داستان آن طور كه در قرآن آمده است همين قدر است كه مي فرمايد: داستان بنده ما داوود را ياد كن ان گاه كه در محراب بود و ناگاه از بالاي محراب، جمعي آمدند، كه ظاهر اين است كه بيش از 2 نفر بوده اند اگر چه در يك جا به زبان فرد مي گويد:
ان هذا اخي ولي تعبيرهاي ديگري جمع است و مثل اينكه بيش از دو نفر بوده اند. قران مطلب را به اين صورت طرح كرده است كه اين دو نفر نزد داوود آمدند. يكي از اين دو نفر از ديگري شكايت كرد. گفت: اين برادر من است 99 گوسفند دارد و من يكي بيشتر ندارم، در عين حال آمده از من همان يكي را با خشونت مطالبه مي كند. بعد مي فرمايد كه داوود گفت: او با اين كارش به تو ستم كرده است. بله، بسياري از افراد، شركاء افرادي كه با يكديگر نزديكتر و اختلافي با هم دارند، بعضي به بعضي ديگر ظلم مي كنند. بعد قرآن مي گويد كه داوود " ظن" دانست كه اين از طرف ما امتحاني بوده است. " و ظن داوود انما فتناه" كه ما مورد ابتلا و امتحانش قرار داده ايم، پس به تضرع و توبه و استغفار افتاد، و خدا هم داستان هم داستان واقعي بود؟ يا نه اينها اساساً انسان نبودند، فرشتگاني بودند كه خدا براي امتحان داوود فرستاد؟ در اين جا رواياتي از اهل تسنن بالخصوص هست و نمي دانم در شيعه هم هست يا نه، ولي تفسير الميزان از مجمع البيان نقل مي كند كه مجمع خلاصه اينها را ذكر كرده و تكذيب و رد نموده است. در بعضي از روايات آمده است كه اين داستان چنين بوده است كه داوود پيغمبر زنان متعددي در خانه داشت در عين حال در جرياني شيفته زني شد. جريان اين بود كه داوود در محرابش عبادت مي كرد، شيطان ابتدا به صورت يك مرغ زيبا در آن كوه يعني روزنه اي كه در آن جايگاه عبادت وجود داشت ظاهر شد. آن چنان اين مرغ زيبا بود كه داوود نمازش را شكست، رفت آن را بيرد، آن طرف تر پريد. رفت بگيرد روي پشت بام پريد. داوود هم ديد و به پشت بام دارالعماره و دارالسلطنه اش رفت. اتفاقاً زن يكي از سربازها به نام او ريا در خانه ي مجاور آبتني مي كرد و زني بود نهايت جمال و زيبايي. دل داوود را برد. تحقيق كرد اين كيست؟ اين زن فلان سرباز است. آن سرباز كجاست؟ در ميدان جنگ است. نامه اي به سردار خودش نوشت كه هر جور هست اين سرباز را به جايي بفرست كه جان سالم بدر نبرد و كشته شود. او هم آن سرباز را به مقدم جبهه فرستاد و او كشته شده. وقتي كه او كشته شد، اين زن بلامانع شد. عده اش كه تمام شد داوود با او ازدواج كرد. ملائكه اين صحنه ي ساختگي را براي اين ساختند كه به او بگويند: مثل تو مثل آدمي است كه نود و نه گوسفند دارد و رفيقش يك گوسفند متوجه شد كه مرتكب گناه شده است كه توبه كرد و خدا هم توبه اش را قبول كرد. البته اين يك داستان جعلي است.
مشخصات داوود و ویژگی‎های او
یكی از پیامبران بزرگی كه علاوه بر قدرت معنوی و نبوّت، دارای حكومت ظاهری وسیع نیز بود، حضرت داود ـ علیه السلام ـ است كه نام مباركش شانزده بار در قرآن آمده است.
حضرت داود ـ علیه السلام ـ در سرزمینی بین مصر و شام دیده به جهان گشود، او از نواده‎های حضرت یعقوب است و به نُه واسطه به یكی از فرزندان حضرت یعقوب می‎رسد، پدرش «ایشا» نام داشت.
او صد سال عمر كرد، كه چهل سال از آن را حكومت نمود.[1]
ماجرای شهرت داود ـ علیه السلام ـ ـ همان طور كه پیش از این شرح داده شد ـ آن هنگام شروع شد كه به عنوان یكی از سربازان طالوت، به جنگ جالوت و لشكرش رفت و با سنگی كه در فلاخن خود نهاده بود، جالوت جبّار را كشت (كه داستانش در صفحه قبل گذشت).
«ایشا» ده پسر داشت، داود ـ علیه السلام ـ كوچكترین آنها بود.
حضرت داود ـ علیه السلام ـ بسیار خوش صوت بود، به طوری كه وقتی صدایش به مناجات بلند می‎شد، پرندگان به سوی او می‎آمدند و حیوانات وحشی گردن می‎كشیدند تا صدای دلنشین او را بشنوند، او كوتاه قد و كبود چشم و كم مود بود، در میان بنی اسرائیل و در پیشگاه طالوت فرمانده شجاع و با ایمان لشكر بنی اسرائیل، دارای موقعیت عظیم بود، پس از آن كه طالوت از دنیا رفت، بنی اسرائیل حكومت و فرماندهی طالوت را، در اختیار داود ـ علیه السلام ـ گذاشتند، و همه ثروتهای طالوت را به او سپردند، وقتی كه به حاكمیّت رسید، خداوند او را به مقام پیامبری نیز رسانید.[2]
ده خصلت عظیم داود ـ علیه السلام ـ
در قرآن، در آیه 15 تا 20 سوره ص، خداوند داوود ـ علیه السلام ـ را با ده خصلت ارجمند می‎ستاید، حتی به پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ سفارش كرده كه در برابر گزند مخالفان و بدخواهان همانند داوود ـ علیه السلام ـ صبر و مقاومت داشته باشد.
در آیه نخست (آیه 17 ص) چنین آمده:
«اِصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ ای پیامبر! در برابر آن چه مخالفان می‎گویند شكیبا باش و به خاطر بیاور بنده ما داوود ـ علیه السلام ـ را كه صاحب قدرت، و بسیار بازگشت كننده به خدا بود.»
خصال دهگانه ارجمند داوود ـ علیه السلام ـ عبارتند از:
1. صبر و مقاومت.
2. مقام عبودیّت و بندگی.
3. قوّت و قدرت معنوی و جسمی.
4. بازگشت و رجوع مداوم به خدا، و رابطه تنگاتنگ با خدا.
5. كوهها در تسخیر او بودند و با او صبح و شام تسبیح خدا می‎گفتند.
6. پرندگان در تسبیح خدا با او هم آواز می‎شدند.
7. آنها نه تنها در آغاز كار بلكه در همه احوال، با تسبیح او هماهنگ می‎شدند.
8. داشتن حكومت استوار و مقتدرانه.
9. علم و دانش سرشار كه مایه بركات است.
10. منطقی گویا، و بیانی لطیف و شیوا.[3]
خداوند گاهی او را به عنوان «نِعمَ العَبدِ» «نیكوترین بنده» و زمانی او را به عنوان خلیفه خود[4]، و نیز به داشتن امتیاز و فضایل[5] علم و حكمت[6] معرفی كرده، و نزول كتاب اخلاقی و مهم زبور را بر او، بر شمرده[7] او را با عالیترین خصلت‎ها ستوده است.
كتاب زبور مشتمل بر نصایح و مناجات و امور اخلاقی است، مزامیر زبور در كتاب عهدین، مشتمل بر 150 فصل است كه هر كدام به نام مزمور نامیده شده و سراسر آن به شكل اندرز، دعا و مناجات است.                                                در ادعيه وارد آمده يا غافر الذنب داوود ... آيا منظور از ذنب حضرت داوود همان است كه در كتاب عهد عتيق و نحوه تولد حضرت سليمان آمده است مي باشد ؟ و در ثاني طبق تعاليم اسلامي انبياء داراي عصمت از گناه هستند پس چگونه گناه حضرت را مي توان توجيه كرد .
راجع به سؤال شما درباره گناه حضرت داوود نكاتي رااشاره مي كنيم :
نكته اول : راجع به داستان داوود در منابع اسلامي اينطور آمده است : در كتاب عيون الاخبار الرضا آمده است كه – درباب مجلس رضا(عليه السلام ) نزد مأمون و مباحثه اش با ارباب ملل و مقالات – امام رضا (عليه السلام ) به ابن جهم فرمود: بگو ببينم پدران شما درباره داوود چه گفته اند ؟ ابن جهم عرضه داشت: مي گويند او در محرابش مشغول نماز بود كه ابليس به صورت مرغي در برابرش ممثل شد ، مرغي كه زيباتر از آن تصور نداشت .
پس داوود نماز خود را شكست و برخاست تا آن مرغ را بگيرد .
مرغ پريد و داوود آن را دنبال كرد ، مرغ بالاي بام رفت ، داوود هم به دنبالش به بام رفت، مرغ به داخل خانه اوريا شد، داوود به دنبالش رفت و ناگهان زني زيبا ديد كه مشغول آب تني است.
داوود عاشق زن شد و اتفاقاً همسر او يعني اوريا را قبلاً به مأموريت جنگ روانه كرده بود ، پس به امير لشكر خود نوشت كه اوريا را پيشاپيش تابوت قرار بده واو هم چنين كرد ، اما به جاي اينكه كشته شود ، بر مشركين غلبه كرد .
داوود از شنيدن قصه ناراحت شد ، دوباره به امير لشكرش نامه نوشت او را همچنان جلو تابوت قرار بده ! امير چنان كرد و اوريا كشته شد ، و داوود با همسر وي ازدواج كرد .
راوي مي گويد : حضرت رضا (عليه السلام ) دست به پيشاني خود زد و فرمود انا لله و انا اليه راجعون آيا به يكي از انبياء خدا نسبت مي دهيد كه نماز را سبك شمرده و آن را شكست ، و به دنبال مرغ به خانه مردم در آمده ، به زن مردم نگاه كرده و عاشق شده و شوهر او را متعمدا كشته است ؟ ابن جهم پرسيد : يابن رسول الله پس گناه داوود در داستان دو متخاصم چه بود ؟ فرمود واي برتو خطاي داوود از اين قرار بود كه او در دل خود گمان كرد كه خدا هيچ خلقتي داناتر از او نيافريده ، خداي تعالي (براي تربيت او ، و دور نگه داشتن او از عجب ) دو فرشته نزد وي فرستاد تا از ديوار محرابش بالا روند ، يكي گفت ما دو خصم هستيم كه يكي به ديگري ستم كرده ، تو بين ما به حق داوري كن و از راه حق منحرف مشو ، و ما را به راه عدل رهنمون كن .
اين آقا برادر من نودو نه ميش دارد و من يك ميش دارم ، به من مي گويد اين يك ميش خودت را در اختيار من بگذار و اين سخن را طوري مي گويد كه مرا زبون مي كند ، داوود بدون اينكه از طرف مقابل بپرسد : تو چه مي گويي ؟ و يا از مدعي مطالبه شاهد كند در قضاوت عجله كرد وعليه آن طرف و به نفع صاحب يك ميش حكم كرد ، و گفت : او كه از تو مي خواهد يك ميشت را هم در اختيارش بگذاري به تو ظلم كرده .
خطاي داوود در همين بوده كه از رسم داوري تجاوز كرده ، نه آنكه شما مي گوييد ، مگر نشنيده اي كه خداي عزوجل مي فرمايد: يا داوود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق ... .
ابن جهم عرضه داشت : يابن رسول الله پس داستان داوود با اوريا چه بوده؟ حضرت رضا (عليه السلام ) فرمود : درعصر داوود حكم چنين بود كه اگر زني شوهرش مي مرد و يا كشته مي شد ، ديگر حق نداشت شوهري ديگر اختيار كند ، و اولين كسي كه خدا اين حكم را برايش برداشت و به او اجازه داد تا با زن و شوهر مرده ازدواج كند ، داوود (عليه السلام ) بود كه با همسر اوريا بعد از كشته شدن او و گذشتن عده ازدواج كرد ، و اين بر مردم آن روز گران آمد .
و در امالي صدوق به سند خود از امام صادق (عليه السلام )روايت كرده كه به علقمه فرمود : انسان نمي تواند رضايت همه مردم را به دست آورد و نيز نمي تواند زبان آنان را كنترل كند همين مردم بودند كه به داوود (عليه السلام ) نسبت دادند كه : مرغي را دنبال كرد تا جايي كه نگاهش به همسر اوريا افتاد و عاشق او شد و براي رسيدن به آن زن ، اوريا را به جنگ فرستاد ، آن هم در پيشاپيش تابوت قرارش داد تا كشته شود ، و او بتواند با همسري ازدواج كند ... .
نكته دوم : درباره قضاوت حضرت داوود (عليه السلام ) و اثبات عصمت ايشان چند نكته را مي توان مطرح كرد : 1- از خصوصيات اين داستان چنين برمي آيد كه واقعه فوق يك امر عادي نبوده است به جهت اين كه اولاً: دو نفراز راه طبيعي بر داوود وارد نشده بودند و ثانياً : از طرفي داوود فوراً بعد از قضاوت به امتحاني بودن حادثه پي برد ودر حكم خود تجديد نظر كرده و توبه نمود و ثالثاً : به تعبير علامه طباطبايي از جمله فاحكم بين الناس بالحق و لاتتبع الهوي بر مي آيد كه خداي تعالي با آزمون او از اين راه مي خواسته آداب داوري را به وي بياموزد (1) بنابراين بايد گفت واقعه جز امتحان حضرت داوود چيز ديگري نبود .
2- اين كه چگونه داوود جانب مدعي را گرفت بدون اين كه از او بينه بخواهد يا به حرف طرف مقابل گوش فرا بدهد با اينكه ايشان از خطا معصوم بوده است ، ميان مفسران جوابهاي ذيل را مي توان دريافت : الف – فهم و درك علامه طباطبايي از خصوصيات وقوع حادثه ، كه بيانش گذشت چنين است كه : پديده فوق براي داوود در عالم تمثل بوده است . يعني مانند حالت خواب ، افرادي را اين چنين ديده و بينشان قضاوت فرموده است . روشن است كه عالم تمثل بوده است . يعني مانند حالت خواب افرادي را اين چنين ديده و بينشان قضاوت فرموده است . روشن است كه عالم تمثل مانند خواب محل تكليف نيست . ظرف تكليف تنها در عالم بيداري و عالم ماده ي است و در چنين عالمي هم حادثه فوق اتفاق نيافتاده است. پس خطاي او خطاي در عالم تمثل بوده كه گفتيم در آنجا تكليف نيست . آنگاه علامه اضافه مي نمايند كه استغفار و توبه آن عالم هم مانند خطاي در آن و در خور آن است يعني هم چنانكه مثلاً وقوع توبه از جانب آدم (عليه السلام ) در زماني صورت گرفت كه هنوز وي در عالم بهشت بود گر چه ديگر آن موقعيت را نداشت، داوود هم در همان عالم تمثل توبه و استغفار نمود و هر دو عالم جاي تكليف نمي باشد. بنابراين خطاي در تكليف اساساً صورت نگرفته است (2)
ب- برخي نيز گفته اند : ناديده گرفتن پاسخ طرف ديگر گناهي نبود كه با عصمت انبياء مخالفت داشته باشد ، بلكه راي داوود نوعي قضيه شرطيه و بر فرض صحت سخن شاكي بود و هر پرسشي را كه فردي طرح كند مي توان به صورت قضيه مشروط به آن پاسخ داد يعني گفته شود « اگر آنچه مي گوييد درست باشد ، پاسخ آن چنين است شبيه اين مسأله را در پاسخ به استفتائات مردم از سوي مراجع عظام تقليد به وفور مي توان يافت . گواه بر اينكه داوود در اين جاگناهي سر نزده ، اين است كه قرآن او را پس از چنين داوري به داشتن مقام والا و سرانجام نيكو ياد كرده ، و سپس فرمان مي دهد ميان مردم به عنوان خليفه خدا داوري كند (3)
ج – بعضي ديگر گفته اند : اساساً معناي عصمت اين نيست كه شخص معصوم وراي طبيعتي ويژه باشد غير از آن طبيعتي كه در همه مردم است . بلكه معناي آن اين است كه خداوند معصوم را مورد لطف قرار داده واو را به حال خود رها نمي كند . از اين رو هنگامي كه انساني با حسن ظاهر بخواهد او را خدعه كند خداوند او را حقيقت قضيه راهنمايي مي كند پيش از آنكه در دام خدعه وارد گردد . داستان داوود هم اينگونه بوده است چرا كه دارنده يك گوسفند خواست با اسلوب خاصي شفقت و رحمت داوود را براي خود جلب بكند اما خداوند قبل از تنفيذ حكم حقيقت واقعه را براي وي الهام نمود و داوود در حكم خود استغفار كرد. استغفاري كه به نوعي عبادت و نشانه تواضع در پيشگاه خداوند محسوب مي شود (4)
د- برخي نيز گفته اند : تنها كاري كه از حضرت داوود سر زد يك ترك اولي بود و آن عجله در قضاوت بود ، ولي نه عجله اي كه بر خلاف واجبات موازين قضا باشد . زيرا براي قاضي مستحب است حداكثر دقت را به خرج دهد اگر حداكثر را رها كند و به حد متوسط و حداقل لازم قناعت كند ترك اولي كرده است بنابراين حادثه فوق را مي توان بر ترك افضل واولي حمل كرد .چنين چيزي با عصمت تنافي ندارد، از همين رو با مقاماتي كه عصمت لازمه آن است نيز مانند امامت و نبوت منافاتي ندارد ، هر چند اجتناب ترك اولي مرتبه بالاتري از عصمت است كه شرط لازم نبوت و امامت نيست . افزون بر آن ، بهترين دليل براي اينكه از داوود در اينجا گناهي سر نزده جمله اي است كه درذيل همين آيات آمده كه ترجمه آن اين است : او نزد ما تقدم و منزلت والايي دارد و آينده اي نيك (5)
3- پاسخ بخش دوم هم اين است كه اساساً وقتي ثابت شد كه عمل انجام شده از طرف داوود گناه و خطايي نبوده است و مقام و موقعيتي كه قبلاً داشته باز همچنان نزد خداوند تعالي محفوظ است ، معلوم مي شود كه علاوه برمقام نبوت حتي مي تواند با درجه اي كه پيش خداوند دارد مقام امامت هم دارا باشد. به جهت اينكه اولاً براساس گفته علامه طباطبايي آن واقعه جنبه امتحاني در عالم داوود از مرحله آزمون با پيروزي و موفقيت بيرون آمد و شايستگي خود را براي حكومت و حتي داوري نشان داد .
نتيجه اينكه در واقع از داوود امر قبيحي سر نزده تا بحث بكنيم از اينكه آيا آن به مقام نبوت و امامت ضرري مي رساند يا نه ؟
منابع         :
1- ترجمه تفسيرالميزان ، علامه طباطبايي ، ج 17، ص 205.
2- همان ، ج 1، ص 178 و ج 17، ص 306.
3- منشور جاويد ، سبحاني ،جعفر ، ج 12،ص 257.
4- الكاشف ، محمد جواد مغينه ، ج 6، ص 374.
5- مفاتيح الغيب ، فخر رازي ، ج 26، ص 194 و پيام قرآن ، مكارم شيرازي ،ج 7، ص 132.
معرفي كتاب جهت مطالعه:
1- ترجمه تفسير الميزان، ج 7، ص 300 به بعد.
2- داستانهايي از قرآن و انبياء در الميزان ، حسين فعال عراقي – نشر سبحان .

  
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. كامل ابن اثیر، ج 1، ص 76 تا 78؛ بحار، ج 14، ص 14 و 15.
[2]. بحار،‌ج 14، ص 14 و 15.
[3]. تفسیر فخر رازی، ج 26، ص 183 (با استفاده از آیات 17 تا 19 صاد).
[4]. سوره ص، آیه 30 و 26.
[5]. سبأ، 26.
[6]. نمل، 15.
[7]. اسراء، 55؛ نساء، 163. این كتاب در شب 28 رمضان به آن حضرت نازل شد (بحار، ج 4، ص 33).