اولين مخلوقات خداوند چه كساني بودند ؟
انس بن مالك مي گويد : " روزي خدمت رسول خدا (ص)بودم عرض كردم : " اي رسول خدا اگر صلاح مي دانيد اين سخن خداوند عز و جل را براي ما تفسير كنيد كه فرمود :" و من يطع الله والرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين والشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا " (آيه 69 سوره نساء)
حضرت فرمود :" منظور از نبيين ، من هستم و منظور از صديقين برادرم علي بن ابيطالب است و منظور از شهدا عمويم حمزه است و منظور از صالحين ،دخترم فاطمه و فرزندانش حسن وحسين هستند "
عباس (عموي پيامبر ) كه در آنجا حاضر بود ، از جايش بلند شد و در مقابل رسول خدا (ص) نشست و گفت : " آيا من وشما و علي و فاطمه و حسن وحسين از يك چشمه نيستيم ؟" پيامبر فرمود چطور ؟
عباس گفت : "چون شما علي و فاطمه وحسن وحسين را بدون ما معرفي مي كنيد ! "
پيامبر تبسمي كرد و فرمود : " اي عمو ! اما سخن تو كه گفتي آيا ما از يك چشمه نيستيم راست گفتي ولي اي عمو ! خداوند متعال من علي و فاطمه و حسن وحسين را قبل از اينكه آدم را خلق كند آفريد بطوري كه در آن هنگام هيچ آسماني بنا نشده وهيچ زميني گسترده نشده بود و همچنين هيچ ظلمت و نورو هيچ بهشت و جهنمي و هيچ آفتاب و ماهي وجود نداشت .
عباس گفت :"اي رسول خدا ! ابتداي آفرينش شما چگونه بود ؟"
پيامبر فرمود : " اي عمو ! وقتي خداي متعال اراده كرد كه مارا خلق كند كلمه اي تكلم كرد واز آن نوري آفريد سپس باز به كلمه اي تكلم كرد و از آن روحي را خلق كرد سپس باز به كلمه اي تكلم كرد و از آن نوري آفريد سپس آن نور را با آن روح آميخت پس من و برادرم علي و فاطمه و حسن وحسين را خلق كرد زماني كه هيچ تسبيحي نبود ما خدا را تسبيح مي كرديم وزماني كه هيچ تقديس و پاك شمردني نبود ما اورا پاك و مقدس مي شمرديم .
وقتي خداوند اراده فرمود كه آفرينش را شروع نمايد پس نور مرا شكافت و از آن عرش را آفريد . پس نور عرش از نور من است ونور من از نور عرش برتر و بالا تر است .
سپس نور دخترم فاطمه را شكافت و نور آسمانها و زمين را از آن آفريد پس نور دخترم فاطمه از نور آسمانها و زمين برتر و بالا تر است .
سپس نور پسرم حسن را شكافت و خورشيد و ماه را از آن آفريد پس نور پسرم حسن از نور خورشيد و ماه برتر است .
سپس نور پسرم حسين را شكافت و بهشت و حورالعين را از آن آفريد و نور پسرم حسين از بهشت و حور العين برتر و بالا تر است .
سپس خدا وند به تاريكي ها دستور داد كه بر آسمانها بگذرد پس آسمانها بر ملائكه تاريك شد. ملائكه با تسبيح وتقديس بي تابي كردند و گفتند :" اي معبود و مولاي ما !از وقتي كه مارا خلق كردي و اين اشباح را به ما شناساندي هيچ بدي از آنها نديديم پس به حق اين اشباح اين تاريكي را از ما برطرف كن ."
پس خداوند از نور دخترم فاطمه قنديل ها ي آويزاني را از ميانه هاي عرش خارج كرد پس آسمانها و زمين روشن شد سپس با نورش تابيد و به همين دليل "زهرا " ناميده شد .
فرشته ها گفتند : " اي معبود و اي مولاي ما ! اين نور تابان كه آسمانها و زمين از آن روشن شد مال كيست ؟"
خداوند فرمود : " اين نوري است كه آن را براي امتم از نور جلالم درست كردم .اين نور ، نور فاطمه ، دختر حبيب من و همسر ولي من ،همسر برادر پيامبر من و همسر پدر حجتهاي من بر بندگان است .
اي ملائكه من شما را گواه ميگيرم كه ثواب تسبيح شما را تا روز قيامت براي اين زن و شيعيان و محبيبش قرار دادم ."
پس وقتي عباس اين مطلب را از رسول خدا (ص) شنيد ، از جا بلند شد و پيشاني علي عليه السلام را بوسيد و گفت : " اي علي ! به خدا قسم تو حجت آشكار بر كسي هستي كه به خداي تعالي ايمان آورده است ."