امامت در زیارت عاشوری
خلاصه این که، اسلام و مسلمانان و زمین وآسمان و آنچه در آن است در عزای ابا عبداللّه علیه السلام گریان و عزادار شدند، و به این مضمون روایات فراوانی داریم که گریه همه موجودات را در عزای سیدالشهدا علیه السلام بیان میکنند.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«وقتی امام حسین علیه السلام به شهادت رسید آسمانها و زمینهای هفت گانه و آنچه در آنهاست، بهشت و جهنم، و آنچه پروردگار ما خلق کرده است، آنچه دیده میشوند و آنچه دیده نمیشوند در عزای آن حضرت گریستند.»(2)
با توجه به آنچه گفته شد این پرسش مطرح است که چگونه ممکن است همه عالم در عزای یک فرد بگرید؟! و گریه زمین و آسمان چگونه است؟! برای رسیدن به پاسخ صحیحتر نیاز به تذکر چند نکته است.نکته اوّل:قرآن همه موجودات را تسبیحگوی ذات اقدس الهی میداند:«اِنْ مِنْ شَیْءٍ إلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسبیحَهُمْ»(3)
لازمه تسبیحگویی، داشتن شعور نسبی است، گرچه شعور هر موجودی و در نتیجه تسبیح آن موجود در حد خودش است. همان طور که تسبیح انسانها با هم مختلف است، یکی با حضور قلب و توجه است و دیگری بدون آن، یکی با درک معنای آن است و دیگری بدون فهم آن، یکی تسبیح زبانش با جان و دلش همراه است و دیگری با غفلت، یکی علاوه بر تسبیح زبان و جان ودل با سِرّ و روحش هم تسبیح گوست و دیگری نه،(4) همان طور هم تسبیح در کل عالم مختلف است ودر هر موجودی با توجه به درک و شعور خودش است.
قرآن در جای جای آیات شریفش از این راز پرده برداشته است. گاهی به تسبیح پرندگان وکوهها اشارتی دارد:«سَخَّرْنَا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ»(5)«کوهها و پرندگان را مسخّر داوود کردیم که همراه با او تسبیح خدای را میگویند.»
زمانی به تسبیح و تقدیس رعد و برق تصریح کرده و فرموده است:«یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ»(6)«رعد با حمد و سپاس الهی تسبیحگوی خداست.»
بالاخره در آیاتی چند به تسبیح همه موجودات صحه گذاشته است:«یُسَبِّحُ لِلهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاْءَرْضِ»(7)«هر آنچه در زمین و آسمان است تسبیحگوی ذات اقدس الهی است.»
نکته دوم:
گریه هر موجودی همچون تسبیح هر موجود به حسب خودش است، اگر ما توقع داشته باشیم که گریه همه موجودات مثل گریه ما انسانها باشد، توقعی است نابهجا و حاکی از خودمحوری وخودنگری، که این خود سد بزرگی است در راه شناخت حقایق عالم و فهم مسایل اعتقادی وتوحیدی که متأسفانه بسیاری از به اصطلاح متفکران عالم گرفتار این معضلاند.
از حضرت عیسی مسیح علیه السلام نقل شده است:«لَنْ یَلْجَِ مَلَکُوتَ السَّماواتِ مَنْ لَمْ یُولَدْ مَرَّتَیْنِ.»(8)«کسی که دو بار متولد نشود، نمیتواند به ملکوت آسمانها نفوذ کند.»
زیرا بار اول که تولد از رحم مادر است، همگانی و غیراختیاری است، اما تولد دوم که تولد وخروج از رحم عادات و آداب و رسوم و مادی اندیشیدن است، به مراتب از تولد اول مشکلتر، امّا به اختیار آدمی است. با این تولد است که انسان به حقایق عالم نزدیک میشود.
چون دُوم بار آدمیزاده بزاد پای خود بر فرق علتها نهاد(9)
بیشتر مفسران در ذیل آیه شریفه «فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الاْءَرْضُ»(10) گفته اند:«این تعبیر ممکن است کنایه از حقارت آنها و عدم وجود یاور و دلسوز برای آنها باشد؛ زیرا در میان عرب معمول است، هنگامی که میخواهند اهمیت مقام کسی را که مورد مصیبتی واقع شده بیان کنند میگویند: «آسمان و زمین بر او گریه کردند وخورشید و ماه برای فقدان او تاریک شدند.»
این احتمال نیز داده شده که منظور گریستن اهل آسمانها و زمین باشد؛ زیرا آنها برای مؤمنان و مقربان درگاه خداوند گریه میکنند، نه برای جبارانی همچون فرعونیان.»(11)
درباره گریه زمین و آسمان بر حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام گفته اند:«گریه آسمان و زمین یک گریه حقیقی است که به صورت نوعی دگرگونی و سرخی مخصوصی ـ علاوه بر سرخی همیشگی به هنگام طلوع و غروب ـ خودنمایی میکند، چنان که در روایتی میخوانیم: "لَمّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیّ بْنِ ابیطالِبٍ بَکَتْ السَّماءُ عَلَیْهِ وَ بُکائُها حُمْرَةُ أَطْرافِها"؛ "هنگامی که حسین بن علی علیه السلام شهید شد آسمان بر او گریه کرد، و گریه او سرخی مخصوصی بود که در اطراف آسمان نمایان شد".»(12)
این مطلب نزد بسیاری از علمای اهل سنت نیز امر مسلمی بوده و به آن اعتراف کرده و در کتابهای خود بدان تصریح کردهاند.(13) در روایات شیعه هم به صورت متواتر نقل شده است.(14)
نکته سوم:
سومین نکته که برای رسیدن به پاسخ لازم و ضروری است، شناخت جایگاه معصومان علیهمالسلام اعم از امام علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در نظام هستی است.
امامت امر اعتباری و قراردادی نیست، تا عدهای در سقیفه گرد هم جمع شوند و یکی را نصب یا دیگری را عزل کنند، بلکه مقامی الهی و انتخابی ربّانی و ازلی است.
به راستی چرا اینان برای این مقام الهی برگزیده شدند، آیا دیگران این لیاقت را در این حدّ داشتند وبه عللی انتخاب نشدند یا فقط اینها بودند که لیاقت این مقام و سمت الهی را داشتند؟
امامت جایگاه تکوینی است، نه اعتباری و تشریفاتی، همان طور که رهبری و امامت نفس برای بدن یک امر قراردادی و اعتباری نمیباشد؛ زیرا حیات همه اعضا و جوارح انسان به برکت روح است، تلاش و فعالیتش، به سبب روح است، غم و شادیاش، به برکت روح است، خنده و گریهاش، تجلی روح و نفس است و اگر یک لحظه نفس، دستاندرکار تدبیر و فیض رسانی به بدن نباشد، بدن مرده است، به همین منوال در روایات درباره معصومان علیهمالسلام که روح نظام هستیاند، آمده است:«بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَری وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الاْءَرْضُ وَ السَّماءُ.»(15)«رزق همه موجودات به برکت او و ثبات زمین و آسمان از اوست.»
در زیارت مطلقه ابی عبداللّه علیه السلام میخوانیم:
«بِکُمْ تَنْبُتُ الاْءَرْضُ أَشْجارَها وَ بِکُمْ تَخْرُجُ الاْءَرْضُ ثِمارَها وَ بِکُمْ تُنْزِلُ السَّماءُ قَطْرَها وَرِزْقَها، بِکُمْ یَکْشِفُ اللّهُ الْکَرْبَ وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ اللّه الْغَیْثَ وَ بِکُمْ تُسَبِّحُ الاْءَرْضُ الَّتی تَحْمِلُ أَبْدانَکُمْ وَ تَسْتَقِرُّ جِبالُها عَنْ مَراسِیها.»(16)
«درختان به برکت شما از زمین میروید، میوهها به سبب شما پدید میآید، به برکت شما آسمان بارانش را میبارد و مشکلات به برکت شما برطرف میشود، خداوند به خاطر شما بارانِ رحمتش را فرو میفرستد، زمینی که بدنهای مقدس شما بر آن قرار دارد به یُمن شما تسبیح حق را میگوید و کوهها به برکت شما پابرجاست.»در زیارت ارزشمند و گرانسنگِ جامعه کبیره، معصومان علیهمالسلام به عنوان ولی نعمت معرفی شدهاند: «وَ أَوْلِیاءَ النِّعَمِ».(17)
امام زمان علیه السلام خود را سبب امان و امنیت معرفی میفرماید:«اِنّی لاَءَمانٌ لاِءَهْلِ الاْءَرْضِ.»(18)«من برای اهل زمین سبب امان و امنیت هستم.»امام صادق علیه السلام در حدیثی همه معصومان علیهمالسلام را منشأ بقای عالم دانسته و در پاسخ پرسش کنندهای که میپرسد: چرا مردم به پیامبر و امام نیاز دارند؟ فرمودند:«برای بقای عالم؛ چون خداوند متعال عذاب را از اهل زمین به سبب وجود پیامبر وامام برطرف میکند ... به برکت آنان است که خداوند همه بندگانش را روزی میدهد، به سبب آنهاست که آسمان باران میبارد، به یُمن آنان است که زمین برکاتش را آشکار میکند، به سبب آنان است که خداوند گناهکاران را عذاب نمیکند.»(19)
طبق روایات فراوان از ائمه علیهمالسلام زمین یک لحظه از حجت الهی خالی نبوده و نخواهد بود وگرنه متلاشی خواهد شد.(20) چه این حجت الهی آشکار باشد یا مستور و نهان(21) و رمز و راز این نکته با توجه به آنچه گذشت این است که امام و حجتاللّه، روح نظام و هسته هستی است، او جان است و دیگران جسم، و شاعر چه زیبا سروده است:
ما همه جسمیم و بیا جان تو باش ما همه موریم و سلیمان تو باش
به تعبیر بوعلی سینا:«کَأَنَّها نَفْسٌ ما لِلْعالَمِ.»«گویا نفس انسان کامل روح نظام هستی و عالم است.»(22)
مرحوم غروی اصفهانی قدسسره چه زیبا سروده است:
همره باد صبا نافه مشک ختن است یا نسیم چمن و بوی گل و یاسمن است
مرکز دایره هستی و قطب الاَقطاب آن که با عالم امکان مَثَل روح و تن است
هم فلک را حرکت از حرکات نفساش هم زمین را ز طمأنینه نفساش سکن است(24)
درست به همین جهت است که در هر زمان باید یک ولی زمان، به عنوان پیامبر یا امام وجود داشته باشد؛ چه آشکار یا نهان، تا روح و نفس نظام هستی و واسطه فیض باشد، که در این زمان، روح نظام هستی و واسطه فیض و سبب اتصال زمین و آسمان، حضرت بقیةاللّه الاعظم امام زمان ـ عجل اللّه تعالی فرجه الشریف و روحی و ارواح من سواه فداه ـ میباشد.
با توجه به نکته های یاد شده و آیات و روایات فراوان، که به مقداری از آنها اشاره شد، گریه موجودات در ارتحال و شهادت معصومان علیهمالسلام بسیار عادی و کاملاً مورد قبول است؛ چون ولیّ نعمت و روحشان را از دست دادهاند.
یکی از استادان در این باره نوشته است:
«مگر ممکن است موجودی به ادامه حیات و تشکیل زندگانی، و تسبیح و سجده وتحمید خود در برابر حق سبحانه شعور داشته باشد، ولی نسبت به انبیا واولیاء علیهمالسلام و مؤمنین واقعی هیچ شعور نداشته و ایشان را نشناسد و با وجود چنین شناختی، مگر امکان دارد که در شهادت ویا رحلتشان، متأثر و گریان نشود؟»(25)
«... و گریه و تأثر موجودات به دلیل شناخت آنها نسبت به مقام امامت میباشد.»(26)
بلکه بالاتر از گریه و تأثّر، مرگ هم برایشان حتمی بود اگر بعد از رفتن و شهادت یک معصوم [روح نظام هستی] معصوم دیگری در کار نبود، همان طور که با رفتن روح نه تنها بدن در فقدان روح متأثر میشود، بلکه در فراق روح میمیرد.
امام هشتم علیه السلام فرمودند:«اگر زمین یک لحظه از حجت الهی خالی باشد متلاشی میشود.»(27)امام باقر علیه السلام فرمودند:«تا وقتی ما اهل بیت باشیم اهل زمین در امان هستند، وقتی خداوند بخواهد زمین واهلش را نابود کند، ما را از آنها میگیرد و بعد آنها را نابود میسازد.»(28)
آری، برپایی قیامت منوط به این است که خداوند، روح نظام هستی را بگیرد و جایگزینی برای آن نفرستد که این واقعیت بعد از دوران رجعت جامه عمل میپوشد.
امام صادق علیه السلام فرمودند:«همیشه در زمین حجت خداوند خواهد بود، اما چهل روز مانده به برپایی قیامت خداوند حجتاش را میگیرد، در آن زمان راه توبه بسته است و قیامت برپا میشود.»(29)
چه این که طبع عالم بدون روح متلاشی شدن و نابودی است، طبع بدن نیز بدونِ روح، نابودی و متلاشی شدن است و همه اینها پس از ظهور آقا امام زمان علیهالسلام و برپایی حکومت عدل جهانی آن حضرت و پس از دوران رجعت(30) معصومان علیهمالسلام اتفاق خواهد افتاد.
پی نوشتها:
1- بحارالانوار، ج 45، ص 201 ـ 241.
2- بحارالانوار، ج 45، ص 206؛ کامل الزیارات، باب 26، ح 3، ص 80.
3- سوره اسراء (17) آیه 44.
4- مراتب ذکر و تسبیح را 5، 7 و10 گفتهاند. ر.ک: صراط سلوک، ص 100.
5- سوره انبیاء (21) آیه 79.
6- سوره رعد (13) آیه 13.
7-سوره جمعه(62)آیه 1؛ سوره تغابن(64)آیه 1؛سوره حشر(59)آیه 24 و1؛سوره حدید(57)آیه 1؛سوره صف (61) آیه 1
8- لطایف معنوی، ص 151؛ احادیث مثنوی، ص 96.
9- مثنوی معنوی، ج 2، ص 203.
10- سوره دخان (44) آیه 29: «بر آن ظالمان ـ فرعون و پیروانش که در دریا غرق شدند ـ نه آسمان گریست ونه زمین.»
11- تفسیر نمونه، ج 21، ص 179.
12- تفسیر نمونه،ج 21، ص 179؛ تفسیر المیزان،ج 18،ص 152؛ مجمع البیان،ج 9،ص 84؛ بحارالانوار، ج 45، ص 217.
13- الدرالمنثور،ج 6،ص 31؛ تاریخ ابن عساکر،ج 4،ص 339؛ مقتل خوارزمی،ج 2،ص 90؛ الخصائص الکبری،ج 2،ص 126؛ الصواعق المحرقة،ص 116؛ تاریخ الخلفاء،ص 138؛ عقد الفرید،ج 2،ص 315؛مجمع الزوائد،ج 9،ص 197؛ تهذیب التهذیب، ج 2، ص 354.
14- بحارالانوار، ج 45، باب 40، ص 201 ـ 219، که در آن 48 حدیث به همین مضمون نقل شده است.
15- مفاتیح الجنان، دعای عدیله، ص 154.
16- مفاتیح الجنان، ص 755.
17- همان، ص 982.
18- بحاراالانوار، ج 52، ص 93.
19- همان، ج 23، ص 19.
20- اصول کافی، ج 1، ص 178 ـ 180؛ بحارالانوار، ج 23، ص 1 ـ 56.
21- نهجالبلاغه، کلمات قصار، ص 147.
22- الاشارات و التنبیهات، ج 3، ص 414.
23- انسان کامل از دیدگاه نهجالبلاغه، ص 157.
24- دیوان کمپانی، ص 85 ـ 86.
25- فروغ شهادت، ص 297.
26- فروغ شهادت، ص 298.
27- بحارالانوار، ج 23، ص 29، ح 43.
28- همان، ص 37، ح 64.
29- بحارالانوار، ج 23، ص 41، ح 78.
30- برای اطلاع بیشتر از جریان رجعت، رجوع شود به کتاب ارزشمند الشموس المضیئة فی الغیبه والظهور و الرجعة، تألیف استاد سعادتپرور.