درسها و حکمت هایی از نهج البلاغه
کمترین حقی که از خدای سبحان بر گردن شماست این که از نعمتهای او در راه نافرمانی اش یاری نباید خواست (حکمت 330). بی نیاز از عذر بودن ارجمندتر از این است که از روی راستی عذر آوری (حکمت 329).
خدای سبحان روزی فقیران را در مالهای توانگران واجب داشته. پس فقیری گرسنه نماند جز که توانگری از حق او خود را به نوایی رساند. و خداوند توانگران را بازخواست کند از این کار (حکمت 328).
آن که گناه بر او دست یافت روی پیروزی ندید، و آن که بدی بر وی چیره گشت مغلوب گردید (حکمت 327).
از نافرمانی خدا در نهانها بپرهیزید چه آن که بیننده است هم او داوری کننده است (حکمت 324).
امام علی (ع) به کسی که از او مشکلی را پرسید فرمود: برای دانستن بپرس نه برای آزار رساندن که نادان آموزنده همانند داناست و دانای بی انصاف همانند نادان پر چون و چراست (حکمت 320).
امام علی (ع) به پسر خود محمد حنفیه فرمود: پسرم از فقر بر تو ترسانم. پس، از آن به خدا پناه بر که فقر برای دین زیان دارد و خرد را سرگردان می کند و دشمنی پدید می آورد (حکمت 319).
من پیشوای مأمنانم و مال پیشوای تبهکاران (و معنی آن این است که مؤمنان پیرو منند، و تبهکاران پیرو مال چنانکه زنبوران عسل به دنبال ملکه خود هستند) (حکمت 316).
سنگ را بدانجا که از آن آمده باید باز گرداند، که شر را جز با شر نمی توان راند (حکمت 314).
در قرآن خبر آنچه پبش از شما بود و خبر آنچه پس از شما خواهد آمد و حکم آنکه چگونه باید زندگی کنید، آمده است (حکمت 313).
ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه که اعتماد او بدانچه در دست خداست بیش از اعتماد وی بدانچه در دست خود اوست باشد (حکمت 310).
گدا فرستاده خداست، کسی که او را محروم دارد خدا را محروم داشته و آن که بدو ببخشد به خدا احترام گذاشته است (حکمت 304).
آن که به بلایی سخت دچار است چندان به دعا نیاز ندارد تا بی بلایی که بلا در انتظارش است (حکمت 302).
از حضرت علی (ع) پرسیدند: خدا چگونه به حساب مردم رسیدگی می کند با بسیار بودن آنان؟ فرمود: چنانکه روزی شان می دهد با فراوان بودنشان. پرسیدند چگونه به حسابشان رسیدگی می کند و او را نمی بینند؟ فرمود: چنانکه روزی شان می دهد و او را نمی بینند (حکمت 300).
گناهی که پس از آن مهلت دو رکعت نماز گزاردن داشته باشم مرا اندوهگین نمی سازد (حکمت 299).
پندها چه بسیار است و پند گرفتن ها چه اندک (حکمت 297).
منتخبی از سخنان حضرت علی (ع)
به سخنی که از دهان کسی برآید، شایسته نیست که گمان بد ببری و تا جایی که می توانی آن را خوب تفسیر کن (حکمت 360). ای اسیران آز! باز ایستید که گراینده دنیا را آن هنگام بیم فرا آید که بلاهای روزگار دندان به هم ساید. مردم! کار تربیت خود را خود برانید و نفس خود را از عادتها که بدان حریص است باز گردانید! (حکمت 359).
مردم! باید خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بیند، چنانکه از کیفر هراسان. آن را که گشایشی در مالش پدیدار شد و گشایش را چون دامی پنهان ندید، خود را از کاری بیمناک در امان پنداشت؛ و آن که تنگدست شد و تنگدستی را آزمایشی به حساب نیاورد پاداشی را که امید آن می رفت، ضایع گذاشت (حکمت 358).
بزرگترین عیب آن بود که چیزی را زشت انگاری که خود به همانند آن گرفتاری (حکمت 353).
چون سختی به نهایت رسد، گشایش در رسد؛ و چون حلقه های بلا سخت به هم آید، آسایش درآید (حکمت 351). ستمکار را سه نشان است: بر آنکه برتر از اوست ستم کند به نافرمانی، و بر آن که فروتر از اوست به چیرگی و آزار رسانی، و ستمکاران را یاری کند و پشتیبانی (حکمت 350).
بزرگترین گناهان آن است که گناهکار آن را کوچک بشمارد (حکمت 348).
ستایش بیش از سزاواری چاپلوسی کردن است و کمتر از آنچه باید درماندگی یا رشک بردن است (حکمت 347).
آبرویت نریخته ماند تا خواهش آن را بچکاند، پس بنگر که آن را نزد که می ریزی (حکمت 346).
بزرگترین توانگری نومیدی است از آنچه در دست مردم است (حکمت 342).
پاکدامنی زیور فقر است و شکر زینت توانگری (حکمت 340).
آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد، چون تیرافکنی است که از کمان بی زه تیر اندازد (حکمت 337).
آن که از او چیزی خواسته اند تا وعده نداده آزاد است (حکمت 336).
در مال هر کس دو شریک وجود دارد: وارث و حوادث (حکمت 335).
اگر بنده اجل و پایان دنیا را می دید، با آرزو و فریب دادن آن دشمنی می ورزید (حکمت 334).
شادمانی مؤمن در چهره وی و اندوه وی در دلش است. سینه وی وسیع تر و نفس وی خوارتر است. برتری جستن را خوش نمی دارد، و شنواندن نیکی خود به دیگران را دوست ندارد. اندوهش دراز است، همتش بلند. خاموشی اش بسیار است، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار و صبور است. فرو رفته در اندیشه است. نیاز خود را به کسی نمی گوید. خوی آرام دارد. به آرامی راه می رود. نفس او در راه دینداری از سنگ خارا سخت تر است و در فروتنی و بی آزاری از بنده خوارتر (حکمت 333).
خدای سبحان طاعت را غنیمتی ساخته است برای زیرکان آنگاه که مردم ناتوان کوتاهی کنند در آن (حکمت 331).
---------------------------
سخن گویید تا شناخته شوید که آدمی زیر زبانش نهان است (حکمت 392).
خواهان دنیا نباش، خدا زشتیهای آن را به تو خواهد نماند و بی خبر نمان که از تو بی خبر نخواهند ماند (حکمت 391). مؤمن را سه ساعت است: ساعتی که در آن با پروردگارش به راز و نیاز است، و ساعتی که در آن زندگانی خود را کارساز است، و ساعتی که در حلال و نیکو با لذت نفس دمساز است؛ و خردمند را نسزد که جز پی سه چیز رود: زندگی را سر و سامان دادن، یا در کار معاد گام نهادن، یا گرفتن کام از چیزهای غیر حرام (حکمت 390).
بدانید که از جمله بلاها فقر است و سخت تر از فقر بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری دل. بدانید که از نعمتها فراخی مال است و بهتر از فراخی مال، درستی تن و بهتر از درستی تن، دل از گناه محفوظ بودن (حکمت 388).
خیری را که آتش دوزخ را در پی دارد خیر نمی توان به حساب آورد و شری را که پس آن بهشت بود، شر نتوان وصف کرد. هر نعمتی جز بهشت خوار است و هر بلایی جز آتش دوزخ عافیت (حکمت 387).
آن که چیزی را جوید، بدان یا به برخی از آن رسد (حکمت 386).
در خواری دنیا نزد خدا بس که جز در دنیا نافرمانی او نکنند و جز با وانهادن دنیا به پاداشی که نزد خداست نرسند (حکمت 385). به دنیای ناپایدار آرمیدن نادانی است. کوتاهی در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است. و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او، کار مردم نادان می باشد (حکمت 384).
بترس از اینکه خدا تو را در معصیت خود بیند و در طاعت خویش نیابد و از زیانکاران باشی. پس اگر نیرومند شدی نیرویت را در طاعت خدا بگمار! و اگر ناتوان گشتی، ناتوانی ات را در نافرمانی او به کار دار (حکمت 383).
مگو آنچه نمی دانی، بلکه مگو هر چه می دانی چه خدا بر اندامهای تو چیزهایی واجب کرد و روز رستاخیز بدان اندامها بر تو حجت خواهد آورد (سوره نور، آیه 24) (حکمت 382).
سخن در بند توست تا بر زبانش نرانی و چون گفتی اش تو در بند آنی، پس زبانت را مانند پولت نگهدار. چه بسا سخنی که نعمتی را دور نمود و نعمتی را جلب نمود (حکمت 381).
بسا کس که بامدادی را دید و به شامگاهش نرسید، و بسا کس که در آغاز شب بر او رشک و حسد بردند و در پایان آن نوحه کنان برایش گریستند و دریغ خوردند (حکمت 380).
بخل (تنگ نظری) همه بدیها را فراهم گرداند و مهاری است که به سوی هر بدی کشاند (حکمت 378).
-------------------
حق سنگین است اما گوارا و باطل سبک لیکن در کام چون سنگ خارا (حکمت 376).
هیچ شرفی برتر از اسلام نیست، و نه عزتی ارجمندتر از پرهیزگاری و نه پناهگاهی نیکوتر از خویشتنداری، و نه پایمردیی پیروزتر از توبه و نه گنجی پرمایه تر از قناعت. و هیچ مالی برای درویش بهتر از این نیست که به روزی روزانه بسنده نماید. و آن که به روزی روزانه اکتفا کرد آسایش خود را فراهم آورد و به راحتی و تن آسانی رسید، و دوستی دنیا کلید دشواری و گرفتاری است. و طمع و خودبینی و حسد موجب بی پروایی در انجام گناهان است. و درویشی فراهم کننده همه زشتیها در انسان است (حکمت 371).
روایت شده است که امام علی (ع) کمتر به منبر می نشست که پیش از خطبه نگوید: مردم! از خدا بترسید که هیچ انسانی بیهوده آفریده نگردیده تا به بازی پردازد، و او را واننهاده اند تا خود را سرگرم چیزهای بی فایده سازد، و دنیایی که خود را در دیده او زیبا داشته جایگزین آخرتی نشود که آن را زشت انگاشته، و فریفته ای که از دنیا به بالاترین مقصود نایل گردیده چون کسی نیست که از آخرت به کمترین نصیب رسیده (حکمت 370).
مردم را روزگاری رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن. در آن روزگار بنای مسجدهای آنان از بنیان آبادان است و از رستگاری ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمینند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد. آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند. خدای تعالی فرماید: به خود سوگند، بر آنان فتنه ای بگمارم که بردبار در آن سرگردان ماند و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد (حکمت 369).
خدای سبحان پاداش را در طاعت نهاده است و کیفر را برابر معصیت تا بندگان خود را از عذابش برهاند و به بهشت خویش راند (حکمت 368).
علم را با عمل همراه باید ساخت، و آن که آموخت به کار باید بگیرد. و علم عمل را خواند اگر پاسخ داد و گرنه روی از او بگرداند (حکمت 366).
نیامده را مپرس که چیست زیرا آنچه رخ داده برای مشغول ساختن تو کافی است (حکمت 364).
از ابلهی است پیش از توانا بودن شتابیدن، و پس از فرصت داشتن درنگ ورزیدن (حکمت 363).
آن که نمی خواهد آبرویش بریزد از جدال می پرهیزد (حکمت 362).
هر گاه تو را به خدای سبحان نیازی است در آغاز بر رسول خدا (ص) درود فرست، سپس حاجت خود بخواه که خدا بزرگوارتر از آن است که بدو دو حاجت برند، یکی را برآورد و دیگری را بازدارد (حکمت 361).