خودسازی از منظر امیرالمومنین ع
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه همدان، مقاله «خودشناسی و خودسازی از منظر حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه» به قلم حسين حسنی، كارشناسی ارشد رشته برنامهريزی درسی دانشگاه علامهطباطبايی و سعيد بهشتی، دانشيار دانشگاه علامه طباطبايی در همدان منتشر شد.در اين مقاله آمده است:
در اسلام خودسازی بهعنوان جهاد اكبر، از وظايف بسيار مهمی است كه هر فرد بايد به آن بپردازد و در حد وسع و توان خويش بكوشد تا عزت خود، خانواده و اجتماعی كه در آن زندگی میكند را اعتلأ بخشد. خودسازی میتواند در ابعاد جسمی، روحی، فكری، اخلاقی و بخصوص ايمانی و اعتقادی صورت پذيرد.نگارنده در ادامه عنوان میكند:
برای وصول به مرحله خودسازی لازم است فرد ابتدا خود را در تمامی ابعاد وجودی خويش بشناسد، ثمره اين خودشناسی، معرفتالله است كه در خودسازی و تربيت خود تجلی میيابد. بنابراين رسيدن به وضعيت مطلوب و ايدهآل بدون شناخت انسان به عنوان موضوع تربيت امكانپذير نيست.
از نظر حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه معرفتالنفس و تزكيه، تذهيب و محاسبه نفس و رعايت تقوا، عمل به دستورات و معارف دينی از اصول اساسی خودسازی است و راههايی همچون رعايت اخلاق، تعقل و انديشه، عبادت، توبه، ياد مرگ، پرهيز از دنيادوستی، شهوت پرستی، اميال و آرزوها و اجتناب از فخرفروشی و تكبر و خودبينی را متذكرشدهاند.
از نظر حضرت علی(ع) خودسازی، فردگرايانه نيست بلكه در ارتباط با ديگران نيز مطرح میشود و مقصود اين نيست كه هرگاه انسان بخواهد خود را بسازد و به اصلاح خويشتن خويش بپردازد بايد از اجتماع دوری گزيند و انزوا و گوشهنشينی اختيار كند.
نويسنده در ادامه به اهميت و ضرورت خودسازی در نهجالبلاغه اشاره كرده و عنوان میكند: هرگاه خداوند توفيق عنايت فرمايد و شخص بتواند خودسازی و تزكيه نفس را به مرحلهای برساند كه راه سعادت را پيموده و به سر منزل مقصود رسيده باشد.
كسیكه خود را شناخت در پی اصلاح و ساختن خود برمیآيد و بجای عيبجويی از ديگران به خودسازی و عيبجويی از خود میپردازد حضرت در رابطه با ضرورت خودسازى میفرمايند:
خوشا به حال كسىكه به خانه و خانواده خود پردازد، و غذاى حلال خود را بخورد، و به اطاعت پروردگار مشغول باشد، و بر خطاهاى خويش بگريد، و همواره به خويشتن خويش مشغول باشد و مردم از او در امان باشند.
از جمله مسائل مهمی كه در نهجالبلاغه سخت مورد توجه قرار گرفته است؛ مسئله خودشناسی، محاسبه نفس است از نظر امام علی(ع) انسان موجودی است كه دارای استعدادهای گوناگون است كه بايد آن را شناخته وخود را به سوی تعالی و كمال بكشاند. از مهمترين سفارشهای امام علی(ع) شناخت، معرفت و رشديافتگی انسان است.
در ادامه مقاله با اشاره به معرفتالنفس و معرفتالله بيان میكند: عرفای اسلامی روی اين مطلب تكيه فراوان دارند كه معرفتالنفس و معرفتالله از يكديگر جدا نيستند.
در تعريف مقام آدميت چنين آوردهاند: در صورتيكه انسان خودش را بشناسد و بداند كه ايشان برای چه هدفی آفريده شده و راه رسيدن به هدف مذكور چيست و برای نيل به آن كنجكاوی و تلاش نمايد و موفق شود به مقام آدميت رسيده است.انسان بايد نفس خويش را با پرواداری از گرفتاری در پستیها و رذالتها برهاند به محاسبه آن بپردازد و مربی خويشتن خويش باشد، هم حسابكش باشد و هم حسابده، هم فرمانده باشد و هم فرمانپذير، هم پندده باشد و هم پندپذير، هم ملامت كن و هم ملامتپذير باشد.
یادآور میشود، اين مقاله در كتاب دومين همايش ملی «نهجالبلاغه و علوم انسانی» در همدان منتشر شده است.
.......................................................
مفاهيم و تفاوت جهاد اكبر و جهاد اصغر چيست؟
«جهاد اكبر از منظر دين»امام صادق (ع) مي فرمايند: پيامبر(ص) گروهي از اصحاب را براي عمليات نظامي به جايي فرستاد و زماني كه از مأموريت برگشتند به آنان فرمود، آفرين بر گروهي كه جهاد اصغر را به نحو احسن بجاي آوردند اما جهاد اكبر را باقي گذاشتند (و حقّش را اداء نكردند) در اين حين عدّه اي از ايشان پرسيدند كه اي رسول خدا جهاد اكبر چيست؟
حضرت فرمودند جهاد با نفس جهاد اكبر است.(1)از اين روايت به خوبي معنا و مفهوم دو واژه جهاد اكبر و جهاد اصغر معلوم مي شود و اينكه چه تفاوتهايي با يكديگر دارند.
در تعاليم ديني صيانت و دفاع از كيان سرزمينهاي اسلامي و جان و نواميس مسلمانان با اينكه از اوجب واجبات است اما به جهاد اصغر تعبير شده است و حفظ و صيانت نفس از كژيها و انحرافات به جهاد اكبر.
چرا كه شرط پيروزي در صحنه نبرد، دلدادگي و مطيع محض مولا بودن، پيروزي در صحنه جهاد اكبر و تزكيه نفس است.
خداوند در سوره بقره آيه 249 مي فرمايد: (كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ - چه بسيار گروههاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروههاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامتكنندگان) است.
طالوت با گروه اندك اما مخلصي كه داشت توانست جالوت و سپاهيان بي شمارش را مغلوب كند. و با مراجعه به آيه فوق مي بينيد كه اين پيروزي را مديون مبارزه با هواهاي نفساني و تزكيه نفس مي باشند.«بياني ديگر»بعضي از بزرگان تعبيرات دقيقتري در اينباره دارند كه خوب است به آنان نيز توجه شود.
حضرت آيت الله جوادي آملي در كتاب حيات عارفانه امام علي (ع) چنين مي نويسد: نبرد با دشمن مهاجم بيرونى كه تهاجم به وطن را پيشه، و تاراج آن را در سر دارد «جهاد اصغر» است. و نبرد عقل با نفس امّاره شهوتگرا و غضب آلود «جهاد اوسط» است.
و نبرد قلب و عقل و جنگ حضور و حصول و دفاع شهود عين در برابر فهم ذهن «جهاد اكبر» است، كه هجرت كبرا را به همراه دارد. و به بياني ديگر ايشان مصاديق اين تعاريف را چنين بيان مي كنند:(فن اخلاق) كه براى پرورش مجاهد نستوه به كار مي آيد، جهاد اوسط است تا از كمند هوا برهد و از كمين هوس نجات يابد و به منطقه امن قسط و عدل برسد. و (فنّ عرفان) براى پرورش سلحشور مقاوم جهاد اكبر است تا از مرصاد علم حصولى برهد و از رصد برهان عقلى رهايى يابد و از محدوده تاريك مفهوم و باريك ذهن نجات پيدا كند و به منطقهاى كه مساحت آن بيكران است بار يابد و از طعم شهود طرفى ببندد و از استشمام رايحه مصداق عينى متنعّم شود.(1) الكافي ج 5 باب وجوه الجهاد .... ص : 9عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ..........
.............................................
از حضرت علی (علیه السلام) در کتاب «تصنیف غررالحکم» نقل شده است:«به هوش باشید! همانا جهاد کردن، بهای بهشت است. پس هر آن کس که به جهاد با نفس پرداخت، آن را مالک شد و این ارجمندترین ثواب برای کسی است که نفس خود را شناخته است.»
وحید اکرمی: «جهاد» یکی از کلید واژههای قرآن است که با مشتقاتش در این کتاب آسمانی۴۱ بار از آن یاد شده است.
شاید نخستین معنایی که از این واژه به ذهن خطور میکند، معنای جنگ و درگیری است. اما جستوجو و دقت بیشتر در نظر لغتشناسان و مفسران، ما را به این نکته میرساند که معنای اصلی این واژه به مشقت افتادن است؛ جهد یعنی نهایت تلاش را داشتن و نهایت توان را به کار گرفتن.
گاهی این نهایت تلاش و توان در میدان نبرد و جنگ رخ میدهد و گاهی نیز در عرصه زندگی روزمره.
مفسران بسیاری از جمله علامه طباطبایی تصریح کردهاند، جهاد معنایی عام دارد و شامل هر نوع تلاش و کوششی که فی سبیل الله باشد، میشود. آیه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ: و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند، به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقت خدا با نيكوكاران است»(عنکبوت/ ۶۹)
یکی از مهمترین آیات در این زمینه است که بیشتر مفسران تصریح دارند، عامترین معنای جهاد از این آیه برداشت میشود.از امام صادق(عليه السلام) روايت است كه فرمود: «پيامبر اکرم عدهاى را به جنگ فرستاد؛ چون از جنگ بازگشتند، فرمود: آفرين به گروهى كه پيكار كوچكتر را سپرى كردند و پيكار بزرگتر بر عهده آنان به جا مانده است. گفتند: اى فرستاده خدا، پيكار بزرگتر چيست؟ فرمود: پيكار با نفس.»مطابق این حدیث، انسان مؤمن باید با نفسش جنگ و پیکار کند، اما مگر نه اینکه انسان با دشمن خود سر جنگ دارد و نه با دوست.
پس باور کنیم که نفس، دشمنی سر سخت است برای ما و در واقع نماینده ای درونی برای شیطان رجیم است. باید بدانیم، نفس ما دشمنی است که میخواهد ما را ذلیل و نابود کند. بنابراین این نفس خطرناک را نباید ارباب خودمان قرار دهیم و حتی نسبت به آن نباید بیتفاوت بود.
حجت الاسلام پناهیان میگوید: «باید این برای ما جا بیفتد که نفس ما دشمن ماست. باید همانطور که دشمن خود را میزنیم، نفس خودمان را هم مهار کنیم. اینکه میگویند: «گربه را دم حجله باید کشت» دربارۀ نفس باید انجام شود. روی نفس را از همان اول باید کم کرد و الا وقتی قدرت پیدا کند، دیگر از پسِ آن برنمیآییم. نفس پُررو، زود عصبانی میشود، دیر میبخشد، کینهای میشود، زودرنج خواهد شد، دیر لذت میبرد، زود شاکی میشود، و هزاران ویژگی بد دیگر پیدا میکند که آدم را بیچاره خواهد کرد.»مبارزه با نفس کار ساده ای نیست و برای غلبه بر آن به خودسازی و مجاهدت های فراوانی نیاز است. به همین سبب است که بالاترین نوع جهاد، مبارزه با نفس است و از آن به عنوان جهاد اکبر یاد میشود.از حضرت علی (علیه السلام) در کتاب «تصنیف غررالحکم» نقل شده است:«به هوش باشید! همانا جهاد کردن، بهای بهشت است. پس هر آن کس که به جهاد با نفس پرداخت، آن را مالک شد و این ارجمندترین ثواب برای کسی است که نفس خود را شناخته است.»