ديدار امام زمان عليه‌السلام در دوران غيبت براي همگان در يك سطح و مرتبه اتفاق نمي‌افتد بلكه بر دو گونه تحقق مي يابد

دوگونه دیدار عبارتست از:

1.ديدار عام (ملاقات بدون شناخت)؛

2.ديدار خاص (ملاقات امام همراه شناخت)

ناگفته نماند كه هر گونه ديدار خود داراي مراتب و درجاتي است كه هر مرتبه‌اي بستگي تامي به شخص ديدار كننده و سطح كمال او دارد.

الف) ديدار عام (ملاقات بدون شناخت)

امام زمان عليه‌السلام‌ علاوه بر حضور روحاني در تمام عوالم، در سراسر اقطار عالم مادي نيز حضور جسماني دارند؛ چنان چه قطب عرفان، مولانا اميرالمؤمنين، علي عليه‌السلام در اين‌باره مي‌فرمايد:‌ صاحب اين امر در ميان آن ها راه مي‌رود،‌ در بازارهايشان رفت و آمد مي‌كند، روي فرش‌هايشان گام برمي‌دارد، ولي او را نمي‌شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به ايشان معرفي كند.
بدين‌سان غيبت امام زمان ارواحنا فداه به معناي نفي ديدار آن حضرت نيست، بلكه مي‌تواند به معناي نفي شناخت آن حضرت باشد. چه بسيار افرادي كه در دوران غيبت آن حضرت به شرف ديدارش نايل مي شوند،‌ ولي او را نمي‌شناسند. چه بسيار افرادي كه سلام جان‌فزاي آن حضرت را مي‌شنوند و حتي به سلام حضرتش پاسخ مي‌گويند، اما صاحب سلام را نمي‌شناسند:
«به پروردگار علي سوگند!‌  حجت خدا در ميان آنان  است،‌ در كوچه و بازار ايشان گام بر مي‌دارد، بر خانه‌هاي آنان وارد مي‌شود،‌ در شرق و غرب عالم به سياحت مي‌پردازد،‌ گفتار مردمان را مي‌شنود، بر اجتماعات ايشان وارد مي‌شود و سلام مي‌دهد. او مردمان را  مي‌بيند در حالي كه ديده نمي‌‌شود...»
شبيه همين گفتار از امام صادق عليه‌السلام به ما رسيده است كه فرمود:
چگونه اين امت انكار مي‌كنند كه خداوند بزرگ و عزيز با حجت خويش آن‌گونه رفتار مي‌نمايد كه با حضرت يوسف رفتار كرد؟! (امام زمان به شكل ناشناس) در بازارهايشان حركت مي‌كند و بر فرش‌هايشان گام مي‌نهد تا اين كه خداوند در اين‌باره به او اجازة ظهور دهد.
چه بسيار مردمي كه امام زمان عليه‌السلام را در طول مراسم حج ديده‌اند، ولي نشناخته‌اند. چه بسيار افرادي كه آن حضرت را به هنگام ظهورش به ياد مي‌آورند و مي‌گويند به خدا سوگند او را بارها در مكان‌هاي متعدد ديده‌ايم،  اما  نشناخته‌ايم:
به خدا سوگند كه صاحب اين امر در مراسم حج هر سال حضور مي‌يابد و يكايك مردمان را مي‌بيند و مي‌شناسد، مردم نيز آن حضرت را مي‌بينند، ولي نمي‌شناسند.
از امام صادق عليه‌السلام نقل است كه فرمود: مردم امام خويش را نيابند. پس امام هنگام حج در مراسم حج حضور يابد و ايشان را ببيند ولي آن ها وي را نبينند.

ب) ديدار خاص ( ملاقات همراه شناخت)

دانستيم كه آن چه عموم مردمان در  دوران غيبت امام عصر ارواحنا فداه از آن محروم مي‌مانند،‌ شناخت آن حضرت است و نه ديدار او.  در اين ميان، مهم آن است كه انسان به چنان لياقتي دست يابد كه به هنگام ديدار،‌ امام خويش را بشناسد و از روي شناخت و معرفت عرض ارادت نمايد:

ديده‌اي خواهم كه باشد شه شناس                        تا شناسد شاه را در هر لباس

بزرگمرداني چون سيد بن طاووس و حاج شيخ محمدعلي فشندي به چنان درجه‌اي از صفا و صميميت دست يافته‌اند كه حتي به نحوة راه رفتن امام و صداي پاي آن حضرت آشنايند و مي‌گويند: با امام زمان آن قدر آشنايم كه آن حضرت را حتي از صداي كفش مباركش مي‌شناسم.
رادمرداني چون سيد بن طاووس رحمه‌الله به چنان منزلت و قربي دست يافته‌اند كه حتي تُن صدا و لهجة امام زمان را مي‌شناسند و راه يافتگاني هم چون سيد بحرالعلوم اعلي الله مقامه به هنگام شنيدن لحن قرآن آن حضرت بدين سرود مترنم مي‌شوند كه:

چه خوش است صوت قرآن، زتو دلربا شنيدن         به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن

دلباختگاني چون سيد عبدالكريم كفاش، چنان غرق عشق روي يار مي‌گردند كه امام‌عصر عليه‌السلام هر هفته به ديدارشان مي‌آيند و ايشان را مي‌نوازند، چرا  كه به اعتراف خودشان:  اگر هفته‌اي بر من بگذرد و روي مولايم را نبينم،  به خدا سوگند كه جان مي‌دهم.
عارفاني چون سيد علي آقاي قاضي رضوان الله تعالي عليه،‌ چنان مست شهود و معرفت مي‌گردند كه هر روز به ديدار آن طلعت رشيد بار مي‌يابند و ناباوران را با اين گفتار تأديب مي‌كنند: كور است چشمي كه صبح از خواب بيدار شود و در اولين نظر نگاهش به امام زمان نيفتد.
و سرو قامتاني چون ملاعلي نوري همداني رحمه‌الله، چنان جرعه نوش صهباي ولايت و معرفت مي‌گردند كه به محض ياد كردن آن حضرت خود را در محضرش حاضر مي‌يابند و افتخارشان اين است كه: چنان مقامي به من عطا فرمودند كه هرگاه ديدار آن حضرت را اراده مي‌كردم، خود را در محضرش حاضر مي‌ديدم.
با نگاهي گذرا به شرح حال كساني كه در طي دوران غيبت كبراي مولا امام زمان ارواحنافداه سعادت شرفيابي به محضر مقدمش را  يافته و يا از كرامات و عنايات حضرتش بهره‌مند گشته‌اند، مي‌توان دريافت كه ديدار امام زمان عليه السلام‌ بيش از آن‌كه به شخص،‌ زمان يا مكاني خاص بستگي داشته باشد، به عوامل روحي و معنوي ويژه‌اي وابسته است كه مهم‌ترين آن ها در حصول اين توفيق الهي، توجه قلبي، مواظبت عملي، رعايت تقوا و استمرار بر گونه‌اي خاص از عبادت خداوند و اطاعت اوليائش بوده است. با اين همه، نقش زمان‌هاي خاص چون شب‌هاي جمعه، نيمة شعبان، نيمة رجب و مكان‌هايي خاص چون مكة مكرمه، مدينة منوره، مسجد سهله، مسجد كوفه و مسجد جمكران را براي حصول ديدار خاص و ملاقات همراه با شناخت قائم آل محمد صلوات‌ ‌الله و سلامه عليهم اجمعين و بهره مندي از عنايات و الطاف ويژة آن حضرت،‌ نبايد ناديده گرفت.