گریه بر حسین(ع)،آمرزش گناهان
گریه بر حسین(ع)،آمرزش گناهان
امام رضا علیه السلام:
... ای پسر شبیب، پدرم از پدرش و اوازجدش برایم فرمود:
آنگاه که جدم حسین(ع) به قتل رسید آسمان خون وخاک سرخ باریدن گرفت.
ای پسرشبیب،اگر برحسین اشک بریزی تاآنکه قطره های اشک تو بر گونه هایت جاری شود، خداوند گناهان توراازکوچک و بزرگ و کم وبسیار خواهد آمرزید...
امالی صدوق، مجلس27، ادامه ی حدیث5
هرکه روزعاشورا را روزاندوه خود سازد
و هرکه روزعاشورا را روزبرکت شناسد
امام رضا علیه السلام:
هرکه روز عاشورا را روز تعطیلی اش سازد، خداوند خواسته های اورا دردنیا وآخرت برآورده می سازد. هرکس روز عاشورا را روز اندوه و اشک خود بداند خداوند روز رستاخیز را روز شادمانی و رضایت او قرار می دهد ودر بهشت چشمان او به مشاهده رخسار ما روشن شود.
هرکس روز عاشورا را روز برکت شناسد و برای خانه خود چیزی اندوخته برد برکت نخواهد داشت و در روز رستاخیز همراه با یزید وعبیدالله بن زیاد و عمربن سعد دراعماق دوزخ محشور خواهد شد.
امالی صدوق،مجلس27،حدیث4

امام رضا علیه السلام:
... ای پسر شبیب، اگر میخواهی اشک بریزی برای حسین(ع) اشک بریز که ... سر اورا ازتن جدا کردند و نیز هجده تن ازخانواده اش همراه بااو به قتل رسیدند که همانندی نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین درسوگ او اشک ریختند و نیز چهارهزارفرشته برای کمک به حسین(ع) روانه ی زمین شدند وناگاه حسین(ع) راشهید دیدند.آنان بر مزار حسین(ع) پریشان حال بمانند تاآنگاه که قائم آل محمد(عج) ظهورکند و حسین(ع) را مدد برساند. شعارآنان یا لثارات الحسین است...
امالی صدوق،مجلس27،ادامه ی حدیث5

نوشته ای که درکلیسا بود راجع به شهادت امام حسین(ع)
پیشوای بنی سلیم از دسته ای از بزرگان آن قوم چنین نقل کرده است که در سرزمین روم به هنگام جهاد وارد یکی از کلیساها شدیم. درآنجا این نوشته به چشم می خورد:
دسته ای که حسین را شهید کردند به شفاعت جدش در رستاخیزنائل نخواهند گشت.
پرسیدم از چه زمانی این نوشته درکلیسا است؟ پاسخ دادند از سیصد سال پیش که هنوز پیامبر شما برانگیخته نشده بود.
امالی صدوق، مجلس27،روایت6

برای حسین ع مراتبه ای خواهد بود
امام باقر علیه السلام:
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم در منزل ام سلمه بود و به او توصیه کرد که کسی نزد آن حضرت نیاید. حسین که کودک خردسالی بود خواست پیش پیامبر برود.ام سلمه به رغم اینکه کوشید نتوانست وآنگاه در پی حسین رفت.حسین را روی سینه پیامبردید درحالی که آن حضرت می گریست وچیزی را دردستش تکان می داد.
پیامبرفرمود: ای ام سلمه! این جبرئیل است که مرا ازقتل حسین باخبر میکند واین خاکی است که حسین برآن شهید میشود. آن را نزد خود نگه دار و هرگاه به شکل خون درآمد بدان که عزیزم شهید شده است.
ام سلمه گفت: ای پیامبرخدا از پروردگارت درخواست کن خطر و واقعه را ازجان حسین دور کند.
فرمود: از او تمنا کردم ولی خداوند فرمود: برای حسین علیه السلام مرتبه ای خواهد بود که هیچ آفریده ای به آن دست نیافته است. وحسین را پیروانی است که شفاعتشان مقبول خواهد افتاد و براستی مهدی علیه السلام از نسل فرزندان حسین است. خوشا به حال کسی که از دوستان حسین باشد. پیروان حسین در روز رستاخیز رستگارانند.
امالی صدوق، مجلس29،حدیث3
روزه ی اول محرم
ریان بن شبیب می گوید: روز یکم ماه محرم نزد امام رضا علیه السلام رفتم. آن حضرت به من چنین فرمود:
ای پسر شبیب، روزه گرفته ای؟
گفتم : نه. فرمود: امروز همان روزی است که حضرت زکریا به پیشگاه خدا نیایش کرد و گفت: پروردگارا از نسل خود نسل پاکیزه ای ارزانی ام دار. بی گمان تو دعای آدمی را میشنوی.
خداوند خواسته ی اورا اجابت کرد و به فرشتگان فرمان داد. آنان درمحراب عبادت زکریا اورا چنین ندا دادند که پروردگارت تورا به میلاد یحیی بشارت می دهد.
هرکس یکم محرم را روزه بگیرد و آنگاه نیایش کند، خداوند خواسته اش را برآورده کند. همانگونه که خواسته ی زکریا را عطا فرمود...
امالی صدوق،مجلس27،حدیث5
محرم ماهی بود که حرمت ماراشکستند...
امام رضا علیه السلام:
محرم ماهی بود که مردم عصر جاهلیت جنگ درآن را برخود حرام می شمردند پس حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را به اسارت درآوردند و آتش به خیمه ها افکندند. وآنچه به دستشان رسید غارت بردند و درباره ما جانب حرمت پیامبر را نگاه نداشتند.
روزشهادت حسین (ع) غم به دل نشاند و اشک ما را جاری کرد و عزیز اهل بیت را در سرزمین کربلا بی مقدار ساخت و ما را درکام رنج واندوه انداخت.
باید تا روز رستاخیز در سوگ حسین(ع) اشک ریخت...
وقتی محرم فرا می رسید
امام رضا علیه السلام:
وقتی محرم فرا می رسید، پدرم خندان دیده نمی شد، حزن و اندوه تا پایان دهه اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود. کسی که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد،خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.
وسائل الشیعه، ج 5، ص394
