روضه حضرت فاطمه س
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله نور
السلام علیک یا محمد ابن علی ایها التقی الجواد یابن رسول الله
مأمون یکی از زیرک ترین و سیاس ترین خلفای بنی عباس بود. از هر راهی برای محدود نمود ن امام هشتم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام اقدام نمود. آخرین حربه مأمون اجبار امام هشتم به ترک مدینه رسول الله و فریب افکار عمومی جامعه حتی خواص شیعه بود. با دادن پیشنهاد خلافت و در نهایت تحمیل ولایت عهدی به ایشان متاسفانه تا حدود بسیار زیادی توانست با این حیله مانع حرکت و جنبش های شیعی شودو آنها را از تهاجم به حکومت عباسی باز دارد. از طرفی خاطرش از سادات علوی آسوده شود که دست به قیام و شورش نزنند.
با انتقال اجباری امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو مرکز خلافت مامون به بخش عمده ای از اهداف خویش دست پیدا نمود. و از طرفی با راه اندازی نهضت ترجمه تلاش نمود هر چه بیشتر اندیشه های ناب شیعی را به حاشیه براند. وبا راه اندازی جلسات مناظره تلاش نمود که امام رضا علیه السلام را مغلوب نماید ولی تلاش هایش در این زمینه با شکست مواجه شد.
حکومت عباسیان که با فریب و نیرنگ مردمی که از ظلم بنی امیه به ستوه آمده بودندو با شعا ر الرضا من آل محمد مردم را با خود همراه نمودند. در واقع گرگی بودند که در لباس گوسفند قرار گرفتندو در پشت چهره نفاق پنهان شدند. ما مون در جلسات عمومی و قتی که امام رضا علیه السلام به مجلسشان وارد می شدند از کرسی خود پائین می آمدو به استقبال امام می رفت و امام علیه السلام را در آغوش می گرفت و میان دیدگان امام را می بوسیدندو پسر عم پسرعم خوش آمدید راه می انداخت.
با این حال نتوانست عظمت و شکوه معنوی امام را تحمل نمایدو در نهایت در برگشت از مرو برا ی رفتن به سوی بغداد امام را در طوس به شهادت رساندو در مشهد دفن نمود.
بعد از غلبه مامون بر برادرش امین و استقرار حکومت مامون در بغداد خلیفه برای جلب رضایت بنی عباس لباس مرسوم خاندان بنی عباس که همان لباس وعمامه سیاه بود بر تن نمود. و نسبت به استقرار حکومت خویش اهتمام ورزید.
برای اطمینان از اینکه جانشین امام رضا امام محمد ابن علی جواد الائمه را به قول خودش در دامن خودش تربیت نماید . ایشان را از مدینه به بغداد فرا خواند. تلاش نمود که با چشاندن طعم فضای در باری به ایشان به خیال خام خودش امام را از معنویت تهی نمایدو در آخرین حربه با تزویج دخترش ام الفضل به ایشان جاسوسی همیشگی به خانه امام جواد علیه السلام فرستاد
با این امید واهی که از نسل امام جواد و دخترش ام الفضل فرندانی متولد شوند و در واقع خلیفه پدر بزرگ امامان آینده محسوب شود.عجیب است این تفکر پوچ به تفکر ابی بکر می ماند وقتی دخترش عایشه را به تزویج رسول الله در آورد که شاید فرزندان و در واقع جانشینان رسول الله از نسل ,عایشه باشند. و مکرو مکرالله والله خیر الماکرین
هوش وذکاوت علم و دانش و بصیرت الهی امام جواد علیه السلام آنهم در دوران به ظاهر کودکی و نوجوانی شعله های کینه مامون و متوکل جانشین بعدی مامون را شعله ور تر نمودو در نهایت با همدستی ام الفضل امام جواد علیه السلام را در آخر ماه ذی القعده در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رساندند.
حال دل سوخته را سوخته دل داندو بس
لاله داند که چه داغی زده غم بر دل من
هرکه با همسر خود راز نهان گوید و من
چه بگویم که شده همسر من قاتل من
همسر بی وفاو خائن, امام جواد علیه السلام را مسموم نمود و درب حجره را بروی امام بست.
بسوخت از زهر جفا یت جگرم ام الفضل
همچو بسمل بتپد جان ببرم ام الفضل
بی وفا غیر وفا بود چه تقصیر مرا
که جفایت زده آتش جگرم ام الفضل
رحم کن قطره آبی برسان بر لب من
تشنگی سوخت ز پا تا بسرم ام الفضل
امام جواد در حجره ناله می زدند اما بمیرم این همسرملعونه به حضرت آب ندادند. کنیزانش را از حجره بیرون نمود که صدای العطش آقا رانشنوند.و دستور دادند که از رساندن آب به حضرت جلوگیری شود
چه شباهتهائی است بین امام جواد و جد مظلومشان آقا سید الشهدا علیه السلام و چه تفاوتهائی یا الله
امام جوادهرچه ناله زدند که یک قطره آب به من برسانید آن خبیثه ملعونه ام الفضل آبی به امام نرسانیدو امام جواد با لب تشنه به شهادت رسیدند.
آقا سید الشهدا جد مظلومشان هم درگودال قتله گاه هر چه صدا زدند دارد جگرم می سوزد آب برایم برسانید.بجای آب بسویش تیرو نیزه پرتاب نمودند. یا الله آقا را میان دو دریای آب با لب تشنه به شهادت رساندند.
اما اینجا این زن جام زهر به کام همسر جوانش ریخت.
من از بیگانگان هرگز ننالم
هر آنچه کرد با من آشنا کرد
اما امام حسین همسری مانند حضرت رباب سلام الله علیها داشت که بعد از شهادت امام حسین زیر سایه نمی رفت و می گفت عزیز زهرا را به شهادت رساندندو بدنش را زیر آفتاب سوزان در صحرا رها نمودند
اما آقا امام جواد می گویند بدن شما سه روز بر زمین ماند ولی در آخر مردم بغدا د بدن شما راگل باران نمودند.و با عزت و احترام تشیع و کنار جد مظلومتان آقا موسی ابن جعفر علیه السلام دفن نمودند.
اما بدن جد غریبتان امام حسین علیه السلام هم سه روز بلا غسل و بلا کفن در بیابان کربلا ماند در حالی که سایبانش نیزه ها و شمشیر ها بود.
شاید شما غریب تر بودید چون زینبی نبود که بیاید ودر گودال قتلگاه بدن شما را در بر بگیرد اما لایم کیومک یا ابا عبد الله
چه دید دختر بزرگ علی علیه السلام زینب کبری وقتی آمد در گودال قتله گاه ونیز ه شکسته ها وشمشیر شکسته ها را کنار زد و دست زیر بدن بی سر شما برد و فرمود أ أنت اخی!؟ وابن امی!؟ آیا تو برادر منی؟
آری بدن جد مظلومتان را خون گلویش غسل داد و کفنی از شنهای صحرای کربلا در برگرفت.و بدنش را پس از سه روز طایفه بنی اسد و نور دیده مظلومش امام سجاد آقا علی ابن الحسین علیه السلام بر بوریائی گذاشتندو دفن نمودند.
کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت زخون
تا نگویند حسین علی بی کفن است
علی لعنة الله علی القوم الظالمین
اللهم صلی علی محمدو آل محمد
پروردگارا در فرج مهدی آل محمد تعجیل بفرما
چشمان ما به نور جمالشان روشن و منور بفرما
نام ما را در ذمره شیعیان سر بازان منتظران و مبلغان حقیقی شان ثبت و ضبط بفرما
بین ما و عترت پیغمبر دردنیا وآخرت جدائی مینداز
آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان وامگذار
آمین یا رب العلمین بحق محمدوآل الطاهرین
والسلام علیکم ورجمةالله وبرکاة