تدبر
مام علی (ع) :
آگاه باشيد که هيچ خيري در تلاوتي که در آن تدبّر نباشد نيست؛ آگاه باشيد که هيچ خيري در عبادتي که در آن معرفت اندوزي نباشد نيست.
بسا روزه داري که بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزهداري خود ندارد و بسا شب زنده داري که از شب زندهداري چيزي جز رنج و بي خوابي به دست نياورد! خوشا خواب زيرکان و افطارشان!
بحارالانوار ۹۲/۲۱۱
ز سرّ غيب کس آگاه نيست قصه مخوان.
کدام محرم دل ره درين حرم دارد.
هر ساله، با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان جامعه اسلامي ما توجه ويژه اي به قرآن مبذول مي دارد. «لکل شيء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان» [۱] از تلاوت آيات وحي تا شرکت در جلسات ختم قرآن. رسانه هاي عمومي هم تلاش مي کنند با پخش برنامه هاي قرآني در اين اقبال فراگير سهيم شده و با پخش جلسات و محافل قرآني شور و نشاط بيشتري را در بين مردم ايجاد نمايند. تمام اين برنامه هاي مذکور خوب و مفيد است و اميد است که تلاش همه کساني که به هر نحوي در مسير قرآن گام بر مي دارند، و در خدمت کتاب آسماني هستند، در درگاه حضرت احديت مأجور و سبب تقرب باشد.
با اين حال همواره جاي تامل در کارها وجود دارد و چه بسا ما بتوانيم با آسيب شناسي صحيح از اوقاتي که در محضر قرآن به سر مي بريم استفاده بيشتري بنماييم. چه ماه رمضان هايي که گذشت و ما در عين اينکه قرآن خوانديم و احيانا موفق به چند بار ختم کردن کتاب الهي هم شديم، اما بهره لازم را نبرديم؛ دلمان به نور قرآن روشن نشد و از هدايتش طرفي نبستيم. شياطين دوباره پس از ماه رمضان به سراغ ما آمدند و غفلت ها و کدورت هاي باطني ادامه يافت. چرا؟ آيا تا کنون از خود پرسيديم که واقعا چرا چنين مي شود؟
مشکل اساسي ما اينست که قرآن مي خوانيم اما آداب تلاوت را رعايت نمي کنيم. مقصودم آداب تجويد و صوت و لحن نيست که آن نيز در جاي خود ارزشمند است، بلکه منظورم آدابي است که رعايت آنها باعث نتيجه بخش شدن تلاوت قرآن مي شود. مسلما در اين يادداشت کوتاه.
مجالي براي مطرح ساختن بحث به صورت تفصيلي نيست و لذا به ذکر دو ادب اکتفا مي نماييم. يکي بحث تدبّر در قرآن است و ديگري بحث طهارت.
قرآن کريم صريحا مي فرمايد: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيكَ مُبَارَكٌ لِّيدَّبَّرُوا آياتِهِ وَلِيتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» [۲]؛ [اين] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کردهايم تا در [باره] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند؛ و نيز مي فرمايد: «أَفَلَا يتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» [۳] يعني: آيا به آيات قرآن نمىانديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟
از امام اميرالمۆمنين عليه السلام روايت داريم که مي فرمايند: «الا لا خير في قرائة ليس فيها تدبّر، الا لا خير في عبادة ليس فيها تفقه» [۴]؛ آگاه باشيد که هيچ خيري در تلاوتي که در آن تدبّر نباشد نيست؛ آگاه باشيد که هيچ خيري در عبادتي که در آن معرفت اندوزي نباشد نيست.
اين يک اصل است که در عبادات بايد مورد توجه قرار گيرد. خود حضرت درباره روزه و شب زنده داري غافلانه، فرمايش جالبي دارند که تطبيقي بر اصل مذکور است و با اين ايام هم مناسبت دارد. مي فرمايند: «کم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظمآء و کم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاکياس و افطارهم! » [۵] يعني:
«بسا روزه داري که بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزهداري خود ندارد و بسا شب زنده داري که از شب زندهداري چيزي جز رنج و بي خوابي به دست نياورد! خوشا خواب زيرکان و افطارشان!».
مسلما مراد امام اين نيست که زيرکان شب زنده داري نمي کنند و تمام شب را مي خوابند و يا اينکه اصلا روزه نمي گيرند، مقصود حضرت مقايسه ميان گروهي است که از روي غفلت عبادت مي کنند و گروهي که اعمال خود را با توجه و معرفت انجام مي دهند. چه بسا زيرکي به قصد قربت الهي استراحت کند و غذا بخورد مثلا به اين نيت که توانايي انجام وظايف اسلامي و خدمت به خلق خدا را پيدا کند. اينجاست که استراحت او و غذا خوردن او ارزشمند مي شود و بر اساس اين روايت شريف از روزه و شب بيداري غافلان برتر مي باشد.
بسياري از ما متاسفانه فقط براي ثواب قرآن را مي خوانيم و توجه نداريم که هدف از نزول قرآن چيست. از خود نمي پرسيم که اساسا چرا اينقدر ثواب براي تلاوت قرآن وجود دارد؟ چرا اينقدر پيامبر اسلام و اهل بيت ايشان روي تلاوت قرآن تاکيد کرده اند؟ از مطالبي که نقل کرديم معلوم مي شود که تدبّر در قرآن يکي از آداب مهم براي بهره بردن از نورانيت اين گنجينه الهي است.
اما تدبّر چيست. تدبّر عبارتست از اينکه ما دنبال يک چيز را بگيريم. [۶].
پيگير آن باشيم. پيامدها و نتايجش را در نظر بگيريم. تدبّر در قرآن اين است که هنگامي که آيات الهي را تلاوت مي کنيم ببينيم پيام آنها چيست. ما را به کجا مي خواهد برساند. تدبّر قرآن اين است که جاي خودمان را در بحث قرآن پيدا کنيم و مسير خود را دنبال کنيم. آيا از ابراريم يا از فجار. آيا از متقين هستيم يا فاسقين.
قرآن به گروهي نويد مي دهد و به دسته اي بيم. دسته اي را رحمت مي کند و قومي را لعنت. نکند که ما در زمره افرادي باشيم که قرآن مي خوانند اما از آن بهره نمي برند. روايت است که چه بسا کسي که قرآن مي خواند اما قرآن او را لعنت مي کند! «رب تال القرآن و القرآن يلعنه» [۷] تدبّر اين است که فقط به چهره و ظاهر نگاه نکنيم بلکه به پشت و باطن توجه کنيم.
ادب دوم در تلاوت قرآن، مسأله طهارت است. مقصودم داشتن وضو و غسل نيست که البته آنها لازم هستند. بلکه مقصودم تحصيل طهارت باطن است. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لَّا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»؛ [۸] يعني: که اين [پيام] قطعاً قرآنى است ارجمند، در کتابي کتابي نهفته. که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند. طهارت باطني مراتب و مراحلي دارد که مسلما گام اول براي تحصيل آن ترک گناهان است. «إِنَّمَا يتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ [۹]» يعني: خدا فقط از تقوا پيشگان مىپذيرد.
بدون رعايت تقواي الهي، ادعاي داشتن طهارت سخني نا مقبول است و گزاف. مراقب باشيم که فريب حالات خوشي را که احيانا در هنگام برخورد با آيات الهي به دست مي آوريم نخوريم. بدون طهارت روحاني اين حالات تداوم نخواهد داشت. اين بحث نيازمند توضيحات بيشتري است که در اين مختصر نمي گنجد.
خدا به همه ما توفيق استفاده از قرآن را مرحمت فرمايد؛ و ما را با قرآن محشور فرمايد.
تحصيل عشق و رندي، آسان نمود اول.
آخر بسوخت جانم، در کسب اين فضائل.
گفتم که کي ببخشي، بر جان ناتوانم.
گفت آن زمان که نبود جان در ميانه حائل.
و الحمد لله رب العالمين-
پي نوشت ها:
[۱] - الکافي ۲/۶۳۰ از امام باقر (عليه السلام).
[۲] -ص ۲۹- ترجمه تمام آيات در اين مقاله از مرحوم فولادوند است.
[۳] - محمد ۲۴
[۴] - بحارالانوار ۹۲/۲۱۱
[۵] - نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵ ترجمه از مرحوم دشتي است.
[۶] - مفردات راغب اصفهاني ۳۰۷: التَّدْبِيرُ: التفکر في دبر الأمور. در مجمع البحرين ۳/۲۹۹ مي نويسد: لتَّدْبِيرُ في الأمر: أن تنظر إلى ما يئول إليه عاقبته؛ و تدبّر الأمر: التفکر فيه؛ و الدُّبُر: المخرج دون الأليين؛ و الفرق بين التدبّر و التفکر- على ما قيل- هو أن التدبّر تصرف القلب بالنظر في العواقب و التَّفَکر تصرف القلب في النظر بالدلائل
[۷] - بحارالانوار ۸۹/۱۶۴ از پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله).
[۸] - واقعه ۷۹-۷۷
[۹] - مائده ۲۷.
نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵