امام علي (ع) : 1.دين شخصيت و بزرگي بخشد 2.دانش عظمت بخشد 3.خودخواهي ، سرافکندگي آورد 4.بخشش رفتار پسنديده است 5.سستي ( در همه امور ) تباهي فرصت است. 6.فروتني عظمت آورد. 7.دنيا گذرا است و آخرت پاينده است. 8.عدالت دلپذير است. 9.عقل نگهبان ( انسان ) است. غررالحکم صفحه 15
امام علي (ع) : 1.پاکدامني ، نعمت است.2.انسان فرومايه ، فريب خورده است.3.انديشه و فکر کردن انسان را هدايت ميکند.4.راستگويي رستگاري آورد و دروغگويي زشتي آورد.5.انسان بخشنده گشاده رو است.6.دروغگويي خيانت است.7.دنيا پرستي ، گمراهي آورد.8.هوس راني هلاکت آورد.9.يقين ( به خداوند ) عبادت است.10.قناعت و ميانه روي ، ثروت آورد.11.حسادت ، انسان را رنجور و بيمار کند. غررالحکم صفحه 16
امام علي (ع ): 1.تفکر کردن ، عبادت است.2.نااميدي ( از مردم ) ، آزادگي است.3.خودنمايي ( ريا ) شرک ( به خدا ) است.4.خودپسندي ، تباهي است.5.طمع ، زيان آور است.6.پيروزي با دور انديشي است.7.خواهشهاي نفساني آفت اند.8.پاکدامني ، پارسايي است. غررالحکم صفحه 17
امام علي (ع) : 1.صبر و شکيبايي ، بنياد کارهاست.2.بخشندگي ، شايسته ترين رفتار است.3.راستگويي ، ارزشمندي است و دروغگويي ، فرومايگي است.4.ترس از خدا رستگاري است.5.موفقيت ، خواست خداوند است.6.خودپسندي ، کم خردي است.7.دانش ، گنج است.8.ايمان ، رستگاري است.9.نيکوکاري ، شرافت است. غررالحکم صفحه 18
مولا علي (ع) : غضب آتشي است مشتعل ، کسي که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولين کسي است که در شعله ها ي آن خواهد سوخت . الحديث جلد 1 صفحه 1
امام علي (ع) : دنيا منزل گذران و آخرت مقر جاودان است ، فرصت را غنيمت شماريد و از گذر گاه خويش براي قرار گاه خود ، چيزي ( کار نيکي ) بگيريد و ذخيره اي بيندوزيد. الحديث جلد 1 صفحه 4
مولا علي (ع) : به چيزي که شايسته آن نيستي طمع و تمني نداشته باش . الحديث جلد 1 صفحه 9
مولا علي ( ع) : در ضمن نصايح خود به امام حسن (ع) فرمود : فرزند عزيز بپرهيز از اينکه بر آرزوهاي نفساني خويش اعتماد نمائي زيرا تکيه به آرزوها متاع مردم احمق و کم خرد است . الحديث جلد 1 صفحه 11
مولا علي (ع) : آزاد کسي است که بتواند شهوات ناروا را ترک کند . الحديث جلد 1 صفحه 14
مولا علي (ع) : بنده شهوت اسيري است که هرگز آزادي نخواهد داشت . الحديث جلد 1 صفحه 17
مولا علي (ع) : آدمي به گفتارش سنجيده مي شود و به رفتارش ارزيابي مي گردد ، چيزي بگو که کفه سخنت سنگين شود و کاري کن که قيمت رفتارت بالا رود. الحديث جلد 1 صفحه 19
مولا علي (ع) : اگر از آثار معنوي اين آيه شريف (آية الکرسي) آگاه مي بوديد در هيچ حال ، آنرا ترک نمي کرديد ، پيغمبر اکرم (ص) فرمود : آية الکرسي از گنجينه اي در زير عرش به من عطا شده است و قبل از من به هيچ پيغمبري چنين عطائي نشده است . الحديث جلد 1 صفحه 22
امام علي (ع) : هيچ عملي از انسان در پيشگاه خداوند مورد قبول واقع نمي شود ، مگر اينکه آن عمل را با خلوص انجام داده باشي . الحديث جلد 1 صفحه 29
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسين (ع) فرموده : خوشبخت و رستگار کسي است که علم و عملش ، دوستي و دشمنيش ؛ گرفتن و رها کردنش ، سخن گفتن و سکوتش ، رفتار وگفتارش تنها بر اساس رضاي الهي استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد . الحديث جلد 1 صفحه 30
مولا علي (ع) : نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام اوامر الهي وادارش سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد . الحديث جلد 1 صفحه 34
مولا علي (ع) : ناتوان ترين مردم کسي است که به اصلاح نقائص معنوي و سيئات اخلاقي خود قادر باشد و اقدام نکند . الحديث جلد 1 صفحه 36
مولا علي (ع) : اگر فرضا نه به بهشت اميدوار باشيم و نه از آتش جهنم ترسان ، ثواب و عقابي را عقيده نداشته باشيم ، باز شايسته است از پي سجاياي اخلاقي برويم زيرا اخلاق پسنديده و ملکات فاضله است که ما را در زندگي به راه رستگاري هدايت مي کند . الحديث جلد 1 صفحه 37
امام علي (ع) : پندپذيري انسان عاقل به وسيله ادب و تربيت است ، چهارپايان و حيواناتند که تنها با ضرب و زدن تربيت مي شوند . الحديث جلد 1 صفحه 48
مولاعلي (ع) در ضمن نامه خود به فرزندش امام حسن (ع) نوشت : فرزند عزيز در راه ادب آموزي تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که دل کودکانه ات سخت شود و عقلت با انديشه هاي ديگري مشغول گردد به تربيتت مبادرت نمودم و وظيفه ي پدري خود را انجام دادم. الحديث جلد1 ص51
امام علي (ع) : در کسب علم و ادب بکوشيد ، چه آنکه عالم ،عزيز وگرانقدراست ، اگرچه به خاندان بزرگي منتسب نباشد ، اگر چه فقير بي بضاعت باشد ، واگر چه جوان باشد. الحديث جلد1 ص 51
مولا علي (ع) : به کميل توصيه فرمود : در هر حالي که هستي به حق سخن بگوييد ، پرهيزگاران را دوست بداريد ، گناهکاران را ترک گوييد ، با منافقان مياميزيد و با خيانتکاران رفاقت مکن. الحديث جلد 1 ص 62
مولا علي (ع) : تکبر کردن با افراد متکبر، خود عين تواضع است. الحديث جلد 1 ص 66
علي (ع) : آنکس که شرم و حياءاش کم باشد ، اجتنابش از گناه کم خواهد بود. الحديث جلد 1 ص 72
مولا علي (ع) : شرم و حياء آدمي را از کارهاي ناپسنديده باز مي دارد. الحديث جلد 1 ص 72
مولا علي (ع) : هيچکس حيا نکند از اينکه اگر چيزي را نمي داند ياد بگيرد. مردان با ايمان چيزي را که نمي دانند با کمال صراحت مي گويند نمي دانيم ، و از اينکه به ناداني خود اعتراف نمايند حياء نمي کنند. الحديث جلد1 ص 76
مولا علي (ع) : هيچکس حيا نکند وقتي از او بپرسند چيزي را که نمي داند صريحا بگويد نمي دانم . اولياء اسلام در موارد بسياري مردم را از حياء احمقانه و وخجالت کشيدنهاي بي مورد بر حذر داشته اند. الحديث جلد 1 ص 76
مولا علي (ع) : هرکس به در آمدي که به کفاف زندگيش رسا باشد ( زندگيش بگذرد ) اکتفا کند از پريشان فکري رهيده و به دين وسيله آسايش خاطر خود را مرتب ساخته است. الحديث جلد 1 صفحه 91
مولا علي (ع) : بهترين عبادت چشم پوشي از گناه است .الحديث جلد 1 صفحه 95
مولا علي (ع) : آزادمرد کسي است که تمايلات غير مشروع خود را ترک گويد. الحديث جلد 1 صفحه 96
مولا علي (ع) : با مخاطب خويش پسنديده و مودب سخن بگوييد تا او نيز به شما با احترام جواب گويد. الحديث جلد 3 صفحه 64
مولا علي (ع) به مالک اشتر توصيه فرمود : از عهد شکني بر حذر باش ، خلف وعده و نقض پيمان باعث خشم خداوند و مردم است. الحديث جلد 3 صفحه 69
مولا علي (ع) : در خردسالي علم بياموزيد تا در بزرگسالي به برتري و سيادت نائل آييد. الحديث جلد 3 صفحه 91
مولا علي (ع) : هيچ پدري به فرزندش تفضل و بخشش ننموده است که عاليتر و شريفتر از تربيت خوب باشد. الحديث جلد 3 صفحه 93
مولا علي (ع) : با تحمل رنجهاي سخت و زحمتهاي سنگين ، آدمي به پايه هاي بلند زندگي و آسايش دائمي نائل مي شود. الحديث جلد 3 صفحه 96
مولا علي (ع) : مردم اجتماع دو گروهند : 1 گروه اول کساني هستند که در تحصيل دانش مدارجي را پيمودند و عالمند ، گروه دوم کساني هستند که مشغول تحصيل علم هستند و اگر جزو اين دو گروه نباشيد وحشيان حيوان صفتيد . الحديث جلد 3 صفحه 3
مولا علي (ع) : بهترين مطالبي که شايسته است جوانان ياد گيرند چيزهايي است که در بزرگسالي مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعي از آموخته هاي دوران جواني خود استفاده نمايند . الحديث جلد 3 صفحه 4
مولا علي (ع) : درباره ارزش علم و تفاوت افراد عالم و غيرعالم فرموده است: كاش ميدانستم كسي كه از علم بينصيب مانده چه چيز به دست آورده است، و آن كس كه از علم بهرهمند شده چه چيز به دست نياورده است. الحديث جلد 2 صفحه 1
مولا علي (ع) : هر علمي كه مورد تأييد و امضاي عقل نباشد ، گمراهي و ضلالت است. الحديث جلد 2 صفحه 5
مولا علي (ع) : چه بسا مردم عالمي كه علمشان باعث قتل و نابودي آنان شد. الحديث جلد 2 صفحه 6
مولا علي (ع) : تجربههاي زندگي ، دانش مفيد و ثمربخشي است. الحديث جلد 2 صفحه 7
مولا علي (ع) : كسي كه در آموختههاي خود بسيار بينديشد ، دانش خود را استوار ساخته و به فهم مطالبي كه نميفهمد ، نائل ميگردد. الحديث جلد 2 صفحه 9
مولا علي(ع) : بهترين مطالبي كه شايسته است جوانان ياد بگيرند ، چيزهايي است كه در بزرگسالي مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعي از آموختههاي دوران جواني خود استفاده نمايند. الحديث جلد 2 صفحه 15
مولا علي (ع) : مرد با ايماني را مخاطب ساخت و فرمود: علم و ادب ارزش وجود تو است. در تحصيل علم كوشش نما، چه به هر مقداري كه بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و قيمتت افزايش مييابد. الحديث جلد 2 صفحه 18
مولا علي (ع) : عادت بد ، دشمني است كه با قدرت بر صاحبش حكومت ميكند. الحديث جلد 2 صفحه 19
مولا علي (ع) : دشمنترين دشمنان آدمي غضب و شهوت او است. آن كس كه بتواند اين دو غريزه سركش را مهار كند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظيمي دارد و ميتواند به اوج انسانيت برسد. الحديث جلد 2 صفحه 19
مولا علي (ع) : هزار دوست و همنشين بسيار نيست ، ولي يك دشمن براي آدمي البته زياد است. الحديث جلد 2 صفحه 22
مولا علي (ع) : حسد جسم را فرتوت و فاني ميكند و كينهتوزي آدمي را افسرده ميكند و سرانجام همه چيزش را بر باد ميدهد. الحديث جلد 2 صفحه 23
مردي به نام «جميل» ساليان دراز منشي دربار ساسانيان بود. او عصر علي (ع) را درك كرد و در ايام حكومت آن حضرت سخت فرسوده و پير شده بود. موقعي كه اميرالمومنين علي (ع) به نهروان آمد و از حال جميل پرسش فرمود: گفتند در قيد حيات است. دستور داد احضارش كنند. وقتي شرفياب شد، حضرت در اولين برخورد ديد كه هوش و حواس و ذهن پيرمرد سالم است و تنها چشم خود را از دست داده است. از او سؤال كرد: اي جميل؛ شايسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: بايد دوستانش كم باشد و دشمنانش بسيار. فرمود: اي جميل؛ سخن تازه و بيسابقهاي ميگويي. همه مردم در اين نظريه متفقند كه داشتن دوست زياد بهتر است. عرض كرد: مطلب آن طور نيست كه گمان كردهاند و سپس توضيح داد كه: دوستان زياد وقتي به انجام حاجت (كار) آدمي دست ميزنند آن طور كه بايد و شايد به انجام وظيفه قيام نميكنند و نتيجه معكوس عايد ميگردد. مثل آن كه زيادي كشتيبان باعث غرق كشتي ميشود. حضرت فرمود: اين كه ميگويي صحيح است، چه آن كه من آن را آزمايش كردهام. پس از آن، حضرت فرمود: بسياري دشمن چه فايده دارد؟ جواب داد: وقتي دشمنان انسان زياد باشند، آدمي همواره مراقب كارهاي خويشتن است، ميكوشد تا سخني نگويد كه از وي خرده بگيرند، يا لغزشي از او بروز نكند تا مورد مؤاخذه واقع شود و بر اثر مراقبتها و دقتهاي پيگير براي هميشه از خطا و لغزش مصون خواهد ماند. علي (ع) گفته پيرمرد را پسنديد و نيكو شمرد و مورد تأييدش قرار داد. الحديث جلد 2 صفحه 24
مولا علي (ع) : جسم آدمي شش حالت دارد : سلامت و مرض، مرگ و حيات، خواب و بيداري، جان آدمي نيز داراي اين شش حالت است: حيات جان علم است و مرگش جهل، مرض جان شك و ترديد است و سلامتش يقين، خواب جان غفلت و بيخبري است و بيداريش حفظ و مراقبت است. الحديث جلد 2 صفحه 30
مولا علي (ع) : چه نزديك است دنيا را، گذران و رفتن و چه نزديك است جواني را، پيري و درهمشكستن. الحديث جلد 2 صفحه 33
مولا علي (ع) : به حضرت حسين (ع) در ضمن وصاياي خود فرموده است : كسي كه نسبت به مردم تكبر نمايد ذليل و خوار خواهد شد. الحديث جلد 2 صفحه 57
مولا علي (ع) : گدايي طوق ذلتي است كه عزت را از عزيزان و شرافت خانوادگي را از شريفان سلب ميكند. الحديث جلد 2 صفحه 63
مولا علي (ع) : مرگ، بر زندگي آميخته به پستي و خواري ترجيح دارد. الحديث جلد 2 صفحه 66
مولا علي (ع) : مردم از ترس خواري به سوي ذلت و خواري ميشتابند و با اينكار، پستي و حقارت خويش را افزايش ميدهند. الحديث جلد 2 صفحه 71
مولا علي (ع) : ننگ رسوايي، شيريني لذت را تيره و تار ميسازد. الحديث جلد 2 صفحه 83
مولا علي (ع) : كسي كه اندرز و نصيحت را بپذيرد از رسوايي مصون خواهد ماند. الحديث جلد 2 صفحه 83
مولا علي (ع) : كسي كه رفيق احمق دارد همواره در رنج و ناراحتي است. الحديث جلد 2 صفحه 90
مولا علي (ع) : پيوند دوستي را با برادران ديني خود محكم سازيد كه آنان ذخائر دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيدهايد كه خداوند در قرآن شريف به تأثر گمراهان در قيامت اشاره ميكند كه ميگويند در اين روز سخت نه شفيعي داريم، نه دوستي كه در كارمان همت گمارد. الحديث جلد 2 صفحه 91
مولا علي (ع) : مانعي ندارد كه با فرد عاقل و خردمندي كه داراي طبع بلند و كرامت اخلاق نيست رفاقت نمايي، ولي مراقب باش كه در برخوردهاي دوستانه تنها از فكر روشنش استفاده كني و به دنائت و پستي اخلاقش متخلق نگردي. الحديث جلد 2 صفحه 92
مولا علي (ع) : داناترين مردم به مقتضيات زمان كسي است كه از تحولات آن دچار شگفتي نشود و خويشتن را نبازد. الحديث جلد 2 صفحه 106
مولا علي (ع) : مكتب روزگار به آدمي درس سودمند تجربه ميآموزد. الحديث جلد 2 صفحه 109
مولا علي (ع) : امتياز مرد به عقل او و جمال و زيباييش به مردانگي و فضايل اخلاقي اوست. الحديث جلد 2 صفحه 121
مولا علي (ع) : زيور دانش براي انسان ، جمالي است كه پوشانده نميشود و نسبي است كه مورد جفا قرار نميگيرد. الحديث جلد 2 صفحه 121
مولا علي (ع) : سخن حكما و دانشمندان اگر درست و مطابق با واقع باشد داروي شفابخش است و اگر خطا و غيرواقعي باشد بيماري است. الحديث جلد 2 صفحه 130
مولا علي (ع) : نصيحت گفتن به فردي در حضور مردم، كوبيدن شخصيت آن فرد است. الحديث جلد 2 صفحه 130
مولا علي (ع) : به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيحتر و ناپسندتر است. الحديث جلد 2 صفحه 168
مولا علي (ع) : فال بد يك امر واقعي و حقيقي نيست. الحديث جلد 2 صفحه 176 حوادث ناگواري كه در بعضي از مواقع پيش ميآيد در نظام خلقت علل منظمي دارد و مربوط به فال بد نيست، رفتار زشت و اخلاق ناپسند مردم است كه باعث پديدارآمدن پارهاي از حوادث نامطلوب ميشود، ولي جهال (نادانان) آنها را به حساب شوميها و فالهاي بد ميگذارند. الحديث جلد 2 صفحه 176
مولا علي (ع) : ضمن خطبهاي به چند مورد از علم الهي اشاره ميكند، خداوند به آواز و ناله حيوانات وحشي در بيابانها و به گناهان پنهاني بندگان خود در خلوتها آگاه است. خداوند به آمد و شد ماهيها در درياهاي بزرگ و به تلاطم امواج آبها كه بر اثر وزش بادهاي سخت پديد ميآيد عالم و خبير است. الحديث جلد2 صفحه 188
مولا علي (ع): كسي كه نفس خويش را در عرصه لذاتش آزاد بگذارد و به صلاح و فسادش توجه ننمايد، بدبخت و دورافتاده از فيض الهي خواهد شد. الحديث جلد 2 صفحه 207
مولا علي (ع) : در كشاكش انگيزههاي شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار ميشود و فروغ خود را از دست ميدهد. الحديث جلد 2 صفحه 208
مولا علي (ع): آن كس كه بنده شهوت است از برده زرخريد، خوارتر است. الحديث، جلد 2 صفحه 211
مولا علي (ع) : لذتهايي كه باعث ندامت و پشيماني ميشوند و شهوتهايي كه درد و رنج به بار ميآورند، فاقد خير و خوبي هستند. الحديث جلد 2 صفحه 212
مولا علي (ع) : كسي كه شهوات خويش را محدود نمايد، ارزش انساني و شخصيت معنوي خود را محافظت كرده است. الحديث جلد 2 صفحه 215
مولا علي (ع) : آن كس كه بر تمايل جنسي خود غلبه كند و عنان شهوت را در اختيار بگيرد، قدر و شرف خود را حفظ كرده است. الحديث جلد 2 صفحه 217
مولا علي (ع) : از تمايلات نارواي خود اعراض كنيد و شهوات نفساني را ترك گوييد كه شما را به وادي گناهكاران ميكشاند و به طور غافلگير در آغوش ناپاكي و سيئاتتان ميافكند. الحديث جلد 2 صفحه 217
محمد بن مسلم زهري از مردان فهميده و تحصيلكردهاي بود كه تمايل مال و مقام، از مسير پاكي و فضيلت منحرفش ساخت و در كبر (زيادي) سن دچار تيره روزي و بدبختي شد. حضرت عليبن الحسين (ع) به منظور راهنمايي و نصيحت، نامهاي به وي نوشته و در ضمن يك جمله كوتاه، نارسايي فكر جوانان و خطرات بيشتري را كه بر سر راه آنان وجود دارد خاطرنشان فرموده است. و اين است متن نامه: وقتي دنياپرستي ميتواند مانند تو كسي را تا اين حد درجه به انحطاط و پستي برساند با آنكه عمر بسياري كردهاي و از تحصيلات عميق علمي بهرهمند شدهاي و با مرگ فاصله زيادي نداري، پس يك نفر جوان در برابر تمايلات نفساني خود چگونه سالم ميماند، جواني كه نوخاسته و از دانش بيبهره است، جواني كه رأيش ضعيف و عقلش نارسا و منحرف است. الحديث جلد 2 صفحه 36
مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با کسي که اغفالت مي کند و فريبت ميدهد که سرانجام ، مايه خواري و هلاکتت مي شود . الحديث جلد 3 صفحه 234
مولا علي (ع) : بردباري و تاني ( آرامش ) مانند دو کودک يک شکمند و زائيده همت عالي هستند ، يعني در اثر همت بلند ، دو خوي پسنديده در آدمي آشکار مي شود : 1- بردباري 2- خود داري از شتاب زدگي . الحديث جلد 3 صفحه 232
مولا علي (ع) : قبل از تصميم گرفتن براي انجام کاري , مشورت کن و پيش از انجام کاري فکر کن ( به عاقبت آن ) . الحديث جلد 3 صفحه 224
مولا علي (ع) : مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتو وي در آسايش و راحتي به سر مي برند . الحديث جلد 3 صفحه 220
مولا علي (ع) : کسي که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و به بازي و سخنان غير واقعي گول بزند او حقايق را از تو پنهان داشته و درباره ات خيانت کرده است. الحديث جلد 3 صفحه 212
مولا علي (ع) : کسي که مرگ را با چشم يقين نگاه مي کند ، آنرا نزديک مي بيند و کسي که با چشم آرزو مي نگرد آنرا دور مي پندارد . الحديث جلد 3 صفحه 202
مولا علي (ع) : از گفتارهاي غير ضروري پرهيز کن زيرا آن سخنان عيوب باطني تو را آشکار مي کند و دشمنان آرام را بر ضد تو تهييج مي نمايد . الحديث جلد 2 صفحه 234
مولا علي (ع) : کمتر خوردن مانع بسياري از بيماريهاي جسم مي شود . الحديث جلد 2 صفحه 240
مولا علي (ع) : کسي که در خوردن غذا پاکيزگي و( بهداشت ) را مراعات مي کند ، غذا را به خوبي مي جود ، با داشتن اشتها از غذا دست مي کشد ، و تخليه روده را موقعي که آماده مي شود به تعويق نمي اندازد (دستشويي رفتن را تاخير نمي اندازد ) ، شايسته است هميشه سالم باشد و جز به (مرض ) مرگ دچار بيماري ديگري نشود . الحديث جلد 2 صفحه 240
مولا علي (ع) : با مردان آزموده و صاحب تجربه همنشين باش ، چه اينان متاع پر ارج تجربه هاي خود را به گرانترين بها يعني فدا کردن عمر خود تهيه کرده اند و تو آن متاع گرانقدر را با ارزانترين قيمت يعني با صرف چند دقيقه وقت به دست مي آوري . الحديث جلد 2 صفحه 241
مولا علي (ع) : پيروزي نيافته آنکس که با گناه و تجاوز پيروز شده است و کسي که با شر و بدکاري قدرت به دست مي آورد و غلبه مي کند در حقيقت مغلوب است . الحديث جلد 2 صفحه 234
مولا علي (ع) : بالاتر از هر عبادتي به کار انداختن نيروي تفکر و تعقل است . الحديث جلد 2 صفحه 250
مولا علي (ع) : هرکس از وقايع گذشتگان عبرت بگيرد بينا مي شود ، کسي که بصيرت و بينايي پيدا کرد مي فهمد ، و آنکس که فهميد عالم مي شود .الحديث جلد 2 صفحه 264
مولا علي (ع) : تحقيقا گشايش و آزادگي در عدل است و کسي که محيط عدل و داد در نظرش تنگ آيد عرصه جور و ستم بر وي تنگتر خواهد بود . الحديث جلد 2 صفحه 265
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسن (ع) فرموده است : فرزند عزيز در شئون زندگي و امور عبادي ميانه رو باش و از افراط بپرهيز. روشي را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام دهي . الحديث جلد 2 صفحه 266
مولا علي (ع) : گدايي طوق ذلتي است که عزت را از عزيزان و شرافت خانوادگي را از شريفان سلب مي کند . الحديث جلد 2 صفحه 273
مولا علي (ع) : آتش اندوه و غم ، بدن آدمي را مي گدازد و مانند فلز مذابي آب مي کند . الحديث جلد 2 صفحه 280
مولا علي (ع) : کسي که از خود راضي است خشم کنندگان به او زياد خواهند بود . الحديث جلد 2 صفحه 284
مولا علي (ع) : خاموش کردن آتش خشم براي کسي ميسر است که از روي حقيقت دشمنهاي دروني را در دل بميراند و ضمير خود را از کينه و بد خواهي ديگران پاک کند . الحديث جلد 2 صفحه 289
مولا علي (ع) : افکار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدايت واقعي راهنمايي مي کند . الحديث جلد 2 ص 305
مولا علي (ع) : عقل شمشير براني است از آن استفاده کنيد و با هواي نفس خود بجنگيد . الحديث جلد 2 صفحه 307
مولا علي (ع) : به کار بستن عقل ، مايه هدايت ، و نجات انسانهاست ، و سرکوب کردن عقل ، باعث گمراهي و سقوط آدميان است . الحديث جلد 2 صفحه 307
مولا علي (ع) : عقل را بر هواي نفس برتري و فضيلت ده ، چه آنکه عقل ، تو را مالک و فرمانرواي زمان مي سازد و هواي نفس تو را بنده و برده روزگار مي کند .الحديث جلد 2 صفحه 309
مولا علي (ع) : تجارب آدمي پايان ندارد و معلومات انسان عاقل به وسيله تجربه همواره در افزايش و فزوني است . الحديث جلد 2 صفحه 312
مولا علي (ع) : سزاوار نيست انسان عاقل در خوف و نگراني به سر برد اگر راهي به ايمني و آرامش داشته باشد . الحديث جلد 2 صفحه 314
مولا علي (ع) : وقتي افراد عاقل ، پير مي شوند نيروي عقل در نهادشان جوان مي گردد و موقعي که اشخاص جاهل به پيري مي رسند جهل و ناداني در وجودشان جوان مي گردد . الحديث جلد 2 صفحه 317
مولا علي (ع) : بدبخت و زيانکار کسي است که از سرمايه هاي عقل و تجربه سودي نبرد و از ذخايري که به وي عطا شده است بهره اي بر نگيرد . الحديث جلد 2 صفحه 318
مولا علي (ع) : شايسته انسان است که در پنهان ، خدا ترس باشد ، ( در خلوت گناه نکند و از خدا شرم کند ) خويشتن را از عيوب و نقائص محافظت نمايد ، و در ايام پيري بر اعمال خير و خوب خود بيفزايد . الحديث جلد2 صفحه 329
مولا علي (ع) : عيادت مريض يکي از بهترين (کارهاي خير) و حسنات است .الحديث جلد 2 صفحه 338
مولا علي (ع) : کساني که مست غفلت و غرور هستند ، خيلي ديرتر از مست شدگان از شراب ، به هوش مي آيند . خود پسندي افراد مغرور و خويشتن پرست ، دليل بر نقص معنوي و غرور اخلاقي آنها است . کساني که به اين بيماري مبتلا هستند و از مردم توقع احترام بيش از حد شايستگي دارند ، بدون ترديد با محروميت و شکست روبرو خواهند شد و بر اثر آن دچار عقده حقارت مي شوند. الحديث جلد 2 صفحه 343
مولا علي (ع) : آنکس که به حساب نفس خود رسيدگي کند سود مي برد و آنکه در اين کار غفلت نمايد زيان مي کند . الحديث جلد 2 صفحه 344
مولا علي (ع) : کسي که تجربه بسيار دارد کمتر دچار غفلت مي شود . الحديث جلد 2 صفحه 345
مولا علي (ع) : فرزندان بد ، آبرو و شرف خانواده را از بين مي برند و مايه ننگ و رسوايي پيشينيان خود مي شوند . الحديث جلد 2 صفحه 349
مولا علي (ع) : بهترين ارثي که پدران مي توانند به فرزندان خويش بدهند ادب و تربيت صحيح است . الحديث جلد 2 صفحه 350
مولا علي (ع) : مواقع تفريح و شادماني فرصت است ، (افراد عاقل فرصتها را مغتنم مي شمارند و از آنها به نفع خوشبختي و سعادت خويش استفاده مي کنند) . الحديث جلد 2 صفحه 367
مولا علي (ع) : در ايام سلامت بدن ، سرمايه اي مهيا نکردند و در اولين فرصتهاي زندگي و نيرومندي درس عبرتي نگرفتند و درخشنده ترين ايام عمر را به رايگان از کف دادند ، آيا کسي که در جواني اهل تن پروري بوده مي تواند در پيري جز شکستگي و ذلت انتظار داشته باشد ؟ الحديث جلد 2 صفحه 371
مولا علي (ع) : کارهاي بزرگ را به مردم پست و فرومايه سپردن باعث زوال دولتها است . الحديث جلد 2 صفحه 374
مولا علي (ع) ضمن نامه خود به امام حسن مجتبي (ع) فرموده است : دل جوان نو خاسته ، مانند زمين خالي از گياه و درخت است هر بذري که در آن کاشته شود مي پذيرد و در خود مي پروراند . سپس فرمود : فرزند عزيز ، من در آغاز جوانيت به ادب و تربيت تو مبادرت نمودم پيش از آنکه عمرت به درازا کشد و دلت سخت گردد. الحديث جلد 2 صفحه 398
مولا علي (ع) : کسي که به اصلاح نفس خويش نپردازد و هر چه زودتر خود را درمان ننمايد بيماريش تشديد مي شود و علاجش سخت مي گردد و فاقد طبيب معالج خواهد شد . الحديث جلد 2 صفحه 400
مولا علي (ع) : به بازار بصره آمد و مردم راديد آنچنان سرگرم خريد و فروشند که گويي خود را از ياد برده و از هدف انساني به کلي غافل شده اند . با مشاهده اين منظره طوري متاثر گرديد که به شدت گريست . و سپس فرمود : اي بندگان دنيا و اي کار گذاران اهل دنيا : شما که روزها سر گرم معامله و سوگند خوردنيد و شبها با بي خبري در بستر خواب آرميده ايد و بين شب و روز، از آخرت و حساب و کتاب آن غافليد پس چه وقت ، خود را براي سفري که در پيش داريد مجهز مي کنيد و براي آن توشه بر مي داريد و در چه زمان به روز قيامت مي انديشيد و به فکر معاد مي افتيد . الحديث جلد 2 صفحه 412
امام علي (ع) : کـوشـش شـمـا در دنـيـا ايـن بـاشد که از اين چند روزه کوتاه براي روزهاي بلند آخرت توشه برگيريد. نهج السعاده جلد 3 صفحه 150
امام علي (ع) : هر کس دوري سفر (قيامت) را ياد کند آماده راه گردد. نهج البلاغه حکمت 272
امام علي (ع) : بـدانيد که شما در روزهايي به سر مي بريد که فرصت جمع آوري توشه است و از پس آن، مرگ است. نهج البلاغه خطبه 28
امام علي (ع) : اي مردم، بيشتر از همه، از دو چيز بر شما مي ترسم، پيروي از هوس، و آرزوي دراز. نهج البلاغه خطبه 42
امام علي (ع) : هـر گـاه ديـدي خـداوند با وجود گناهان، پيوسته به تو نعمت مي دهد، به هوش باش که آنها براي تو نوعي غافلگيري و مرگ ناگهاني است. شرح غررالحکم جلد 3 صفحه 132
امام علي (ع) : اعتماد کردن به هر کس پيش از آزمودن و ارزيابي [وي]، نشان ناتواني است. نهج البلاغه حکمت 376
امام علي (ع) : هـر قـدر امـتحان و آزمايش بزرگ تر و مشکل تر باشد، ثواب و پاداش، گرانقدرتر و بيشتر خواهد بود. نهج البلاغه خطبه 234
امام علي (ع) : اما خداوند بندگانش را به انواع شدايد مي آزمايد و با انواع مشکلات دعوت به عبادت مي کند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مي نمايد تا تکبر را از قلبهايشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين نمايد. نهج البلاغه خطبه 234
امام علي (ع) : پيروزي با دورانديشي و آينده نگري به دست مي آيد. نهج البلاغه حکمت 45
امام علي (ع) :عاقل ترين مردم کسي است که بيشتر در عاقبت کارهايش بينديشد. شرح غررالحکم جلد 2 صفحه 484
امام علي (ع) : آن که در عاقبت کارها دقيق شود از گرفتاري ها مصون مي ماند. شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 346
امام علي (ع) : زودگـذر بـودن لذّتـهـا [ي نـامـشـروع] و مـانـدگار بودن بازتاب آن را همواره به ياد داشته باشيد. نهج البلاغه حکمت 433
امام علي (ع) : هر کس در عاقبت کار بينديشد سالم مي ماند. شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 188
امام علي (ع) : از پـيـمـودن راهـي که بيم گمراهي در آن مي رود خودداري کن. به يقين، خودداري [ از تصميم و عمل ] هنگام حيرت گمراهي ، بهتر از اقدام ترس آميز است. نهج البلاغه نامه 31
امام علي (ع) : [به ديگران] نيکي کن ، چنان که دوست مي داري به تو نيکي شود. نهج البلاغه نامه 31
امام علي (ع) : منت گذاري، [وزن] احسان و نيکي را سبک مي کند. شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 178
امام علي (ع) : نيکوکار کسي است که کردار او گفتارش را تصديق کند. شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 297
امام علي (ع) : نيکوکار باشيد و نيکوکاري را کوچک مشمريد ، چرا که خُردِ آن بزرگ و اندکش بسيار است. نهج البلاغه حکمت 414
امام علي (ع) : کار خير هرگز فاني نمي شود. شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 229
امام علي (ع) در نصايح خود به امام حسين (ع) فرمود : پسر جانم تو را سفارش ميكنم به تقوى از خدا در توانگرى و بينوائى و گفتار حق ، در حال خشنودى و خشم و ميانه روى در حال توانگرى و بينوائى و به عدالت نسبت به دوست و دشمن و به كردار ( خوب ) در حال نشاط و كسالت و به رضاى از خدا در سختى و خوشى.
پسر جانم هر بدحالى كه دنبالش بهشت باشد بد حالى نيست و هيچ خوشى كه دنبالش دوزخ باشد خوشى نيست ، هر نعمتى در برابر بهشت كوچك است و هر بلا در برابر دوزخ عافيت است. و بدان پسر جانم كه هر كه عيب خود ديد از عيب ديگران دل بريد و هر كه جامه ي تقوى نپوشيد جامه اى او را
نپوشد و هر كه به قسمت خدا خشنود است غم نخورد بر آنچه از دستش رفته ، و هر كه شمشير ستم كشد ، بدان كشته شود و هركس چاهى براى برادرش كند ، در آن افتد ، و هر كه پرده ديگرى بدرد ، عيبهاى خانه اش عيان گردد ، و هر كه خطاى خود را فراموش كند ، خطاى ديگرى را بزرگ شمارد ، و هر كه در همه كار به سختى اندر شود نابود گردد، و هر كه در گردابها پرت شود غرقه گردد ، و هر كه برأى خود خودبينى كند گمراه گردد و هر كه به عقل خود بي نيازى كند بلغزد ، و هر كه بمردم گردن فرازى كند زبون شود ، و هر كه با دانشمندان بياميزد ( رفت و آمد کند ) با وقار گردد و هر كه با اوباش بياميزد ( رفت و آمد کند ) زبون ( خوار ) شود ، و هر كه با مردم نابخردى كند دشنام شنود ، و هر كه به جاهاى بد رود متهم گردد ، و هر كه شوخى كند سبك شود ، و هر كه بسيار چيزى را برگيرد بدان شناخته شود و هر كه پر گويد ( زياد حرف بزند ) پر خطا كند ، و هر كه پر خطا كند كم شرم شود و هر كه كم شرم باشد كم ورع است و هر كه كم ورع باشد دلش بميرد و هر كه دل مرده شد به دوزخ رود. پسر جانم هر كه بعيب مردم نگرد و آن را براى خود پسندد خود همان احمق است، و هر كه انديشد عبرت گيرد و هر كه عبرت گيرد به گوشه اى نشيند و هر كه گوشه نشيند سالم بماند ، و هر كه ترك شهوت كند آزاد باشد ، و هر كه حسد را وانهد محبوب مردم باشد.
پسر جانم عزت مؤمن بي نيازى او است از مردم ، قناعت مالى است كه تمام نشود ، هر كه زياد ياد مرگ كند به اندكى از دنيا خشنود گردد ، و هر كه بداند سخنش از كردار او است ، كم سخن گويد مگر در آنچه سودش بخشد.
پسر جانم شگفتا از كسى كه از كيفر بترسد و دست باز ندارد و اميد ثواب دارد و توبه نكند و كار نكند.
پسر جانم انديشه روشنى آورد و غفلت تاريكى و جدال گمراهى آورد (شايد تصحيف «الجهالة ضلالة» باشد «مصحح»)، سعيد آن كس است كه از ديگرى پند گيرد، ادب بهترين ميراث است، و حسن خلق بهترين همنشين است، با قطع رحم فائده و افزونى ميسر نيست و با هرزگى توانگرى ميسر نيست. پسر جانم عافيت ده جزء است و نه جزء آنها در خاموشى است جز به ذكر خدا ( به ياد خدا بودن و گناه نکردن ) ، و يكى هم در ترك همنشينى نابخردانست.
پسر جانم هر كه به نافرمانيهاى خدا در انجمنها جست گيرد خدايش زبون سازد و هر كه دانش جويد دانا شود.
پسر جانم سر دانش نرمش است و آفتش كج خلقى، و صبر بر مصيبتها از گنجينه هاى ايمان است و پارسائى زيور فقر است و شكر زيور توانگرى، بسيار ديدن كردن ملالت آرد ، و آرامش و اعتماد پيش از آزمايش بي احتياطى است، و خودبينى مرد دليل سستى عقل او است.
پسر جانم چه بسيار نگاهى كه افسوس آورد و چه بسيار سخنى كه نعمت را ببرد.
پسر جانم شرافتى برتر از اسلام نيست و كرمى عزيزتر از تقوى و دژى محكمتر از ورع و نه شفيعى مؤثرتر از توبه و نه جامه اى زيباتر از عافيت و نه مالى نيازبرتر از رضاى بقوت، هر كه به همان گذران روزانه خشنود است زود به آسايش رسيده و به آرامش اندر شده.
پسر جانم آز كليد رنج است و مركب سختى و باعث پرت شدن در گناهان، و شكم پرستى يا شيفتگى به دنيا هر عيب بدى را در بر دارد ، براى ادب يافتن خود تو همان بس آنچه را كه از ديگرى بد دارى، برادرت همان حق برتو دارد كه تو بر او دارى ، هركه بي عاقبت انديشى خود را وارد كارها كند در معرض گرفتاريها است، تدبير پيش از عمل تو را از پشيمانى آسوده كند، هر كه دليل آراء را در نظر آورد مواقع خطاء را بفهمد، صبر سپريست از نيازمندى، بخل روپوش زبونيست، حرص نشانه نياز است، خويش مهربان ندار بهتر است از ثروتمند جفاكار، هر چيزى را قوتى است و آدميزاده قوت مرگ است. پسر جانم هيچ گنه كارى را نا اميد مكن چه بسيار دلداده گناه كه عاقبت به خير شده و چه بسيار خوش كردارى كه در پايان عمر تباه شده و به دوزخ رفته نعوذ باللَّه.
پسر جانم بسيار نافرمانى كه نجات يافته و بسيار با كردارى كه سقوط كرده، هر كه دنبال راستى باشد سبك بار است، مخالفت با نفس رشد او است ، هر ساعتى كه بگذرد عمر را كم كند، واى بر حال ستمكاران از احكم الحاكمين و داناى درون نهان كننده ها.
پسر جانم چه بد نوشته ايست براى معاد تجاوز بر عباد، در هر نوشيدنى گلوگيرى امكان دارد و در هر لقمه به گلو ماندن، هرگز به نعمتى نرسى جز با جدائى از نعمت ديگر، چه اندازه آسايش به رنج نزديك است و تنگدستى به نعمت و مرگ به زندگى و بيمارى به تندرستى، خوشا بر كسى كه خاص خدا كند كردار و دانش و دوستى و دشمنى و گرفتن و نگرفتن و نهادن و گفتن و خموشى و كردار و گفتار خود را و به به از دانائى كه عمل كند و بكوشد و از شبيخون مرگ بهراسد و آماده باشد و مهيا گردد، اگرش پرسند اندرز دهد و اگرش وانهند خموش باشد، سخنش درست باشد و خموشيش از درماندگى در پاسخ نباشد، واى بر آنكه گرفتار حرمان و خذلان و نافرمانيست و از خود نيكو شمارد آنچه را از ديگرى بد دارد و به مردم عيب گيرد آنچه را خود بعمل آرد.
بدان اى پسر جانم كه هر كه شيرين سخن شد دوست داشتنى است خدا تو را براى هدايتش موفق دارد و از اهل طاعتش مقرر سازد بقدرت خود زيرا كه او جواد و كريم است. تحف العقول صفحه 83
سخن حضرت علي (ع) با كميل بن زياد : راستى كه اين دلها ظرفهايند و بهترشان آنكه نگهدارنده تر باشد هر چه بتو ميگويم خوب حفظ كن.
مردم سه دسته اند : دانشمند ربانى، و دانشجوى راه نجات، و اوباش پيروان هر بانك كه به هر بادى بروند در پرتو نور دانش نيستند تا راه بجائى برند و تكيه به ركن محكمى ندارند تا نجات يابند.اى كميل علم از مال بهتر است، علم پاسبان تو است و تو پاسبان مالى، مال را خرج كنى نابود مي شود و علم را هر چه خرج كنى فزون ميگردد، علم حاكم است و مال مورد حكم است. اى كميل بن زياد محبت عالم كيش مردم است كه بدان در زندگى طاعت بدست آيد و پس از مرگش ياد بخير، سود مال بزوالش از ميان ميرود، مال اندوزان در زندگى هم مرده اند و دانشمندان تا روزگار بپايد پاينده، اعيانشان ناپديد است و نمونه هاشان در دلها موجود است، ها، راستى كه در اينجا دانش انبوهى است- اشاره بسينه خود كرد- كه دريافت كننده اى براى آن بدست نياورم، آرى فراگيرنده اى غير امين باشد كه ابزار دين را در طلب دنيا بكار برد، حجتهاى خدا را بر ضرر دوستان خدا كمك خود گيرد، و از نعمت خدا كمك گيرد بر نافرمانى او، يا كسى كه دلداده امام بر حق است ولى هوش سرشارى ندارد و باول شبهه هاى كه به او رخ دهد در شك و ترديد افتد، بار خدايا نه اين و نه آن، يا شاگردى كه تشنه لذت و اسير شهوتست يا كسى كه آزمند و فريفته جمع مال و پسانداز است اين هر دو دين نگهدار نيستند و بينائى و يقين ندارند و مانندتر بدانها همان چهار پايان بيابان چرند همچنين دانش با مرگ دانشمندش بميرد.
بار خدايا، آرى زمين از وجود امامى كه حجت خدا است تهى نماند كه يا ظاهر و آشكار باشد و يا ترسان و ناپيدا تا حجتها و بينات خدا و راويان قرآنش از ميان نروند و كجايند آنان؟ آنها شماره كمترى دارند و مقام بزرگترى، بوسيله آنها خداوند حجتهاى خود را نگهدارد تا به همگنان آنها سپارد و در دل همانندانشان بكارد، علم آنها را تا سر حد حقائق ايمان پرتاب كرده و با روح يقين در آميخته اند آنچه را نعمتخواره گان دشوار شمارند بر خود آسان و هموار گيرند و به آنچه نادانان در هراسند مأنوس و آرامند در دنيا باشند با پيكره هائى كه جانهاشان بعالم اعلا آويزانند.
اى كميل آنان امينهاى خدايند در ميان خلقش و جانشينان اويند در زمينش، و چراغهاى اويند در بلادش، و داعيان بدين اويند، چه مشتاق ديدارشان هستم. از خدا براى خودم و تو آمرزش خواهم. تحف العقول صفحه 163
نامه اي که مولا علي (ع) به محمد بن ابي بکر و اهالي مصر نوشت : از طرف بنده خدا على امير المؤمنين به محمد بن ابى بكر و اهل مصر، سلام عليكم.
اما بعد نامه ات بمن رسيد و آنچه خواستار شدى فهميدم و خوشم آمد كه بدان چه از آن چاره ندارى و مسلمانان را جز آن اصلاح نكند متوجه شدى و پندارم كه آنچه تو را بر اين واداشت خوش قلبى و رأى پاك است.
اما بعد بر تو باد ملازمت تقوى از خدا در ايستادن و نشستن و نهان و آشكارت و چون ميان مردم قضاوت كنى فروتن باش و خوشرفتار و با چهره باز و همه را به يك چشم نگاه كن تا بزرگان طمع بطرفدارى تو از آنان نورزند و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند بايد از مدعى بينه خواهى و از منكر قسم و هر كه با برادر خود صلح كند صلح او را امضاء كن مگر اينكه قرار صلح موجب حرام شدن حلال يا حلال شدن حرام باشد، فقهاء و راستگويان و اهل وفاء و حياء و ورع را بر اهل فجور و دروغ و خيانت برگزين و بايد صالحان نيكوكار برادرانت باشند و نابكاران حيله گر دشمنانت، زيرا محبوبترين برادرانم نزد من كسانيند كه بيشتر ياد خدا باشند و سخت تر از او بترسند و من اميدوارم تو از آنها باشى ان شاء اللّه.
من بشما سفارش ميكنم بتقواى خدا در آنچه شما از آن مسئوليد و از آنچه بسوى آن گرائيد زيرا خدا در قرآن خود فرموده است (43- المدثر) هر نفسى گرو كار خويش است و فرموده (28- آل عمران) خدا شما را از خود بر حذر ميدارد و سرانجام بسوى خدا است و فرموده (92- الحجر) سوگند بپروردگارت هر آينه از آنها همه بازرسى كنم از هر آنچه كردند، بر شما باد بتقوى از خدا كه آن فراهم آورد از خوبى آنچه را جز آن فراهم نسازد و خيرى از آن بدست آيد كه از جز آن بدست نيايد هم خير دنيا و هم خير آخرت خدا فرموده است (30- النحل) و گفته شد بدانها كه تقوى دارند چه فرو فرستاده پروردگارتان؟
گفتند خير براى كسانى كه در اين دنيا كار خوب كردند و هر آينه خانه آخرت بهتر است و چه خوبست خانه پرهيزكاران. بدانيد اى بندگان خدا كه پرهيزكاران خير دنيا و آخرت را بردند، با دنياداران در دنياشان شريكند و دنياداران در آخرت آنان شريك نيند خدا عز و جل فرموده است (32- الاعراف) بگو: چه كسى حرام كرده زيور خدا را كه براى بنده هايش برآورد و روزى خوب را الآية (بگو آن براى مؤمنانست در دنيا و خاص آنها است روز قيامت چنين شرح دهيم آيا ترا براى مردمى كه گرويدند). در دنيا بهترين وضع و در بهترين منزل نشيمن كردند و بهترين خوراك را خوردند.
بدانيد اى بنده هاى خدا كه چون تقوى داشتيد و حق پيغمبر خود را در باره خاندانش حفظ كرديد او را به بهترين وجهى عبادت كرديد و او را به وجه احسن ياد كرديد و به برترين وجه شكر نموديد و شما به بهترين وجه صبر و شكر عمل كرديد و بالاترين كوشش را نموديد و اگر چه مخالفان شما نماز طولاني تر بخوانند و روزه بيشترى بگيرند و صدقه بيشترى بدهند زيرا شما به خدا وفادارتريد و براى اولياء خدا بخصوص ولى امر از خاندان رسول خدا (ص) خيرخواه تريد.
اى بنده هاى خدا از مرگ و نزديكى و گرفتاريش و سكراتش بر حذر باشيد و براى آن آماده شويد زيرا كه مرگ وضع مهمى پيش آورد، خيرى كه با آن شرى نيست و يا شريكه با آن هرگز خيرى نيست چه كس ببهشت نزديكتر است از كارگر بهشتى و بدوزخ نزديكتر است از اهل آن، بسيار ياد مرگ كنيد هنگامى كه نفس با شما بستيزد، زيرا من شنيدم رسول خدا ميفرمود: ويران كن لذتها را بسيار ياد كنيد و بدانيد كه دنباله مرگ براى كسى كه خدايش نيامرزد و ترحم نكند از مرگ سختتر است. اى محمد بدان كه من تو را سرپرست مهمترين قشون خودم در نظر خود كه اهل مصرند نمودم و تو سزاوارى كه بر خود بترسى و براى دينت در حذر باشى اگر براى يك ساعت روز هم باشد كه توانى پروردگارت را بخاطر رضاى يكى از خلقش از خود خشمناك نسازى همان كن زيرا خدا بجاى ديگرانست و كسى و چيزى بجاى خدا نتواند بود، بر ستمكار سختگير و دست او را ببند و خيرمندان را مورد لطف كن و بخود نزديك ساز و محرمان و برادران خود مقرر دار.
سپس ببين نمازت چونست زيرا تو پيشنمازى و پيشنمازى نباشد كه براى مردمى نماز بخواند و در نمازشان تقصيرى باشد جز اينكه گناه همه آنها بر او است و از ثواب آنها كم نشود و وضوء را متوجه باش كه تماميت نماز است و نماز ندارد كسى كه وضوء ندارد و بدان كه هر كارت دنبال نمازت هست و بدان كه هر كه نماز را ضايع كند شرايع ديگر اسلام را ضايعتر كند.
اى اهل مصر اگر توانيد گفتار و كردار و نهان و عيانتان يكى باشد و زبانتان با كارتان جدا نباشد همان كنيد، رسول خدا (ص) فرمود: من بر امتم چه مؤمن باشند و چه مشرك نگران نيم چه مؤمن را خدا بايمانش حفظ كند و مشرك را بهمان شركش از بن بركند و رسوا كند، ولى بر شما نگرانم از هر منافق شيرين زبان كه ميگويد آنچه را شما قبول داريد و ميكند آنچه را زشت ميشماريد و نهانى در آن نيست و رسول خدا (ص) فرمود هر كه را كردارهاى خوبش خوشايند باشد و كردارهاى بدش ناپسند او بحق مؤمن است و هميشه ميفرمود دو خصلت در منافق جمع نشوند روش خوب و فهم سنت اسلامى. اى محمد بن ابى بكر بدان كه بهترين بينائى ورع در دين خدا است و عمل بطاعت خدا، خدا ما را و شما را بشكر و ذكر خود يارى كند و به اداء حق او عمل بطاعتش، زيرا كه او شنوا و نزديك است.
بدان كه دنيا خانه بلاء و فناء است و آخرت خانه بقاء و سزا و اگر بتوانى كه بيارائى آنچه را باقى است بوسيله فانى همان كن، خداوند بما روزى كند بصيرت از هر چه بينيم و فهم هر چه درك كنيم تا تقصير در آنچه بما فرمودند نكنيم و بدان چه قدغن شديم دست نيندازيم زيرا كه ناچارى بهره اى از دنيا بدست آرى و باز هم به بهره آخرتت نيازمندترى اگر دو چيزت پيشامد يكى براى آخرت و ديگرى براى دنيا بكار آخرت آغاز كن و اگر توانى به كار خير راغبتر و خوش نيت باشى همان كن زيرا خداوند به هر بنده به اندازه نيتش عطا كند هر گاه دوستدار خير و خيرمندان باشد و اگر هم كار خير نكند ان شاء اللَّه چو كسى باشد كه آن را بكند.
سپس من تو را سفارش كنم بتقوى از خدا سپس به هفت خصلت كه جوامع اسلامند از خدا بترس و از مردم در باره خدا مترس زيرا بهترين گفته آنست كه عمل مصدقش باشد، در يك موضوع دو حكم صادر مكن تا كارت پريشان گردد و از حق بلغزى و براى همه رعيت خود بخواه آنچه براى خود و خاندانت ميخواهى و براى آنها مخواه آنچه براى خود و خاندانت نخواهى، و به حجت در نزد خدا بچسب و رعيتت را اصلاح كن، و در گردابها بسوى حق فرو شو، و در باره خدا از سرزنش هيچ كس مهراس و خود را استوار دار و اگر مرد مسلمانى با تو مشورت كرد او را نصيحت كن و براى خويش و بيگانه از مسلمانان نمونه باش امر بمعروف كن و نهى از منكر نما و بدان چه تو را رسد صبر كن كه اين از كارهاى محكم است، و السلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته. تحف العقول صفحه 172
خطبه حضرت ( علي (ع) ) هنگامى كه مردمى تقسيم ، برابر بيت المال را بر او خرده گرفتند : اما بعد اى مردم راستى كه ما سپاسگزاريم پروردگار خودمان را و معبود خود را و ولى نعمت خود را از درون و برون بي توان و نيروى از خود جز به منت و تفضلى كه خدا بما كرده تا ما را بيازمايد كه سپاسگزاريم يا ناسپاسيم پس هر كه سپاسگزارى كرد فزودش و هر كه ناسپاسى كرد عذابش نمود و گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا، تنها است، شريك ندارد يگانه است و بي نياز و گواهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده او است او را رحمت بر عباد و بلاد و بهائم و انعام فرستاده است. نعمتى است كه بخشيده و منت و تفضلى است كه بر ما نهاده و صلى اللَّه عليه و آله و سلم.
آيا مردم بهتر مردم در مقام پيش خدا و با ارزشترين آنان نزد خدا فرمانبرترين آنها است براى فرمان خدا و كاركن ترينشان به طاعت خدا و پيروترينشان براى روش رسول خدا (ص) و آنان كه قرآن خدا را زنده تر دارند، براى هيچ كدام خلق خدا نزد ما فضلى نيست جز به طاعت خدا و طاعت رسول خدا و پيروى از قرآن خدا و سنت رسولش (ص) اين كتاب خدا است در ميان ما همه و فرمان پيغمبر خدا و روش او است در ميان ما و جز جاهل و مخالف و معاند آن را ناديده نگيرد كه از خداى عز و جل است و ميفرمايد (14- الحجرات).
أيا مردم ما شما را از نر و ماده آفريديم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله قرار داديم تا همديگر را بشناسيد راستى گراميترين شماها نزد خدا باتقوىترين شماها است- هر كه تقوى دارد شريف محترم است و دوست داشتنى و همچنين است اهل طاعت خدا و طاعت رسول خدا (ص) خدا در كتاب خود ميفرمايد : (31- آل عمران) اگر شما هستيد كه خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بيامرزد و خدا آمرزنده و مهربانست و فرموده (32- آل عمران قريب بدين مضمونست) خدا را اطاعت كنيد و رسول خدا را اطاعت كنيد و اگر رو گردانيد راستى كه خدا كافران را دوست ندارد. (1) سپس به آواز بلند فرياد زد اى گروه مهاجرين و انصار، اى گروه مسلمانان آيا بر خدا و رسولش منت داريد كه مسلمانيد، خدا و رسولش بر شماها منت دارند اگر راست بگوئيد.
سپس فرمود: هلا راستش اينست كه هر كه رو بقبله ما دارد و ذبيحه ما را ميخورد و معتقد است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و به اينكه محمد بنده و فرستاده او است ما احكام قرآن و بهره هاى اسلام در حق او اجراء ميكنيم، كسى را بر ديگرى برترى نيست جز بتقوى از خدا و طاعت او، خدا ما را و شما را از پرهيزكاران سازد و از دوستان و اولياء خودش كه ترسى بر آنها نيست و نه غمنده ميشوند.
سپس فرمود: هلا راستى اين دنيا كه شماها آرزوى آن را داريد و بدان شيفته ايد و آن هم به شما پند ميدهد و شما را پرت ميكند خانه شما نيست و منزلى كه براى آن آفريده شديد و بدان دعوت شديد نيست، هلا اين دنيا براى شما نماند و شماها براى آن نمانيد، مبادا نقد بودن آن شما را بفريبد محققا از آن بر حذر شديد و براى شما معرفى شده و آن را آزموديد و خود شما هم سرانجام آن را نمي پسنديد، خدايتان رحمت كند، سبقت جوئيد بدان منازل خود كه فرمان داريد آبادشان كنيد و همانها آبادانى هستند كه هرگز ويران نشوند و بمانند و نابود نگردند خدا شما را بدانها تشويق كرده و دعوت كرده و ثواب شما را در آنها مقرر داشته.اى گروه هاى مهاجر و انصار و أهل دين خدا تأمل كنيد در آنچه قرآن خدا براى شما شرح داده و مقامى كه نزد رسول خدا (ص) داشتيد و بر سر آن مبارزه و جهاد كرديد، در چه بر يك ديگر برترى يافتيد آيا بخاندان و نژاد؟ يا بعمل و طاعت؟ نعمت خدا را بر خود بكمال رسانيد، خدايتان رحمت كند، بوسيله صبر و محافظت بر كسانى كه خدا براى حفظ قرآن خود براى شما گماشته است، هلا پائين آمدن سطح دنياى شما بر شما زيانى ندارد پس از اينكه سفارش خدا و تقوى را نگهداريد و هر آنچه از دنياى خود حفظ كنيد به شما سودى ندهد پس از اينكه آنچه از تقوى را كه دستور داريد ضايع گذاريد، اى بنده هاى خدا بر شما باد كه تسليم فرمان خدا باشيد و قرين رضا بقضاى او و صبر بر بلاى او أما اين دارائى بيت المال براى همه است و كسى را بر كسى در آن تخصصى نيست خداى عز و جل قسمت آن را مقرر داشته آن مال خدا است و شماها همه بنده هاى مسلمان خدائيد اين هم قرآن خدا كه بدان اعتراف داريم و بر آن گواهيم و بدان تسليم شديم و اين عهد پيغمبر ما است كه در برابر ما است (خدايتان رحمت كند)، همه آن را بپذيريد و هر كه آن را نپسندد هر طور خواهد روى برگرداند زيرا آنكه بطاعت خدا عمل كند و بحكم خدا حكومت كند هراسى ندارد آنانند كه بر آنها نگرانى نيست و نه غمزده ميشوند، آنانند كه رستگارند و از خدا پروردگارمان و معبودمان خواستاريم كه ما را و شما را از أهل طاعت خود سازد و رغبت ما و شما را بدان چه نزد او است متوجه كند، ميگويم آنچه را شنيديد و براى خود و شما آمرزش ميخواهم. تحف العقول صفحه 179
سخن آن حضرت ( علي (ع) ) در بجا مصرف كردن مال و بودجه ( بيت المال ) : چون جمعى أصحاب آن حضرت در صفين ديدند معاويه به طرفداران خود أموال فراوان ميدهد و مردم هم دنيا طلبند گفتند يا أمير المؤمنين از اين مال عمومى عطا بده و باشراف و كسانى كه بيم ميرود بمخالفت برخيزند بيشتر بده تا چون كار تو آماده و خوب شد به بهترين روشى كه داشتى از عدالت ميان رعيت و تقسيم برابر باز گردد. فرمود (ع): شما بمن ميگوئيد بوسيله جور بر مسلمين يارى و پيروزى جويم بخدا سوگند پيرامون آن نگردم تا در روزگار داستانسرائى است و تا اخترى در آسمان بدنبال اختر ديگريست و اگر مال مسلمانان از خودم هم بود بآنها برابر تقسيم ميكردم با اينكه مال از آن خود آنها است سپس لحظه اي دم بست و خموشى گرفت- و باز فرمود: هر كه مالى دارد مبادا تباه كند زيرا دادن تو مال را در مصرف بيوجه تبذير است و اسراف، و آن نام صاحب مال را پيش مردم بلند ميكند و پيش خدا پست ميسازد هيچ كس مال خود را بناحق و ناأهل مصرف نكند جز اينكه از قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى بچشمش كشد همانا كه چاپلوسى و دروغ است و همانا مقصودش از رفيقش اينست كه بار ديگر عطائى از او ستاند و اگر رفيقش را لغزشى رسد و نيازمند كمك و پاداش او گردد او بدترين دوست و دردناكترين قرين باشد، سر زبان يك مشت نادانست تا بر آنها نعمت بارد و نسبت بخداى خود دريغ ورزد، چه بهره اى نابودتر و پستتر از اين بهره است؟ و كدام احسان ضايعتر و كم بهره تر از اين احسانست؟ هر كه را مالى بدست افتاد بايد صله رحم كند و بخوشى مهمانى كند، و بينوا و أسير را بدان آزاد سازد، و بوام داران و ماندگان در راه و فقراء و مهاجران كمك دهد، و خود را بثواب و حقوق انسانى وادارد زيرا باين خصال شرافت دنيا را بدست آرد و بفضائل آخرت برسد. تحف العقول صفحه 181
سخن مولا علي (ع) درباره راويان حديث : سليم بن قيس به او گفت: راستى من از سلمان و أبا ذر و مقداد أحاديثى در تفسير قرآن و احاديث و روايات از رسول خدا (ص) ميشنوم و سپس از شما تصديق آن را ميشنوم و در دست مردم مطالب بسيارى از تفسير قرآن و أحاديث و روايات از رسول خدا (ص) هست كه با آنها مخالف است آيا مردم عمدا به رسول خدا (ص) دروغ بندند و قرآن را بنظر خود تفسير كنند؟ أمير المؤمنين (ع) فرمود: پرسش كردى پاسخ را بفهم راستى در دست مردم حق هست و باطل و راست هست و دروغ و ناسخ هست و منسوخ و عام هست و خاص و محكم هست و متشابه و آنچه درست حفظ كردند و آنچه غلط درك كردند و در زمان خود رسول خدا (ص) هم بر آن حضرت بسيار دروغ بستند تا به سخنرانى برخاست و فرمود : آيا مردم دروغ زنان بر من فراوان شدند هر كه عمدا به من دروغ بندد نشيمنش ( جايگاهش ) در آتش باشد. و نيز دروغ بستند بر او بعد از رحلتش همانا آنان كه حديث براى تو گويند چهار صنفند و پنجمى ندارند:
1- مردى منافق كه اظهار ايمان كند و اسلامش ظاهرسازيست نه گناه ميداند و نه باكى دارد كه عمدا دروغ برسول خدا (ص) بندد، اگر مردم ميدانستند كه او منافق و دروغگو است از او نمي پذيرفتند و باورش نميكردند ولى مردم ميگويند او صحابه رسول خدا است آن حضرت را ديده و از او شنيده و از او اخذ حديث كردند و باطلش را ندانستند و خداوند عز و جل از منافقان آنچه را بايست گزارش داده و بشايسته ترين وضعى آنها را وصف كرده و فرموده: و چون آنها را بينى ظاهرشان ترا بشگفت افكند و اگر لب بگفتار بگشايند سخنشان را بشنوى. سپس بعد از پيغمبر پراكنده شدند و زنده ماندند و با پيشوايان گمراهى و داعيان دوزخ رفت و آمد كردند و بدانها تقرب جستند بناحق و دروغ، پس آنان را بكار گماشتند و قاضى كردند و بگردن مردم سوار كردند و به كمك آنها دنيا را خوردند و تو ميدانى مردم با پادشاهانند و پيرو دنيايند و اين دنيا هدف آنها است جز كسى كه خدايش نگهدارد؛ اين يكى از چهار تا. 2- مردى كه از رسول خدا (ص) چيزى شنيده و غلط ياد گرفته و درست درك نكرده و به عمد دروغ نگفته و آن شنيده غلط بدست او است آن را بكار ميبندد و ميگويد كه از رسول خدا (ص) شنيده ام و اگر مردم ميدانستند كه غلط ياد گرفته از او نمي پذيرفتند و اگر خودش هم ميدانست غلط است آن را ترك ميكرد و بكار نمي بست ، اين هم دومى.
3- كسى كه شنيده رسول خدا (ص) فرمانى داده سپس از آن نهى كرده و او نهى را ندانسته يا اينكه پيغمبر از چيزى نهى كرده سپس بآن امر كرده و او امر را ندانسته، منسوخ را ياد گرفته و ناسخ را ياد نگرفته اگر مردم ميدانستند كه آن منسوخ است تركش ميكردند و خود او هم تركش ميكرد اين هم مرد سوم.
4- كسى كه بر خدا و رسولش دروغ نبندد و از ترس خدا دروغ را دشمن دارد و هم براى احترام پيغمبر (ص) و غلط هم ياد نگرفته و فراموش هم نكرده بلكه هر چه شنيده حفظ كرده و همان طور كه بوده نقل كرده نه در آن افزوده و نه از آن كاسته ناسخ را حفظ كرده و بدان عمل كرده و منسوخ را دانسته و ترك كرده زيرا امر رسول (ص) هم بمانند قرآن ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد، رسول خدا (ص) امرى ميفرمود كه دو وجه داشت عام و خاص و كلام خصوصى داشت مانند قرآن و به تحقيق خدا عزوجل فرموده (7- الحشر) هر چه را رسول خدا (ص) بشما داد بگيريد و هر چه را بر شما غدقن كرد باز ايستيد. و كسى بود كه گفته او را ميشنيد و نميفهميد و نميدانست مقصود خدا و رسولش از آن چيست، و حفظ ميكرد و نميفهميد و هر كدام أصحاب رسول خدا (ص) اين چنين نبودند كه از آن حضرت بپرسند و مقصود او را بفهمند برخى از آن حضرت پرسش ميكردند و نميفهميدند تا آنكه دلشان ميخواست يك عرب بيابانى يا تازه رسيده يا ذمى بيايد و بپرسد تا جواب را بشنوند و بفهمند. ولى من هر روز يك بار شرف حضور داشتم و با من خلوت ميكرد و هر چه ميخواستم با او ميگفتم أصحاب او همه ميدانستند كه با من چنين ميكند و با هيچ كس ديگر چنين نميكند، و بسا ميشد كه خودش بخانه من مي آمد و چون بمنازل او ميرفتم با من خلوت ميكرد و زنان خود را از جا بلند ميكرد و جز من كسى با او نبود، هر وقت پرسش ميكردم بمن پاسخ ميداد و هر گاه خاموش ميشدم و مسائلم تمام ميشد آغاز سخن ميكرد، و آيه اى بر او نازل نشد در شب و نه در روز و نه در باره آسمان و نه زمين و نه دنيا و آخرت و نه بهشت و دوزخ و نه دشت و كوه و نه روشنى و تاريكى جز اينكه همى بر من بر خواند و بمن ديكته كرد تا آنها را بدست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ محكم و متشابه و خاص و عامش را بمن آموخت، و يادم داد كه در كجا نازل شده و در باره چه نازل شده تا روز قيامت. تحف العقول صفحه 189
سخن حضرت علي (ع) در قواعد اسلام و حقيقت توبه و استغفار : كميل بن زياد گويد: از أمير المؤمنين (ع) پرسيدم قواعد اسلام چيستند؟ فرمود: قواعد اسلام هفت شمارند :
1- خردمندى كه بنياد شكيبائى است 2- آبرومندى و راستگوئى 3- قرآن خواندن بجا و توجه ( به معني اش ) 4- دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا 5- حق خاندان محمد (ص) و معرفت ولايت آنان 6- حق برادران و حمايت از آنان 7- خوش همسايگى با مردم.
كميل- يا امير المؤمنين بنده اى دچار گناه مي شود و از آن آمرزش ميخواهد، اندازه آمرزش خواستن چيست؟
على (ع)فرمود : يا ابن زياد توبه است، گفتم همين؟ فرمود: نه گفتم پس چگونه است؟ فرمود:
هر گاه بنده گناه كرد بگويد: استغفر اللَّه، و بجنباند، گفتم جنبانيدن چيست؟ فرمود دو لب و زبان را بقصد اينكه حقيقت دنبالش باشد، گفتم حقيقت چيست؟ فرمود از روى دل باشد و در نهاد گيرد كه بگناهى كه از آن استغفار كرده باز نگردد.
كميل- چون چنين كردم از مستغفرين هستم؟ فرمود: نه.
كميل- پس اين چگونه است؟ فرمود براى اينكه تو هنوز باصل و ريشه نرسيدى.
كميل- پس بن استغفار چيست؟
على (ع)- برگشت بتوبه از گناهى كه از آن استغفار كردى و آن اول درجه عابدانست و ترك گناه.
استغفار يك نام است براى شش معنى 1- پشيمانى از گذشته 2- تصميم بر بازنگشتن بدان گناه تا هرگز 3- پرداخت حق هر مخلوقى كه باو بدهكارى 4- اداى حق خدا در هر واجبى 5- آب كنى هر گوشتى كه از ناروا و حرام بر تنت روئيده تا پوستت باستخوان بچسبد و سپس گوشت تازه ميان آنها برويد 6- بتنت بچشانى درد طاعت را چنانچه باو چشاندى لذت گناه را. تحف العقول صفحه 192
سفارش حضرت علي (ع) بپسرش حسن (ع) در هنگام وفاتش : بمؤمنان سفارش كرده كه نيست شايسته پرستشى جز خدا، تنها است، شريك ندارد، و باينكه محمد (ص) بنده و فرستاده او است او را به رهبرى و دين حق فرستاده تا بر همه دينهايش چيره سازد و گر چه مشركان را بد آيد و صلى اللَّه على محمد و سلم سپس راستى نمازم، عبادتم، زندگيم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانيانست، شريك ندارد، بدين فرماندارم و من نخست مسلمانم. سپس اى حسن من تو را سفارش ميكنم، با همه فرزندان و خاندان خود و هر كه نامه ام بدو رسد از مؤمنان بتقوى از خدا پروردگارتان، و از دنيا نرويد جز اينكه مسلمان باشيد، همه برشته خدا بچسبيد و از هم جدا نشويد، زيرا من شنيدم رسول خدا (ص) ميفرمود: صلح و سازش ميانه مردم بهتر است از همه نماز و روزه، و راستى كه هلاكت بار و دين برانداز همانا اختلاف است و لا قوة الا باللَّه. بخويشاوندان خود متوجه باشيد و با آنها بپيونديد تا خدا حساب را بر شما آسان كند.
خدا را، خدا را در باره يتيمان در حضور و اطلاع شما از ميان نروند و بي سرپرست نمانند زيرا من شنيدم رسول خدا (ص) ميفرمايد: هر كه يتيمى را كفالت كند و نان بدهد تا بي نياز گردد خدا باين عمل بهشت را بر او واجب كند چنانچه براى خورنده مال يتيم دوزخ را واجب كرده.
خدا را، خدا را در باره قرآن مبادا ديگران در فهم آن بر شما پيشى گيرند.
خدا را، خدا را در باره همسايگانتان زيرا رسول خدا (ص) در باره شان سفارش كرده و پيوسته سفارش ميكرد تا گمان كرديم كه آنها را وارث ميكند.
خدا را، خدا را در باره خانه پروردگارتان كه تا زنده ايد آن را بي حاج نگذاريد زيرا اگر بكلى متروك گردد مهلت نيابيد و كمتر بهره كسى كه قصد او كند اينست كه گناهان گذشته او آمرزيده شود خدا را، خدا را در باره نماز كه بهترين عمل است، و ستون دين شما است. خدا را، خدا را در باره زكاة كه آتش خشم پروردگارتان را خاموش كند.
خدا را، خدا را در باره روزه ماه رمضان كه روزه آن سپر است از دوزخ.
خدا را، خدا را، در باره بينوايان، آنها را در زندگى خود شريك كنيد.
خدا را، خدا را، در باره جهاد با دارائى و جانتان و زبانتان، همانا دو مرد جهاد كنند امام بر حق و يا مطيع و پيرو او.
خدا را، خدا را، در ذريه پيغمبرتان مبادا ميان شما ستم بكشند در حالى كه بتوانيد از آنان دفاع كنيد.
خدا را، خدا را، در اصحاب پيغمبر خود كه بدعتى نگزاردند و بدعتگرى را پناه ندادند زيرا رسول خدا (ص) سفارش آنها را كرده و هر كدام را بدعت گذارند از ايشان لعنت كرده و بدعتگزار غير ايشان را هم لعنت كرده و هر كه بدعتگذاران را پناه دهد نيز لعنت نمود.
خدا را، خدا را، در باره زنان و كسانى كه زير دست و مملوك شمايند كه آخرين سخن نبى شما اين بود كه فرمود: شما را بدو ناتوان سفارش كنم زنان و مملوكان.
نماز، نماز، نماز در زمينه خدا از سرزنش هيچ سرزنشكننده مهراسيد تا هر كه قصد بد بشما دارد و يا بشما ستم روا دارد از شما باز دارد، و با مردم خوشزبان باشيد چنانچه خدا بشما فرموده ،امر بمعروف و نهى از منكر را وانگذاريد تا بدان شما سرپرست يا زمامدار شما شوند و سپس دعا كنيد و اجابت نشود.
اى فرزندانم بر شما لازم است با هم پيوست كنيد و بهم بخشش كنيد و بسوى هم بشتابيد، مبادا از هم ببريد و بهم پشت كنيد و پراكنده شويد، و بنيكى و تقوى همدست باشيد و به گناه و تجاوز همدست نباشيد و از خدا بپرهيزيد كه خدا سخت كيفر است، خدا شما خانواده را حفظ كند و حرمت پيغمبرتان را در باره شما نگهدارد، شما را بخدا ميسپارم و بشما درود ميفرستم و رحمت و بركت خدا را، سپس پيوسته ميگفت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ تا در گذشت. تحف العقول صفحه 193
برتري دادن دانش از سخن مولا علي (ع) : آيا مردم بدانيد كه كمال دين در طلب علم است و بكار بستن آن، و راستى كه دانش جستن بر شما از طلب مال لازمتر است زيرا مال دنيا ميان شما تقسيم است و براى شما ضمانت شده، دادگرى او را ميان شما قسمت كرده و بزودى وفا كند براى شما بدان. و دانش براى شما نزد أهلش ذخيره است و مأموريد بطلب علم از آنها، بدنبالش برويد و بدانيد كه مال بسيار دين را فاسد كند، دلها را سخت گرداند و علم بسيار توأم با عمل دين را اصلاح كند، و وسيله رفتن ببهشت باشد، و خرج كردن مال را بكاهد، و علم با خرج كردنش ( به ديگران گفتن ) بيفزايد و خرج كردن علم اينست كه آن را در ميان حافظان و راويانش منتشر كنى، و بدانيد كه همراهى با دانش و پيروى از آن دينى است كه براى خدا با آن ديندارى شود، و طاعت آن موجب كسب كردارهاى نيك گردد، و بدكرداريها را از ميان ببرد و ذخيره مؤمنانست، و مايه سربلندى آنان در زندگى، و ياد بخير پس از مردن آنها، راستى علم صاحب فضائل بسياريست ، سرش تواضع است، و چشمش بر كنارى از حسد، و گوشش فهم، و زبانش راستى، و حفظش بررسى، و دلش خوش بينى، و عقلش معرفت اسباب امور، و دستش رحمت، و همتش سلامت، و پايش ديدار دانشمندان، و حكمتش ورع، و قرارگاهش نجات، و جلودارش عافيت، و مركبش وفا، و سلاحش سخن نرم و دلنشين، و شمشيرش خشنودى و رضا، و كمانش مدارا، و قشونش گفتگو با دانشمندان، و مالش ادب و ذخيره اش اجتناب از گناهان، و توشه اش احسان كردن، و جايگاهش سازش و صلح، و رهنمايش هدايت و رفيقش صحبت با نيكان. تحف العقول صفحه 196
