شهادت امام حسن عسگري ع
مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن
در جوانی رفت از دنیا امام عسگری
شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن
این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه
تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن
گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع
گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن
دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من
با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن
----------------------------------------------------------
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)
در دل آزادگان با شد ولای عسکری
جان هر آزاده ای گردد فدای عسکری
می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگان
آن که می باشد به عالم آشنای عسکری
ای که دست خود زنی بر دامن پر مهر او
سعی کن تا پا گذاری جای پای عسکری
بار الها قسمت وروزی ما کن از ازکرم
مرقد وصحن وسرای با صفای عسکری
بهر حفظ دین وقرآن شد شهید زهر کین
عالمی اندوهگین باشد برای عسکری
آسمان گرید زداغ جانگدازش ای دریغ
سرزمین سامرا شد کربلای عسکری
مادرش زهرای اطهر سوگواری می کند
هر کجا بر پا بود سوز و عزای عسکری
تسلیت گوید به نزد مهدی صاحب زمان
(حافظی)از ماتم محنت فزای عسکری