حکمت 133
اقسام مردم و دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنيا گذرگاه عبور است، نه جاى ماندن، و مردم در آن دو دسته اند: يکى آن که خود را فروخت و به تباهى کشاند، و ديگرى آن که خود را خريد و آزاد کرد.
حکمت 134
حقوق دوستان
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دوست، دوست نيست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام که حضور ندارد، و پس از مرگ.
حکمت 136
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، معنوى)
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نماز، موجب نزديکى هر پارسايى به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزى زکاتى دارد، و زکات تن، روزه، و جهاد زن، نيکو شوهر دارى است.
حکمت 137
صدقه راه نزول روزى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روزى را با صدقه دادن فرود آوريد.
حکمت 138
نقش يا دانش الهى در انفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن که پاداش الهى را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است.
حکمت 140
قناعت و بينيازى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: آن که ميانه روى کند تهيدست نخواهد شد.
حکمت 141
راه آسايش
(اجتماعى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند يکى از دو آسايش است.
حکمت 142
دوستي ها و خردمندى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دوستى کردن نيمى از خردمندى است.
حکمت 143
غمها و پيرى زودرس
(اخلاقى، بهداشت روانى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اندوه خوردن، نيمى از پيرى است.
حکمت 144
تناسب بردبارى با مصيبتها
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: صبر به اندازه مصيبت فرود آيد، و آن که در مصيبت بي تاب بر رانش زند، اجرش نابود مي گردد.
حکمت 146
ارزش دعا، صدقه و زکات دادن
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ايمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاهداريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد.
حکمت 147
(علمى، اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (کميل بن زياد مي گويد: امام دست مرا گرفت، و به سوى قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردى کشيد و فرمود) اى کميل بن زياد اين قلبها بسان ظرفهايى هستند، که بهترين آنها، فراگيرترين آنهاست، پس آنچه را مي گويم نگاهدار:
1- اقسام مردم (مردم شناسى
مردم سه دسته اند، دانشمند الهى، و آموزنده اى بر راه رستگارى، و پشّه هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدايى مي روند، و با وزش هر بادى حرکت مي کنند، نه از روشنايى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند.
2- ارزشهاى والاى دانش
اى کميل: دانش بهتر از مال است، زيرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو بايد نگهبان باشى ، مال با بخشش کاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد، و مقام و شخصيّتى که با مال به دست آمده با نابودى مال، نابود مي گردد. اى کميل بن زياد شناخت علم راستين (علم الهى) آيينى است که با آن پاداش داده مي شود، و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مي کند، و پس از مرگ، نام نيکو به يادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمانبر است.
3- ارزش دانشمندان
اى کميل ثروت اندوزان بى تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده اند، امّا دانشمندان، تا دنيا برقرار است زنده اند، بدنهايشان گرچه در زمين پنهان امّا ياد آنان در دلها هميشه زنده است.
4- اقسام دانش پژوهان
بدان که در اينجا (اشاره به سينه مبارک کرد) دانش فراوانى انباشته است، اى کاش کسانى را مي يافتم که مي توانستند آن را بياموزند آرى تيز هوشانى مي يابم امّا مورد اعتماد نمي باشند، دين را وسيله دنيا قرار داده، و با نعمتهاى خدا بر بندگان، و با برهانهاى الهى بر دوستان خدا فخر مي فروشند. يا گروهى که تسليم حاملان حق مي باشند امّا ژرف انديشى لازم را در شناخت حقيقت ندارند، که با اوّلين شبه هاى، شک و ترديد در دلشان ريشه مي زند پس نه آنها، و نه اينها، سزاوار آموختن دانشهاى فراوان من نمي باشند. يا فرد ديگرى که سخت در پى لذّت بوده، و اختيار خود را به شهوت داده است، يا آن که در ثروت اندوزى حرص مي ورزد، هيچ کدام از آنان نمي توانند از دين پاسدارى کنند، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند، و چنين است که دانش با مرگ دارندگان دانش مي ميرد.
5- ويژگي هاى رهبران الهى
آرى خداوند زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نيست، که براى خدا با برهان روشن قيام کند، يا آشکار و شناخته شده، يا بيمناک و پنهان، تا حجّت خدا باطل نشود، و نشانه هايشان از ميان نرود. تعدادشان چقدر و در کجا هستند به خدا سوگند که تعدادشان اندک ولى نزد خدا بزرگ مقدارند، که خدا به وسيله آنان حجّتها و نشانه هاى خود را نگاه مي دارد، تا به کسانى که همانندشان هستند بسپارد، و در دلهاى آنان بکارد، آنان که دانش، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده، و روح يقين را دريافته اند، که آنچه را خوشگذارانها دشوار مي شمارند، آسان گرفتند، و با آنچه که ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند. در دنيا با بدنهايى زندگى مي کنند، که ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت کنندگان مردم به دين خدايند. آه، آه، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم کميل هر گاه خواستى باز گرد.
حکمت 148
نقش سخن در شناخت انسان (رفتار شناسى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انسان زير زبان خود پنهان است.
حکمت 149
ضرورت خودشناسى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نابود شد کسى که ارزش خود را ندانست.
حکمت 150
ضدّ ارزشها و هشدارها
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخير مي اندازد، در دنيا چونان زاهدان، سخن مي گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است، اگر نعمتها به او برسد سير نمي شود، و در محروميّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شکر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است. ديگران را پرهيز مي دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر مي کند اما خود فرمان نمي برد، نيکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود يکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشايند ساخت پافشارى دارد، اگر بيمار شود پشيمان مي شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذراني هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا اميد است اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مي خواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مي گرداند، نفس به نيروى گمان ناروا، بر او چيرگى دارد، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمي گردد. براى ديگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه که عمل کرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزيند، عبرت آموزى را طرح مي کند امّا خود عبرت نمي گيرد در پند دادن مبالغه مي کند امّا خود پند پذير نمي باشد. سخن بسيار مي گويد، امّا کردار خوب او اندک است براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مي گذرد سود را زيان، و زيان را سود مي پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست مي دهد گناه ديگرى را بزرگ مي شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک مي پندارد، طاعت ديگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ مي داند مردم را سرزنش مي کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود رياکارانه بر خورد مىکند خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حکم مىکند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حکم نخواهد کرد، ديگران را هدايت امّا خود را گمراه مي کند، ديگران از او اطاعت مي کنند، و او مخالفت مي ورزد، حق خود را به تمام مي گيرد امّا حق ديگران را به کمال نمي دهد، از غير خدا مي ترسد، امّا از پروردگار خود نمي ترسد
مي گويم: (اگر در نهج البلاغه جز اين حکمت وجود نداشت، همين يک حکمت براى اندرز دادن کافى بود اين سخن، حکمتى رسا، و عامل بينايى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب انديشه است )
حکمت 151
ضرورت آينده نگرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس را پايانى است، تلخ يا شيرين.
حکمت 152
توجه به فنا پذيرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنچه روى مي آورد، باز مي گردد، و چيزى که باز گردد گويى هرگز نبوده است
حکمت 153
صبر و پيروزى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انسان شکيبا، پيروزى را از دست نمي دهد، هر چند زمان آن طولانى شود.
حکمت 154
اهميّت نيّتها
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که از کار مردمى خشنود باشد، چونان کسى است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلى روى آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودى به کار باطل.
حکمت 158
روش برخورد با دوستان بد
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: برادرت را با احسانى که در حق او مي کنى سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.
حکمت 159
پرهيز از مواضع اتّهام
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)فرمود: کسى که خود را در جايگاه تهمت قرار داد، نبايد جز خود را نکوهش کند
حکمت 161
ارزش مشورت و پرهيز از خودمحورى
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس خود رأى شد به هلاکت رسيد، و هر کس با ديگران مشورت کرد، در عقلهاى آنان شريک شد.
حکمت 162
ضرورت راز دارى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختيار آن در دست اوست.
حکمت 163
فقر و نابودى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فقر مرگ بزرگ است
حکمت 165
پرهيز از نا فرمانى خدا
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ اطاعتى از مخلوق، در نافرمانى پروردگار روا نيست.
حکمت 167
خود پسندى و محروميّتها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خود پسندى مانع فزونى است.
حکمت 168
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آخرت نزديک، و زمان ماندن در دنيا اندک است.
حکمت 170
ضرورت ترک گناه
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ترک گناه آسانتر از در خواست توبه است.
حکمت 173
ارزش مشورتها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحيح را از خطا خوب شناسد.
حکمت 175
راه درمان ترس
(اخلاقى، علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که از چيزى مي ترسى، خود را در آن بيفکن، زيرا گاهى ترسيدن از چيزى، از خود آن سختتر است.
حکمت 178
روش نابود کردن بديها
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بدى را از سينه ديگران، با کندن آن از سينه خود، ريشه کن نما
حکمت 179
لجاجت و سستى اراده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: لجاجت تدبير را سست مي کند.
حکمت 181
ارزش دورانديشى و پرهيز از کوتاهى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)فرمود: حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است.
حکمت 182
شناخت جايگاه سخن و سکوت
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنجا که بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانکه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود.
حکمت 188
ضرورت حق گرايى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس که با حق در آويزد نابود مي گردد.
حکمت 189
ارزش صبر و خطر بي تابى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى را که شکيبايى نجات ندهد، بي تابى او را هلاک گرداند.
حکمت 191
مشکلات دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ، و ثروتى است دستخوش تاراج مصيبتها: با هر جرعه نوشيدنى، گلو رفتنى، و در هر لقمه اى، گلوگير شدنى است، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن که نعمتى از دست بدهد، و روزى به عمرش افزوده نمي گردد جز با کم شدن روزى ديگر پس ما ياران مرگيم، و جانهاى ما هدف نابوديها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم. در حالى که گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آن که آن را ويران کرده، و به اطراف پراکند
حکمت 196
عبرت آموزى از إتلاف اموال
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مالى که نابودى آن تو را پند مي دهد، از دست نرفته است.
حکمت 197
روش درمان روح (روانشناسى بالينى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اين دلها همانند تنها خسته مي شوند، براى نشاط آن به سخنان تازه حکيمانه روى بياوريد.
حکمت 201
امدادهاى الهى و حفظ انسان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: با هر انسانى دو فرشته است که او را حفظ مي کنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش ميگذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپرى نگهدارنده است.
حکمت 203
ياد مرگ و پرهيزکارى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى مردم از خدايى بترسيد که اگر سخنى گوييد مي شنود، و اگر پنهان داريد مي داند، و براى مرگى آماده باشيد، که اگر از آن فرار کنيد شما را مي يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مي گيرد، و اگر فراموشش کنيد شما را از ياد نبرد.
حکمت 205
گنجايش نامحدود ظرف علم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مي شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جاى دهى، وسعتش بيشتر ميشود.
حکمت 206
ره آورد حلم و بردبارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نخستين پاداش بردبار از بردباري اش آن که مردم در برابر نادان، پشتيبان او خواهند بود.
حکمت 208
مراحل خودسازى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: کسى که از خود حساب کشد، سود مي برد، و آن که از خود غفلت کند زيان مي بيند، و کسى که از خدا بترسد ايمن باشد، و کسى که عبرت آموزد آگاهى يابد، و آن که آگاهى يابد مي فهمد، و آن که بفهمد دانش آموخته است
حکمت 209
خبر از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنيا پس از سرکشى، به ما روى مي کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس اين آيه را خواند) «و اراده کرديم که بر مستضعفين زمين، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومتها گردانيم»
حکمت 215
اختلاف آفت انديشه
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اختلاف نابود کننده انديشه است.
حکمت 217
دگرگونى روزگار و شناخت انسانها
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيّت مردان شناخته مي شود.
حکمت 218
حسادت آفت دوستى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.
حکمت 221
آينده دردناک ستمکاران
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بدترين توشه براى قيامت، ستم بر بندگان است.
حکمت 223
حياء و عيب پوشى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که لباس حياء بپوشد، کسى عيب او را نبيند.
حکمت 224
برخى از ارزشهاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: با سکوت بسيار، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن، دوستان را فراوان کند، و با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزينه ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند، و با شکيبايى در برابر بي خرد، ياران انسان زياد گردند.
حکمت 225
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: شگفتا که حسودان از سلامتى خود غافل مانده اند .
حکمت 226
طمعورزى و خوارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: طمعکارى همواره زبون و خوار است.
حکمت 227
ارکان ايمان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از ايمان پرسيدند). ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است.
حکمت 228
ارزشها و ضدّ ارزشها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که از دنيا اندوهناک مي باشد، از قضاء الهى خشمناک است، و آن کس که از مصيبت وارد شده شکوه کند از خدا شکايت کرده، و کسى که نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه اش برابر او فروتنى کند، دو سوّم دين خود را از دست داده است و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنّم شود حتما از کسانى است که آيات الهى را بازيچه قرار داده است، و آن کس که قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهى رها نشدنى، حرصى جدا نشدنى، و آرزويى نايافتنى.
حکمت 231
تعريف عدل و إحسان
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در تفسير آيه 90 سوره نحل «خدا به عدل و احسان فرمان مي دهد» فرمود) عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است.
حکمت 232
ره آورد إنفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد.
مي گويم: (معنى سخن اين است که آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيکى انفاق مي کند، هر چند کم باشد، خداوند پاداش او را بسيار مي دهد، و منظور از «دو دست» در اينجا دو نعمت است، که امام عليه السّلام بين نعمت پروردگار، و نعمت از ناحيه انسان، را با کوتاهى و بلندى فرق گذاشته است که نعمت و بخشش از ناحيه بنده را کوتاه، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است، بدان جهت که نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا که نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمتها است، بنا بر اين تمام نعمتها به نعمتهاى خدا باز مي گردد، و از آن سرچشمه مي گيرد).
حکمت 233
پرهيز از آغازگرى در مبارزه
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام فرمود) کسى را به پيکار دعوت نکن، اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيکار تجاوزکار، و تجاوزکار شکست خورده است.
حکمت 234
تفاوت اخلاقى مردان و زنان
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشتترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمي دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مي کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مي گيرد.«»
حکمت 235
نشانه خردمندى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چيزى را در جاى خود مي نهد. (گفتند پس جاهل را تعريف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم.
(يعنى جاهل کسى که هر چيزى را در جاى خود نمي گذارد، بنا بر اين با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)
حکمت 236
زشتى دنياى حرام
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: به خدا سوگند اين دنياى شما که به انواع حرام آلوده است، در ديده من از استخوان خوکى که در دست بيمارى جذامى باشد، پستتر است
حکمت 237
اقسام عبادت
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش کردند، که اين پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است.
حکمت 238
مشکلات تشکيل خانواده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:زن و زندگى، همه اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اينکه چاره اى جز بودن با او نيست«».
حکمت 239
زشتى سستى و سخن چينى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس تن به سستى دهد، حقوق را پايمال کند، و هر کس سخن چين را پيروى کند دوستى را به نابودى کشاند.
حکمت 240
غصب و ويرانى
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است.
(اين سخن از رسول خدا نقل شده است، و اينکه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام شبيه يکديگرند جاى شگفتى نيست براى اينکه هر دو از يک جا سر چشمه گرفته و در دو ظرف ريخته شده است).
حکمت 241
آينده دردناک ستمکاران
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روزى که ستمديده از ستمکار انتقام کشد، سختتر از روزى است که ستمکار بر او ستم روا مي داشت.
حکمت 242
ارزش ترس از خداوند
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : از خدا بترس هر چند اندک، و ميان خود و خدا پرده اى قرار ده هر چند نازک
حکمت 243
روش صحيح پاسخگويى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هرگاه پاسخها همانند و زياد شد، پاسخ درست پنهان گردد.
حکمت 244
مسؤوليّت نعمتهاى الهى
(اعتقادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر کس آن را بپردازد، فزونى يابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهى کند، در خطر نابودى قرار گيرد.
حکمت 245
کاستى قدرت و کنترل شهوت
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که توانايى فزونى يابد، شهوت کاستى گيرد.
حکمت 246
هشدار از پشت کردن نعمتها
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از فرار نعمتها بپرهيزيد، زيرا هر گريخته اى باز نمي گردد.
حکمت 247
رهآورد سخاوت
اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد.
حکمت 248
تقويت خوشبيني ها
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون کسى به تو گمان نيک برد، خوشبينى او را تصديق کن.
حکمت 249
بهترين عملها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بهترين کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشى.
حکمت 250
خداشناسى در حوادث روزگار
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : خدا را از سست شدن اراده هاى قوى، گشوده شدن گره هاى دشوار، و درهم شکسته شدن تصميمها، شناختم
حکمت 251
تلخي هاى و شيريني هاى دنيا و آخرت
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تلخکامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است.
حکمت 252
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا «ايمان» را براى پاکسازى دل از شرک، و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى، و «زکات» را عامل فزونى روزى، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را براى نزديکى و همبستگى مسلمانان، و «جهاد» را براى عزّت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح توده هاى ناآگاه، و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بي خردان از زشتي ها، «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان، و «قصاص» را براى پاسدارى از خونها، و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى، و ترک «مي گسارى» را براى سلامت عقل، و دورى از «دزدى» را براى تحقّق عفّت، و ترک «زنا» را براى سلامت نسل آدمى، و ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان، و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده، و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى، و «سلام» کردن را براى امنيّت از ترسها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد.
حکمت 253
روش سوگند دادن ستمکار
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنگاه که خواستيد ستمکارى را سوگند دهيد از او بخواهيد که بگويد (از جنبش و نيروى الهى بيزار است» زيرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بيزارى، در کيفر او شتاب شود، امّا اگر در سوگند خود بگويد «به خدايى که جز او خدايى نيست» در کيفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به يگانگى ياد کرد.
حکمت 254
تلاش در انفاقهاى اقتصادى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم خودت وصىّ مال خويش باش، امروز به گونه اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.
حکمت 255
تندخويى و جنون
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تندخويى بي مورد نوعى ديوانگى است، زيرا که تندخو پشيمان مي شود، و اگر پشيمان نشد پس ديوانگى او پايدار است.
حکمت 256
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سلامت تن در دورى از حسادت است.
حکمت 257
راه شاد کردن ديگران (اخلاق خانواده)
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى کميل خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگوارى، و شبها در رفع نياز خفتگان بکوشند. سوگند به خدايى که تمام صداها را مي شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.
حکمت 258
صدقه و توانگرى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت کنيد.
حکمت 259
شناخت جايگاه وفادارى
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: وفادارى با خيانتکاران نزد خدا نوعى خيانت، و خيانت به خيانتکاران نزد خدا وفادارى است.
حکمت 260
پرهيز از مهلت دادن هاى خدا
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بسا احسان پياپى خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده پوشى خدا او را مغرور سازد، و با ستايش مردم فريب خورد، و خدا هيچ کس را همانند مهلت دادن، مورد آزمايش قرار نداد.
مي گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در کلمات گذشته آمده بود، امّا چون در اينجا عبارات زيبا و مفيدى اضافه بر گذشته وجود داشت آن را نقل کردم).
بخش حکمتهاى شگفتي آور از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام
(در اين فصل برخى از سخنان برگزيده شگفتي آور امام را مي آوريم که احتياج به تفسير و تحليل دارد).
1- روايتى از امام اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام
چون آنگونه شود، پيشواى دين قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزى گرد آيند.
(«يعسوب» يعنى بزرگ مسلمانان، و «قزع» يعنى ابرهاى پاييزى)
2- روايتى ديگر از امام سخنورى اين سخنران، زبردست ماهرى است.
(«شحشح» يعنى مهارت دارد، به کسى که خوب حرف مي زند يا خوب راه مي رود گويند، ولى در موارد ديگر «شحشح» يعنى فردى بخيل)
3- روايتى ديگر از امام پرهيز از دشمنى کردن دشمنى، رنجها و سختي هايى هلاک کننده دارد.
(«قحم» يعنى مهلکه ها، زيرا دشمنى آنان را به هلاکت مي رساند، و به معنى سختي ها نيز آمده که مي گويند «قحمة الاعراب»، يعنى روزگار سختى و گرسنگى عربها به گونهاى که اموالشان تمام مي شود، و معنى «تقحّم» همين است که مي گويند خشکسالى روستاييان را به سرزمينهاى سبز و آباد کشانده است).
4- روايتى ديگر از امام سرپرستى زنان چون زنان بالغ شوند، خويشاوندان پدرى براى سرپرستى آنان سزاوارترند.
منظور از «نصّ» آخرين درجه هر چيز است، مانند «نصّ» در سير، که به معنى آخرين مرحله توانايى مرکب است، هنگامى که مي گوييم، «نصصت الرّجل عن الآمر» آنقدر سؤال از کسى بشود که آنچه مي داند بيان کند، بنا بر اين «نصّ الحقاق» بمعنى رسيدن به مرحله بلوغ است که پايان دوره کودکى است، اين جمله از فصيحترين کنايات و شگفت آورترين آنها است، منظور امام اين است، هنگامى که زنان باين مرحله برسند «عصبه»: مردان خويشاوند پدرى که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمايت آنها سزاوارتر از مادرند، و هم چنين در انتخاب همسر براى آنها، و منظور از حقاق مخالفت و درگيرى مادر، با عصبه، در مورد اين زن است، به طورى که هر کدام به ديگرى مي گويد: من از تو احقّ هستم، گفته مي شود:«حاققته حقاقا» بمعنى رشد عقلى است، يعنى به مرحله اى برسد که حقوق و احکام در باره او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقايق، جمع «حقيقت» است. اين بود معنايى که «ابو عبيد قاسم بن سلام»«» براى اين جمله کرده است، اما نظر من اين است که منظور از «نصّ الحقاق» اين است که زن به مرحله اى برسد که جائز باشد تزويج کند، و اختياردار حقوق خود شود، اين در حقيقت تشبيه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حقّه و «حق» است به معنى شترى که سه سالش تمام و آماده بهره بردارى است. «حقائق» نيز جمع حقّه است، بنا بر اين هر دو تعبير به يک معنى باز مي گردد، هر چند معنى دوم به روش عرب شبيه تر است.
5- روايتى ديگر از امام تأثير ايمان در روح ايمان نقطه اى نورانى در قلب پديد آورد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزونى يابد.
(لمظة نقطه سياه يا سفيد است، مي گويند فرس المظ، يعنى اسبى که در لب او نقطه سپيدى باشد)
6- روايتى ديگر از امام ضرورت پرداخت زکات هر گاه انسان طلبى دارد که نمي داند وصول مي شود يا نه، پس از دريافت آن واجب است زکات آن را براى سالى که گذشته، بپردازد.
مي گويم: (بنا بر اين «دين ظنون» آن است که طلب کار نمي داند آيا مي تواند از بدهکار وصول کند يا نه گويا طلب کار در حال ظنّ و گمان است، گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى نه، اين از فصيحترين سخنان است، همچنين هر کارى که طالب آن هستى و نمي دانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود، آن را «ظنون» گويند. و گفته اعشى شاعر عرب از همين باب است، آنجا که مي گويد: «چاهى که معلوم نيست آب دارد يا نه، و از محلى که باران گير باشد دور است، نمي شود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتى و شناگر ماهر را از پا در مي آورد، قرار داد» «جدّ» چاه قديمى بيابانى را گويند، و ظنون آن است که معلوم نيست آب دارد يا نه).
7- روايتى ديگر از امام (وقتى لشکرى را در راه جنگ مشايعت مي کرد فرمود) اخلاق نظامى تا مي توانيد از زنان دورى کنيد
مى گويم: (معنى اين سخن آن که از ياد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنيد، و از نزديکى با آنان امتناع ورزيد، چه اينکه اين کار بازوان حميّت را سست، و در تصميم شما خلل ايجاد مي نمايد، و از حرکت سريع، و کوشش در جنگ باز مي دارد، هر کس که از چيزى امتناع ورزد گفته مي شود «عذب عنه» و «عازب» و «عذوب» به معنى کسى است که از خوردن و آشاميدن امتناع مي ورزد).
8- روايتى ديگر از امام اميد به پيروزى مسلمان چونان تيراندازى ماهرى است که انتظار دارد، در همان نخستين تيراندازى پيروز گردد. مي گويم: (ياسرون، کسانى هستند که با تيرها بر سر شترى مسابقه مي دهند، و فالج، يعنى چيره دست پيروز، مي گويند. قد فلج عليهم و فلجهم. يعنى بر آنان پيروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و راجز«» مي گويد: چيره دستى را ديدم که پيروز شد.)
9- روايتى ديگر از امام جهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر گاه آتش جنگ شعله مي کشيد، ما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه مي برديم، که در آن لحظه کسى از ما همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دشمن نزديکتر نبود.
(وقتى ترس از دشمن بزرگ مي نمود، و جنگ به گونه اى مي شد که گويا جنگجويان را مي خواهد در کام خود فرو برد، مسلمانان به پيامبر پناهنده مي شدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسيله او نصرت و پيروزى را بر آنان نازل فرمايد، و در سايه آن حضرت ايمن گردند، اما جمله
«اذا احمرّ البأس» کنايه از شدّت کارزار است. در اين باره سخنان متعدّدى گفته شده که بهترين آنها اينکه امام داغى جنگ را به شعله هاى سوزان آتش تشبيه کرده است، و از چيزهايى که اين نظر را تقويت مي کند، سخن پيامبر در جنگ حنين است، هنگامى که نبرد سخت شد و شمشير زدن مردم را در جنگ «هوازن» مشاهده کرد فرمود: «الآن حمى الوطيس» اکنون تنور جنگ داغ شد، «وطيس» تنور آتش است، بنا بر اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داغى و گرمى جنگ را به افروختگى و شدّت شعله ورى آتش تشبيه فرموده است).