكنند و در امور زيادي منافع واحدي دارند سر زدن لغزش و اشتباه و خطا امري عادي و متعارف است. بنابراين لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات يكديگر چشمپوشي نمايند و آنها را به رخ طرف مقابل نكشند. زن و شوهر در برابر كلمات تند و خشني كه احيانا به خاطر شرايط خاصي كه براي هر كدام ممكن است پيش آيد، از طرف مقابل ميشنوند بايد با متانت و سعه صدر با آن روبهرو شوند و با خونسردي و گفتن چند كلمه محبتآميز سعي كنند طرف را از حالت ناراحتي كه دارد خارج نمايند.
در سيره معصومين(ع) ميخوانيم در مواردي با وجود اينكه اشتباه و خطا از جانب زن بوده و او را اذيت كرده و آزار داده است ولي امام(ع) در مقابل، گذشت و اغماض كرده، آن را ناديده ميگرفته است. اسحاق بنعمار گويد: به امام صادق(ع) عرض
از دقت در روايات مذكور روشن ميشود كه ائمه عليهمالسلام چه اندازه به آرايش و زينت خود براي رعايت حال همسرانشان توجه داشتند.
كردم حق زن بر مرد چيست كه با انجام آنها انسان، نيكوكار محسوب شود؟ امام(ع) فرمود: وسايل خوراك و پوشاك او را فراهم نمايد و اگر خطايي از او سر زد از او بگذرد. سپس فرمود: پدرم «امام باقر(ع)» همسري داشت كه به او اذيت و آزار ميرساند ولي پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار ميداد.۱۵
جمعبندي
از بررسي مطالبي كه ذكر شد و سخنان و سفارشات پيشوايان معصوم(ع) چنين استفاده ميشود كه زنان داراي حقوقي هستند كه بايد كاملاً رعايت شود. به شخصيت آنها بايد احترام گذاشته شود، به خواست آنان توجه شود. حس زيباييپسندي آنها بايد ارج گذاشته شود و آنچنان با آنها برخورد و رفتار شود كه نسبت به زندگي دلگرم شوند و نشاط و شادابي بر محيط خانه حاكم گردد. رهبران معصوم(ع) آن قدر به مسأله خواست همسر در زندگي شخصي توجه نمودهاند كه در برخي موارد كه اختلاف نظر پيش ميآمد خواست او را مقدم داشتهاند. به عنوان نمونه هر گاه زن و شوهر در تعيين غذايي كه ميخواهند بخورند اختلاف سليقه پيدا كنند، رهبران معصوم(ع) دستور دادهاند كه شايسته است جانب زن رعايت شود و مردي كه چنين كند، مؤمن است و بعكس، مردي كه غذاي مطابق ميل خود را بر زن تحميل نمايد دچار يك نوع نفاق است.
امام صادق(ع) از پيامبر اسلام(ص) نقل كرده است كه: مؤمن مطابق خواست و ميل خانوادهاش، غذا ميخورد و منافق، خانوادهاش را وادار ميكند كه طبق ميل او غذا بخورد.۱۶ در برخي روايات تأكيد شده است كه شوهر وقتي وارد خانه ميشود در برخورد با همسر بايد طوري رفتار كند كه موجب ناراحتي او فراهم نشود. پيش از وارد شدن، به گونهاي او را باخبر سازد تا اگر در وضع مطلوبي نيست بتواند وضع خود را تغيير دهد و همچنين براي احترام به او هنگام وارد شدن سلام نمايد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: وقتي شوهر به خانه خود وارد ميشود بايد به همسرش سلام نمايد و پيش از وارد شدن با زدن كفشهايش به زمين و سرفه كردن، همسر را از آمدن خود باخبر سازد، مبادا او را در حالتي ببيند كه او را ناخوش آيد.۱۷
حضرت علي(ع) ميفرمايد: در خانه مشغول پاك كردن عدس بودم و فاطمه در حال درست كردن غذا بود كه پيامبر اكرم(ص) وارد شد؛ فرمود: يا ابالحسن! عرض كردم بلي يا رسولاللّه! فرمود: اين سخن از من بشنو و اين را نميگويم مگر از جانب پروردگار: هر مردي كه در كار خانه به همسرش كمك كند، براي او به تعداد هر مويي كه در بدن دارد يك سال عبادت منظور ميشود، آنچنان عبادتي كه روزهايش روزه و شبهايش مشغول نماز و راز و نياز باشد و خداوند پاداش صابراني چون داود و يعقوب و عيسي(ع) به وي خواهد داد.۱۸ اين روايت به خوبي اهميت و ارزش همكاري با همسر را ميرساند. در روايتي ديگر، امام صادق(ع) ميفرمايد: خداوند زيبا بودن و زينت كردن را دوست دارد و تظاهر به نداري و فقر را مكروه ميداند. دوست دارد آثار نعمتهايش را بر بندهاش ببيند، لباسش نظيف و پاكيزه باشد، بوي خوش استعمال كند، خانهاش را زينت دهد، خانه و اطرافش را جاروب كند.۱۹
روشن است كه اسلام رعايت نظافت و زيبايي را بر همه، چه مرد و چه زن، لازم دانسته است. اميد است مردان ما از روش و سخنان پيشوايان معصوم(ع) درس گرفته نسبت به همسران خود آنچنان رفتار كنند كه اسلام و وجدان و عقل فرمان ميدهد و همسر را به عنوان شريكي عزيز و مهربان و دوستي ارجمند و گرامي بلكه بخشي از جسم و جان خود به حساب آورند. مقام و موقعيت و جايگاه او را پاس بدارند و با او آن طور رفتار نمايند، كه دوست دارند در باره آنها رفتار شود. ان شاءاللّه.
۱- وسائلالشيعه، ج۱۴، ص۱۲۳/
۲/ مستدرك الوسائل، ج۲، ص۵۵۱/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱، حديث ۳۸/
۳/ كافي، ج۵، ص۸۶، حديث ۱/ من لا يحضره الفقيه، ج۳، ص۱۶۹، حديث ۳۶۴۰، باب ۲/ امالي طوسي، ج۲، ص۲۷۴/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۱، حديث ۷/
۴/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۰/
۵/ همان، ص۱۷۱/
۶/ احتجاج طبرسي، ج۱، ص۲۸۲ ـ ۲۸۱/
۷/ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۷ و حديث ۶/
۸/ فواللّه ما اغضبتها و لا اكرهتها علي امر ... و لا اغضبتني و لا عصت لي امرا، كشفالغمه، ج۱، ص۳۶۳/
۹/ كافي، ج۶، ص۴۷۶، روايت ۱/
۱۰/ همان، ص۴۷۵/
۱۱/ نهجالفصاحه، ص۷۲، رقم ۳۷۷/
۱۲/ وسائلالشيعه، ج۱۴، ص۱۸۳/ كافي، ج۵، ص۵۶۷/
۱۳/ كافي، ج۶، ص۴۴۶، حديث ۱/
۱۴/ همان، ص۴۴۸، روايت ۱۳/
۱۵/ همان، ج۵، ص۵۱۰، روايت ۱/ من لا يحضره الفقيه، ج۳، ص۴۴۱، روايت ۴۵۲۸/
۱۶/ وسائلالشيعه، ج۱۵، ص۲۵۰/
۱۷/ بحارالانوار، ج۷۶، ص۱۱/
۱۸/ عوالم العلوم، ج۱۱، بخش ۲، ص۵۰۰/ بحار، ج۱۰۴، ص۱۳۲، حديث ۱/
۱۹/ بحار، ج۷۹، ص۳۰۰/
نويسنده: عبدالرحمن انصاريشيرازي